تبليغاتX
سینا و فوتبال

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

همه چشم‌ها در انتظار لحظه‌اي بود كه زين‌الدين زيدان، اعجوبه فوتبال جهان و ساحر توپ گرد، با افتخار چهار گوشه چمن سبز را ببوسد و براي هميشه كنار برود. بازي بسيار حساس بود، فينال جام جهاني جهاني 2006 آلمان و بازی مقابل ايتاليا. بازي در وقت اضافي با نتيجه 1-1 مساوي در حال پيگيري بود و مربي فرانسه اميدوار بود تا در ضربات پنالتي شاهد هنرنمايي ستاره بي‌بديل تيمش باشد. اما در دقيقه 110 اتفاق عجيبي افتاد، جنجالي بين بازيكنان برپا شد و داور پس از مشورت با كمك خود كارت قرمز را به زيدان نشان داد. پخش صحنه آهسته نشان مي‌داد كه زيدان با سر به سينه ماتراتزي كوبيده ؛ بنابراين اخراج او كاملا درست بوده است. پس از بازي نظرات زيادي در مورد اين صحنه و اخراج زيدان مطرح شد، از جمله اين كه ماتراتزي توهين نژادپرستانه كرده و با اين كار زيدان را تحريك نموده است. به هر حال اين پايان كار اسطوره فوتبال فرانسه و بهترين بازيساز سال‌هاي اخير فوتبال جهان بود. بسياري گمان توپ طلامي‌كردند كه اين اخراج ممكن است باعث شود كه كارشناسان توپ طلاي جام جهاني را به زيدان ندهند، اما حركات ديدني زيدان آن قدر چشمگير بود كه با اختلاف كمي نسبت به كاناواروي ايتاليايي بهترين بازيكن جام شناخته شود.

زين‌الدين يزيد زيدان در 23 ژوئن 1972 در مارسي فرانسه و در خانواده‌اي الجزايري به دنيا آمد. هنگامي كه در بوردو و زير نظر رولند كوربيس بازي مي‌كرد، وي او را «زيزو» صدا كرد و همين نام بر روي او باقي ماند. برخي دوستانش او را «ياز» صدا مي‌زنند؛ چرا كه نام او يزيد هم دارد. زيدان كودكي خود را در شمال مارسي و در خانه‌هايي كه دولت براي خانواده‌هاي با درآمد پايين ساخته بود، سپري كرد، اما هرگز در تيم المپيك مارسي بازي نكرد. اما طبق گفته خودش به شدت تحت تأثير بازي انزو فرانچسكولي بازيساز اروگوئه‌اي مارسي قرار گرفت و آن قدر به وي علاقه داشت كه نام كودكش را انزو بگذارد.

بازي‌هاي باشگاهي

اولين باشگاه او كان بود كه بين سال‌ها 1988 تا 1992 در آنجا هنرنمايي كرد. سپس به تيم بوردو پيوست و در سال‌هاي 1992 تا 1996 در اين تيم بازي كرد. در سال 1996 با قراردادي به مبلغ 2 ميليون پوند به يوونتوس تورين در ايتاليا رفت تا پله‌هاي ترقي را طي كند. زيدان به همراه يوونتوس سوپركاپ اروپا و قهرماني كالچيو – ليگ دسته يك ايتاليا – را كسب كرد. در طول اين سال‌ها به همراه تيم ملي فرانسه زیدانقهرمان جام جهاني 1998 و قهرمان جام ملت‌هاي اروپاي 200 شد. پس از آن به شدت مورد توجه مسؤولان باشگاه رئال مادريد قرار گرفت كه سياست خود را بر خريد بازيكنان گران‌قيمت و مشهور قرار داده بودند. به همين دليل در سال 2001 با مبلغ افسانه‌هاي 99 ميليون يورو به تيم رئال مادريد پيوست كه بدين ترتيب گران‌ترين بازيكن تاريخ فوتبال جهان شد.

