علاوه بر هافبكهاي كناري وظيفه دو هافبك مياني ايران هم كاملا دفاعي تعريف شده بود، بدين ترتيب كه نكونام و تيموريان در اغلب دقايق در داخل هجده قدم ايران، دفاع ميكردند. به همين دليل با آن كه پرتغاليها از جناحين به خوبي دريبل ميزدند، در ميانه محوطه 18 قدم به مشكل ميخوردند و در نتيجه نميتوانستند كاري از پيش ببرند. پرتغاليها به راحتي از جناحين حركت كردند و حتي نصرتي - دفاع چپ ايران - را به شكلهاي مختلف دريبل زدند، ولي پس از آن به سد محكم مدافعان و هافبك هاي پوششس ايران برخوردند. اين تمهيدات در نيمه اول مؤثر بود و پرتغاليها فرصت گلزني چنداني بدست نياوردند. تنها اشكالي كه به مريبان ميتوان گرفت استفاده از معدنچي براي كارهاي دفاعي بود. معدنچي در پرسپوليس به عنوان پيستون چپ مورد استفاده قرار گرفت كه بايهاي بسيار ضعيفي از خود به نمايش گذاشت. كساني كه بازيهاي او را ديدند متوجه شدند كه كارهاي دفاعي او بسيار ضعيف است و وقتي در پايان فصل به عنوان بازيكن آزاد استفاده شد، در 3 بازي 7 گل زد. با توجه به اين موضوع ميتوان نتيجه گرفت مربيان ايران بازيهاي ليگ ايران را دنبال نكرده اند.
نيمه دوم جريان ديگري بود، فيل بزرگ متوجه شد كه از جناحين نميتواند به گل برسد، بنابراين سيستم بازي خود را تغيير داد. آنها توپ را به روي زمين آوردند و با پاسهاي كوتاه تلاش كردند تا دفاع ايران را باز كنند. به همين دليل شاهد آن بوديم كه نيمه دوم پرتغاليها كمتر از جناحين حمله كردند، با وجود اين كه آنها در نيمه اول نصرتي را هر گونه كه خواستند دريبل زدند، اما متوجه شدند كه اين حركت هيچ سودي ندارد. علاوه بر اين شوت از راه دور يكي از بهترين روشها براي گل زدن به تيمهاي دفاعي است. در نهاتي هم تركيب اين دو، باعث گل دكو به ايران شد. يك حركت از جناح چپ و پاسكاري كوتاه روي زمين، شكاف در دفاع و جاگيري نادرست بازيكنان در خط دفاع و گل. جاگيري همان نكتهاي است كه در پست قبلي هم اشاره كردم؛ در صحنه گل پرتغال سه بازيكن ما حضور داشتند كه هيچ يك با دكو يارگيري نكرده بودند. در فوتبال امروز و پس از آريگو ساچي، دفاع زنجيري-منطقهاي (زونال ديفنس) مورد استفاده مربيان قرار ميگيرد كه متأسفانه در تيم ايران اجرا نميشود.
فقدان قدرت بدني يكي ديگر از مشكلات تيم ايران در جام جهاني امسال بود. به شوخي به دوستان ميگفتم، خوب حال پرتغال را گرفتيم، آنها انتظار داشتند تيمي كه در حال حذف از جام جهاني است حمله كند، ولي ما حمله نكرديم و حال آنها را گرفتيم. به هر حال بايد اذعان كرد در دورهاي كه فيزيوتراپها بازيكني كه پايش شكسته است را به مسابقات ميرسانند، صحبت در مورد بدنسازي مضحك است. دوستاني كه تحليل بعد بازي را ديدند گفتند كه حاجرضايي - مفسر و منتقد فهيم - گفته است: «تيم ما دو مربي دروازهباني داشته است ولي مربي بدنساز نداشته است»!