در فصل 2001-2002 جام قهرماني باشگاه‌هاي اروپا و در بازي فينال، زيدان بر روي ارسال روبرتو كارلوس با شوتي تك‌ضرب يكي از زيباترين گل‌هاي جام‌هاي اروپايي را به ثمر رساند و با اين گل رئال را قهرمان باشگاه‌هاي اروپا كرد. افتخاري كه خود او هم به ويترين افتخارات بي‌شمارش اضافه كرد. زيدان اعلام كرده بود كه در پايان قراردادش با رئال در سال 2007 از فوتبال كناره‌گيري مي‌كند، اما با توجه به مصدوميت‌هاي بي‌شمار تصميم خود را تغيير داد و در پايان فصل 2006 از فوتبال باشگاهي كناره‌گيري كرد. در 7 مي 2006 زيدان آخرين بازي خود را در ورزشگاه اختصاصي رئال مادريد – سانتياگو برنابئو – و در مقابل ويلارئال انجام داد. در اين بازي بازيكنان رئال پيراهني بر تن داشتند كه بر روي آن نوشته شده بود «زيدان 2001-2006» و طرفداران رئال در تمام زمان بازي او را تشويق مي‌كردند. در نهايت آنها با چشماني اشكبار با او وداع كردند.

بازي‌هاي بين‌المللي

زيدان در عرصه ملي امكان بازي در هر دو تيم الجزاير و فرانسه را داشت، ولي مربي الجزاير در آن دوره از زيدان استفاده نكرد. گفته مي‌شود دليل وي اين بود كه زيدان به قدر كافي سريع نيست! به همين دليل در 17 آگوست 1994 زيدان اولين بازي ملي خود را براي فرانسه و در مقابل جمهوري چك انجام داد. او در دقيقه 63 و در حالي كه فرانسه دو بر صفر از حريف عقب بود، وارد زمين شد و با دو گلي كه به ثمر رساند، نتيجه را دو بر دو مساوي كرد. اوج شهرت ملي زيدان به سال 1998 و بازي فينال مقابل برزيل بازمي‌گردد كه موفق شد با دو ضربه سر دو گل به ثمر برساند و فرانسه با برد سه بر صفر در آن ديدار براي اولين بار قهرمان جهان شود. امانوئل پُتي همبازي زيدان در تيم ملي و زننده گل سوم فرانسه در بازي فينال گفت: «هر موقع نميدانيم با توپ چه كنيم، آن را به زيدان مي‌دهيم».

در سال 2000 فرانسوي‌ها با بازي درخشان زيدان مقام قهرماني جام ملت‌هاي اروپا را نيز از آن خود كردند. جام جهاني 2002 خاطره بدي براي زيدان و فرانسه است؛ چرا كه حتي موفق نشدند از گروه مقدماتي صعود كنند و در همان مرحله اول حذف شدند. در يورو 2004 هم فرانسه و زيدان مغلوب يونان زیدانقهرمان شدند و نتوانستند به جمع چهار تيم راه پيدا كنند. پس از بازي‌هاي سال 2004 زيدان، تورام و ماكلله اعلام كردند كه از بازي‌هاي ملي خداحافظي مي‌كنند. اما هنگامي كه تيم فرانسه در مرحله مقدماتي جام جهاني 2006 بسيار بد بازي كرد و در آستانه حذف قرار گرفت، هر سه بازيكن تصميم خود را تغيير دادند و به تيم ملي بازگشتند. فرانسه به جام جهاني راه يافت، در حالي كه هيچ كس روي آن حساب ويژه‌اي باز نمي‌كرد. فرانسوي‌ها در دو بازي ابتدايي نااميدكننده ظاهر شدند و دو تساوي مقابل تيم‌هاي كره و سوئيس بدست آوردند. زيدان هم با دريافت دو كارت زرد در دو بازي، بازي سوم با توگو را از دست داد. فرانسه با پيروزي مقابل توگو به مرحله حذفي راه يافت و از همين مرحله هنرنمايي زيدان آغاز شد. وي در مقابل اسپانيا يك پاس گل داد و به زيبايي گل سوم تيمش را به ثمر رساند. اوج هنر زيدان در مقابل برزيل بود، زيدان «در اين بازي از همه برزيلي‌ها برزيلي‌تر بازي كرد». كنترل عالي توپ، پاس‌هاي دقيق و دريبل‌هاي سريع و سرپاي او همگان را مبهوت كرده بود. جهانيان كه منتظر هنرنمايي رونالدينيو و كاكا بودند، مجبور شدند زيدان را تحسين كنند. در ديدار نيمه‌نهايي زيدان تك گل فرانسه را مقابل پرتغال از روي نقطه پنالتي به ثمر ساند تا فرانسه به فينال برود. در بازي نهايي مقابل ايتاليا هم زيدان با روحيه‌اي مثال‌زدني با يك ضربه چيپ بوفون را مغلوب پنالتي خود كرد. اما در نهايت زيدان از بازي اخراج شد و نتوانست به تيمش در ضربات پنالتي پايان بازي كمكي بكند؛ فرانسه دوم شد. بازي‌هاي درخشان زيدان موجب شد تا توپ طلاي بهترين بازيكن جام به وي اختصاص يابد.

زيدان تنها بازيكني است كه در دو جام جهاني غير متوالي از زمين اخراج مي‌شود: 1998 مقابل عربستان سعودي و 2006 مقابل ايتاليا. در تاريخ جام جهاني تنها چهار بازيكن در دو فينال گل زدند: واوا و پله از برزيل، برايتنر از آلمان و زيدان از فرانسه.

زندگي خانوادگي
زيدان در سال 1993 با ورونيك ازدواج كرد. ورونيك مانكن و خواننده‌اي با اصليت اسپانيايي است. حاصل اين ازدواج چهار پسر با نام‌هاي انزو، لوكا، تئو و الياس است.

اطلاعات شخصي
نام كامل: زين‌الدين يزيد زيدان (Zinedine Yazid Zidane)
تاريخ تولد
23 ژوئن 1972
محل تولد
مارسي، فرانسه
قد
185 سانتي‌متر
اسم مستعار و متداول
زيزو

باشگاه‌هاي حرفه‌اي
      كان بين سال‌هاي 1988-1992
                                      61 بازي 6 گل
       بوردو بين سال‌هاي 1992 – 1996
                                      139 بازي 28 گل
       يوونتوس بين سال‌هاي 1996 - 2001
                                      151 بازي 24 گل
        رئال مادريد بين سال‌هاي 2001 - 2006
                                       155 بازي 34 گل

تيم ملي
                  107 بازي و 31 گل زده

  • افتخارات
    بهترين بازيكن جهان در سال‌هاي 1998 و 2000 و 2003
    بهترين بازيكن اروپا در سال 1998
    بهترين بازيكن جام قهرماني باشگاه‌هاي اروپا در سال 2001-2002
    بهترين بازيكن جام جهاني 2006 آلمان (توپ طلا)
    قهرمان جام جهاني 1998 و نائب‌قهرمان جام جهاني 2006 همراه تيم ملي فرانسه
    قهرمان اروپا همراه تيم ملي فرانسه در سال 2000
    قهرمان ليگ ايتاليا (سري آ) در فصل‌هاي 1996-1997 و 1997-1998 همراه تيم يوونتوس
    قهرمان سوپركاپ ايتاليا در سال 1997 همراه تيم يوونتوس
    قهرمان سوپركاپ اروپا در سال 1996 همراه تيم يوونتوس
    قهرمان جام بين ققاره‌اي در سال 1996 همراه تيم يوونتوس
    قهرمان جام باشگاه‌هاي اروپا در فصل 2001-2002 همراه تيم رئال مادريد
    قهرمان جام بين قاره‌اي در سال 2002 همراه تيم رئال مادريد
    قهرمان ليگ اسپانيا (لا ليگا) در فصل 2002-2003 همراه تيم رئال مادريد
    برنده سوپركاپ اسپانيا در سال‌هاي 2001 و 2003 همراه تيم رئال مادريد
    برنده سوپركاپ اروپا در سال 2002 همراه تيم رئال مادريد