آنچه كه در بازيهاي ايران به خوبي نمايان است و اگر به حال آن چارهاي انديشيده نشود بازي در مقابل آنگولا نتيجه مناسبي ندارد، فقدان بازيساز (پِلِي مِيكر) است. يك بازيكن كه ضرباهنگ تيم را در كنترل خود داشته باشد و بتواند با تعويض منطقه و پاسهاي مناسب تيم را به حركت درآورد. تيم ما در دو بازي اخير خود تا حد زيادي خنثي نشان داد، از سوي ديگر بازيكنان جواني مانند تيموريان هر چه به آخر بازي نزديك شديم، خستهتر نشان دادند. بازي با مكزيك از اين نظر جالب بود كه ما دو بازيكن سر زن در خط حمله داشتيم كه در مجموع دو يا سه سانتر براي آنها فرستاديم. اين مشكلي است كه ممكن است در بازي با آنگولا تكرار شود. فوتبال بدون برنامه نتيجه ندارد. اگر تيمي در جام جهاني ميدرخشد به اين دليل است كه برنامه دارد و تيم خود را ميشناسد. سنگال در جام جهاني 2002 در مقابل دانمارك با سه ضرب به گل رسيد؛ براي آن كه برونو متسو تيم خود را براي ضد حمله و بر اساس توانايي الحاجي ديوف آماده كرده بود. ما چه تاكتيكي داريم؟ جادي بسيار عزيز لينكي برايم فرستاد در مورد نرمافزاري كه كمك ميكند تا تيمهاي حريف را تحليل كنند. سؤال اين است كه آيا در نيمه دوم بازي ممكزيك يا پرتغال مربيان متوجه تغييرات شدند؟
در نهايت بايد گفت كه تيم ما درك درستي از وضعيت موجود ندارد. با يك مساوي با كرواسي جزء مدعيان ميشويم و با يك باخت به مكزيك مغضوب وكيلان مجلس. ابتدا بايد مشخص كنيم چه داريم و ديگران چگونه هستند. ما وقتي باختيم كه به ردهبندي فيفا دلخوش كرديم، در حالي كه فراموش كرديم تيمي كه فقط در اسيا با حريفان كوچك بازي ميكند كه امتياز از دست نميدهد، تيمي كه .. بماند. براي بهتر شدن بايد نگرشها تغيير كنند، با رفت و آمد و اخراج و زد و بند درست نميشود.




آنها موافق است، بنابراين هر مخالفي نشاندهنده يك مثال نقض است و بايد از بين برود. تناقضهاي درون جامعه ناديده گرفته ميشود، همچنان كه دعواها و تنشهاي درون تيم. براي توجيه سركوب بايد اين زن را از تمام برنامههاي تلويزيوني حذف كرد، تا اين پيشفرض را به وجود آورد كه تمام طرفداران تيم ايران مردان طرفدار جمهوري اسلامي هستند.
برنامه بلندمدت داشته باشند. او ميتوانست سيستمهاي تيمي گوناگون براي ايران طراحي و اجرا كند كه موفق نبود. اما در مورد بازيكنان بايد به راحتي ادعا كرد كه وي در بازيكنان ايران تأثيري نداشت. اين بازيكنان در ليگ ايران كشف شدند و برخي مانند مهدويكيا، دايي و كريمي در فوتبال اروپا بازي مدرن را فرا گرفتند. جالب اينجاست بازيكناني كه ايوانكويچ با سليقه شخصي دعوت كرد هرگز نتوانستند در حد قابل قبولي بازي كنند. منظورم از سليقه شخصي، انتخاب بازيكناني است كه همسطح با ساير بازيكنان هستند و مربي خود دعوت ميكند. به عنوان مثال هيچ مربي نميتواند علي كريمي و مهدويكيا را به تيم ايران دعوت نكند، زيرا بسيار تأثيرگذار هستند. اما هميشه اختلاف در دعوت كامل مفرد، صادقي، انصاريان، عزيززاده، بنگر و ... وجود دارد كه مربي با سليقه خود آنها را دعوت مي كند. ايوانوكويچ مدتها در استفاده از كاملي و علوي پافشاري كرد، اما آنها در نهايت حتي در تركيب ۲۳ نفره جام جهاني ايران جايي نداشتند و او مجبور شد تا بختياريزاده و صادقي را با خود ببرد. همچنين فكر ميكنم از زمان استفاده ايوانكويچ از سيستم چهار مدافع، كارشناسان منصف به فقدان يك مدافع چپ كلاسيك اشاره داشتند، اما ايوانكويچ نتوانست بازيكنان مناسبي براي اين پست پيدا كند. مشكلي كه در مورد گل اول و سوم ايران و همچنين ساير لحظات بازي به خوبي مشهود بود؛ سمت چپ تيم ملي لنگ ميزند.

هميشه كنار بگذارد براي تيم گرميوي برزيل بازي كرد. اكنون وي نقش مدير برنامههاي رونالدينيو را بر عهده دارد. رونالدينيو با خاناينا ناتيله ويانا مندس ازدواج كرده است و در 25 فوريه 2005 از وي صاحب پسري شد كه به ياد پدرش نام ژوآئو را براي او برگزيد.