تکمله

۱- این متن را برای بچه های انجمن نوشته ام و در اصل متعلق به آنهاست

۲- زیدان برای حرکتش در فینال جام جهانی از سه بازی ملی محروم شد و چون اعلام بازنشستگی کرده بود، قرار شد به جای محرومیت سه روز به عنوان فعالیت اجتماعی به جوانان و نوجوانان آموزش دهد

۳- توصیه می کنم حتما مطلب پیام یزدانجو را بخوانید زیدان و زندگی

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 21:39  توسط سينا انصاری  | 

فهرست كادر فني تيم ملي هفته گذشته و بازيكنان روز گذشته اعلام شد. اين فهرست‌ها نكات مثبت و منفي با خود دارد. در مورد كادر فني اضافه شدن روان‌شناس يكي از گام‌هاي مثبت و رو به جلوي فوتبال ماست. سال‌هاست كه فقدان روان‌شناس در كنار تيم ملي به بازيكنان و ريتم كاري تيم ضربه زده است. ناصر حجازي در مورد اردوي آماده‌سازي ايران پيش از جام جهاني ۱۹۷۸ مي‌گويد كه ما مدت زيادي در اردو بوديم و كاملا دلتنگ شده بوديم. همين موضوع روي بازي ما تأثير گذاشته بود و ما مي‌خواستيم زودتر به خانه بازگرديم. حشمت مهاجراني يكي از بهترين‌هاي ما بوده و خواهد بود، اما در همان مسابقات هم ديديم كه روان شناس در كنار تيم نبود و اين مشكلات پيش آمد.

اما در مورد باقي فهرست بايد كمي حساس‌تر باشيم. چند نفر از كادر فني سابقه مربيگري تيم ملي را دارند؛ مهدي مناجاتي، ناصر ابراهيمي و منصور پورحيدري. اولين سؤال اين است كه اين افراد چه تغييري كرده‌اند و چه موفقيتي بدست آورده‌اند كه دوباره به تيم ملي بازمي‌گردند. آنان بايد دانش خود را افزايش مي‌دادند. كريم بوستاني و ابراهيم‌زاده مربيان نوگرايي نيستند. ماركار آقاجانيان در برق نتوانست كار كند. متأسفانه حدس مي‌شود زد كه حضور ناصر ابراهيمي به چه معناست؛ ما وارد اين مسأله نمي‌شويم.

در مورد بازيكنان بايد گفت كه كنار گذاشتن دايي و زندي كار بزرگي است؛ البته جَو ضد دايي شكل گرفته كمك زيادي به قلعه‌نويي كرد. بازگرداندن بازيكناني كه حساسيت روي آنها بيشتر شده بود؛ مثل مبعلي، مجيدي و نيكبخت و باقري، حركت مثبتي است. اما فقط يك نكته اضافه كنم همچنان تيم ايران مدافع چپ ندارد! اين موضوع به چند معناست، يا ايران دوباره به سيستم ۳-۵-۲ روي مي‌آورد يا آن كه دوباره بازيكن غيرتخصصي در جناح چپ دفاع يا آن كه من كلا اشتباه مي‌كنم يا آن كه قلعه‌نويي!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 9:37  توسط سينا انصاری  | 

همه توپ‌هاي ميانه ميدان شاهين به بازيكني لاغراندام ختم مي‌شد تا با هنر دريبل‌زني، هوش بالا و مانورهاي زيبايش كار بازي‌سازي را انجام دهد. در كنار وي محمد حسين ضيايي، كريم بازي و مرتضي يكه تيم را به فينال باشگاه‌هاي تهران مي‌برند. اين بازيكن باهوش كسي جز امير قلعه‌نويي (و به روايتي قلعه‌نوعي) نبود. بچه نازي‌آباد كه فوتبال را از زمين‌هاي خاكي همان منطقه آغاز كرده بود. اما افسوس كه در آن زمان همه تيم ملي ايران از دو تيم پرطرفدار استقلال و پرسپوليس انتخاب مي‌شد و تنها استثناهاي آن زمان كريم باوي، سيروس قايقران و مهدي ابطحي بود.

شماره ۸ شاهين به استقلال پيوست تا بازي‌ساز اصلي استقلال با شماره ۸ شود. بازي‌هاي خوب قلعه‌نويي و بازيكنان استقلال قهرماني ايران و جام حذفي را براي استقلال به ارمغان آورد. اوج هنر قلعه‌نويي در فينال جام حذفي مقابل برق شيراز بود كه نقش مستقيمي در ۵ گل استقلال داشت. قلعه‌نويي به تيم ملي دعوت شد، ولي كمتر به عنوان بازيكن اصلي از وي استفاده شد. بازي ملي قلعه‌نويي بيش از هر چيزي با بي‌مهري مربيان آن زمان تيم به پايان رسيد.

بدترين اتفاقي كه از قلعه‌نويي به ياد داريم، درگيري او با مجتبي محرمي دوست، هم‌محله و هم‌تيمي سابقش در آخرين بازي استقلال و پرسپوليس با داور ايراني است. دقايق پاياني است و بازي ۲-۲. قلعه‌نويي از پشت به محرمي مي‌كوبد. بازي به جنجال مي‌كشد و نيمه‌تمام مي‌ماند.

امير قلعه نويي مدارج ترقي در مربي‌گري را به سرعت طي كرد. دوره‌هاي مربيگري نه چندان ارزشمند آسيا و دوره كوتاه كلاس مربيگري در آلمان با نمره‌هاي درخشان همراه مي‌شود و قلعه‌نويي با وجود آن كه پيشنهادهايي در آلمان دارد، به ايران بازمي‌گردد.

با استقلال اهواز نتايج قابل قبولي مي‌گيرد و پس از يك كش و قوس به استقلال تهران مي‌آيد. قولي كه قلعه نوييدر ابتداي ورودش داد اين بود "ما پس از سه سال قهرمان مي‌شويم" اتفاقي كه اعتبار فراواني براي قلعه نويي به همراه داشت. آنچه در مورد قلعه‌نويي مشهود است، علاقه‌اش به جوانگرايي و البته لجبازي‌هاي گاه و بيگاهش با بازيكنان خاص است. قلعه‌نويي مربي باهوشي است، اما عدم پختگي‌اش در ليگ چندين براي خودش و تيمش مشكلاتي همراه داشته است. برخي مواقع تعويض‌هاي نادرستي مي‌كند و در برخي موارد بر اجراي تاكتيك‌هايش پافشاري زيادي دارد.

به هر حال آنچه مشخص است، تجربه كم قلعه‌نويي است. آلمان در جام جهاني ۲۰۰۲ با وجود جواني فولر و بر روي تجربه و بازي بي‌نقص كان و بالاك به فينال رفت و در جام ۲۰۰۶ با مربي‌گري كلينزمان بي‌تجربه در مربي‌گري تا مرز فينال پيش رفت. اما ساختار فوتبال آلمان و ايران قابل مقايسه نيست. در آلمان قدرت فدراسيون و همچنين نفوذ و محبوبيت بكن بائر ضربه‌گير خوبي است؛ اما ايران با مشكلات ساختاري در فدراسيون و ساير نهادهاي اجتماعي روبروست.

به هر حال آنچه مهم است، اين كه قلعه‌نويي در تيم ايران جوانگرايي خواهد كرد، با توجه به هوشي كه دارد نتايج نسبتا قابل قبولي خواهد گرفت، اما مسلما نمي‌تواند براي مسائل ساختاري فوتبال ايران چاره‌اي باشد. از سوي ديگر او نمي‌تواند چيز جديدي به فوتبال ما بدهد؛ زيرا بايد بتواند خود را با دانش روز فوتبال هماهنگ‌تر كند. ري‌هاگل به فوتبال يونان ضربات ايستگاهي را آموخت و متسو به سنگالي‌ها ضدحمله سريع را. اما قلعه‌نويي ...

به هر حال خوشحالم كه قلعه‌نويي به آنچه در دوره بازيگري استحقاقش را داشت در دوره مربيگري رسيد، اما براي نتيجه گرفتن و خوب بازي كردن هنوز راه زيادي داريم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 10:11  توسط سينا انصاری  | 

زيدان در فينال جام جهاني با سر به سينه ماتراتزي كوبيد. اين واقعه بازتابي بيش از قهرماني ايتاليا در جام جهاني داشت و تا مدت‌ها در كليه رسانه‌هاي عمومي در مورد علل آن صحبت شد. در اولين ساعت‌هاي روز دوشنبه يكي از گروه‌هاي ضد نژادپرستي ادعا كرد كه ماتراتزي زيدان را "مسلمان زيدان و ماتراتزيتروريست" ناميده است. ساعاتي بعد مدير برنامه‌هاي زيدان اين موضوع را تكذيب كرد. ماتراتزي نيز هرگونه توهين نژادپرستانه، مذهبي يا سياسي تكذيب كرد. زيدان طبق وعده‌اي كه داده بود در جلسه چهارشنبه شب اين مسأله را مطرح كرد كه ماتراتزي بيش از يك بار به مادر و خواهر زيدان توهين كرده است. طبق خبر شبكه BBC زيدان گفته است كه به خاطر بچه‌ها و معلماني كه بازي را به عنوان كلاس آموزشي دنبال كرده‌اند، معذرت‌خواهي مي‌كند؛ اما از كار خود شرمنده نيست. وي معتقد است كه يك مرد نمي‌تواند اين توهين‌ها را تحمل كند. "بار اول مي‌شد آن را ناشنيده بگيرم، اما وقتي بار دوم و سوم مي‌شود ديگر نمي‌توان تحمل كرد. او با بدترين واژگان به خواهر و مادر من توهين كرد". اين سخنان زيدان در حالي مطرح شد كه سپ بلاتر اعلام كرده است ممكن است به دليل اين حركت زيدان عنوان "بهترين بازيكن جام جهاني" از زيدان پس گرفته شود.

در مقابل ماتراتزي هرگونه توهين به مادر زيدان را رد كرده است [و البته در مورد خواهر نه]. "من مادرم را در سن 15 سالگي از دست داده‌ام و همين الان هم وقتي در مورد او صحبت مي‌كنم گريه‌ام مي‌گيرد، براي همين هرگز به مادر زيدان توهين نكردم". وي ادامه مي‌دهد "من نمي‌دانستم كه مادر زيدان در بيمارستان است و اميدوارم كه زودتر خوب شود"

كل ماجرا از جايي شروع مي‌شود كه ماتراتزي براي چند لحظه پيراهن زيدان را نگه مي‌دارد. زيدان سر تا پاي ماتراتزي را نگاه مي‌كند و مي‌گويد "اگر پيراهنم را مي‌خواهي بايد تا پايان بازي صبر كني". ماتراتزي حرف‌هايي به زيدان مي‌زند. همان طور كه زيدان مي‌گويد حركت او "واكنش" بوده است و نه حمله. زيدان عصباني مي‌شود و با سر به سينه ماتراتزي مي‌كوبد. زيدان سابقه چنين خشونتي را داشته است؛ او در جام جهاني 1998 تكل خشن روي مدافع عربستان انجام داد و اخراج شد. در سال 2001، درگيري با بازيكن هامبورگ 5 بازي در جام قهرماني باشگاه‌هاي اروپا را از دست داد.

اما بازنده اصلي جنجالي‌ترين صحنه جام جهاني 2006 مجلس شوراي ملي جمهوري اسلامي ايران بود. طبق اخباري كه ديروز ديدم، مجلس شوراي اسلامي از حركت قهرمانانه زيدان در اعمال خشونت عليه فردي كه اسلام توهين كرده است، تشكر كرد! اول اين كه اين افراد اصلا اخبار را دنبال نمي‌كنند، چون تكذيبيه زيدان خيلي سريع اعلام شد كه ماتراتزي به اسلام توهين نكرده است. دوم اين كه آيا وقتي به كسي مي‌گويند "مسلمان تروريست" و او در پاسخ اين جمله با سر به سينه ديگري مي‌كوبد نوعي خشونت مسستر وجود ندارد؟ آيا پاسخ جمله توهين‌آميز خشونت است؟ و چنين حركتي قابل ستايش؟ سوم اين كه زن زيدان خواننده و رقاصي است مشهور. آيا زيدان با چنبن اعتقادي ممكن است چنين دفاعي از دين اسلام بكند؟ چهارم اين كه وقتي مجلس مي‌خواهد اظهار نظري كند نبايد به انتظار سخنان خود زيدان بنشيند تا آبروي خود را از بين نبرد؟

به هر حال زيدان قهرمان بازي با توپ در ميانه ميدان فوتبال است؛ ماتراتزي عضو تيم قهرمان جام جهاني؛ اما روسياهي براي مجلس شوراي اسلامي باقي مي‌ماند.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 9:56  توسط سينا انصاری  | 

جام جهاني به پايان رسيد، با همه خاطرات خوش و ناخوشانه‌اش.

ليپيدر اين جام ايتاليايي‌ها در لحظاتي با فوتبال مدرن خود ما را مسحور كردند تا ديگر فوتبال آنها را دفاعي نناميم، فرانسوي‌ها نقش نوابغ را در ارائه فوتبال باطراوت به ما يادآوري كردند، آلمان‌ها به ما آموختند كه ساختار در فوتبال اهميت دارد؛ زيربناي مناسب در هر حالتي تيم‌ها را به عنوان مدعي مطرح مي‌كند، پرتغالي‌ها فوتبال شناور همراه با حركات تكنيكي را به يادگار گذاشتند.

برزيلي‌ها آموختند كه بدون فوتبال زيبا كسي برايشان تره خورد نمي‌كند و آرژانتيني‌ها متوجه شدند كه اگر فوتبال را زيبا و تهاجمي بازي كنند آن قدر فوتبال‌دوست در جهان وجود دارد كه كور نباشد و اهميت بازي آنها را درك كند. اسپانيا همچنان بايد به دنبال علل شكست خود باشد، آن چيزي كه بعيد است تجمع كليه كارشناسان هم بتواند در مورد آن به نتيجه برسد.

جام جهاني 2006 اما با وداع بزرگاني همراه بود كه برخي از آنها هرگز تكرار نمي‌شوند. جام جهاني آلمان ايستگاه آخر فيگوي پرتغالي بود؛ بازيكني كه در چشمان بهترين مدافعان جهان نگاه مي‌كرد و اعلام فيگو و زيدانمي‌داشت كه من تو را دريبل مي‌كنم و اين كار را انجام مي‌داد. زيدان به پايان فوتبال خود رسيد؛ بازي‌سازي كه دنيا مشابه او را نخواهد ديد. گرچه به قولي تسلطي كه بر توپ داشت بر اعصاب خود نداشت، ولي هرگز بازيكني را فراموش نمي‌كنيم كه توپ جزئي از پايش مي‌شد و سانتي‌متري از پايش دور نمي‌شد. بي‌دليل نيست كه او را بهترين بازيكن اروپايي 50 سال اخير اعلام داشته‌اند. زيدان با بازي بي‌نظيرش مقابل برزيل براي هميشه ماندگار شد و با حركت زشتش در پايان بازي با ايتاليا خود را در كنار دي‌روسي ايتاليايي و فرينگز آلماني در شمار بي‌اخلاق‌ترين‌ها قرار داد. اما به هر حال زيدان قهرمان فرانسه است، او قهرمان فوتبال دنياست. ما هم مي‌خواهيم آن زيداني را به ياد بياوريم كه فيگو را دلداري مي‌دهد و پيراهنش را با او مبادله مي‌كند. اليور كان هم فوتبال ملي را كنار مي‌گذارد، آن هم در جامي كه نسبت به او بي‌مهري شد. او همه ارزش‌هايش را در جام گذشته و تك‌بازي اين جام نشان داد. كان در ذهن‌ها خواهد ماند؛ دروازه‌باني بي‌نقص با همه خصوصيات مورد نياز. اما كمتر كسي باور مي‌كرد روزي اشك‌هاي اليور را ببيند؛ او پس از بازي با برزيل نگريسته بود، ولي روز وداع چرا. سامي جابر هم با غرور بازي ملي را كنار مي‌گذارد؛ او ركوردي مانند پله دارد كه به فاصله 12 سال در دو جام جهاني گل مي‌زند. پايان هنريك لارسون دردناك‌تر است، او استحقاق بيش از اين‌ها را داشت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 17:27  توسط سينا انصاری  | 

كانديداهاي دريافت عنوان بهترين بازيكن جام از آديداس كه طبق عادت هميشگي از بازيكنان چهار تيم نهايي هستند:

1 - زين الدين زيدان (فرانسه). زيدان در طول چند روز 10 سال جوان شد. بازي هاي او در رئال مادريد قابل مقايسه با جام جهاني نيست. بازي هاي وي در مرحله حذفي كاملا ما را به ياد جواني زيدان مي اندازد. زيدان جاي گرفتنش در ميان 10 بازيكن برتر را بيش از هر چيز مديون بازي فوق العاده اش با برزيل است. آن بازي ما را به ياد جمله پتي انداخت: "هر وقت نميدانيم با توپ چه كنيم، آن را به زيدان ميدهيم"
449 دقيقه بازي كرده، 2 گل زده،1 پاس گل،  7 شوت كه 2 تاي آن در چارچوب بوده. 9 بار خطا كرده، 14 بار به رويش خطا شده و 4 تكل زدهزيدان

پست: هافبك

2 - پاتريك ويرا (فرانسه). ويرا مسلما اگر بهترين هافبك دفاعي جهان نباشد، يكي از بهترين هاست. او بسيار عالي تكل مي كند، جاگيري درستي دارد و در گلزني شركت مي كند.
530 دقيقه بازي كرده، 2 گل زده، 2 پاس گل، 8 شوت كه 3 تاي آن در چارچوب بوده. 14 بار خطا كرده، 16 بار به رويش خطا شده و 31 تكل زده

پست: هافبك

3 - تيري هانري (فرانسه). مهاجمي سرعتي با قدرت شوتزني فوق العاده و هوش سرشار. بيش از اين نياز به تعريف ندارد
526 دقيقه بازي كرده، 3 گل زده،0 پاس گل،  14 شوت كه 11 تاي آن در چارچوب بوده. 17 بار خطا كرده، 10 بار به رويش خطا شده و 3 تكل زده

پست: مهاجم

4 - ميشائيل بالاك (آلمان). هافبك بي نظير آلمان نيمي از توانايي خود را در جام نشان نداد، اما همان نيمه كافي بود تا در ميان ده بازيكن قرار بگيرد.
510 دقيقه بازي كرده، 0 گل زده،1 پاس گل،  22 شوت كه 8 تاي آن در چارچوب بوده. 11 بار خطا كرده، 18 بار به رويش خطا شده و 11 تكل زده

پست: هافبك

5 - ميروسلاو كلوزه (آلمان). بازيكني كه تبحر زيادي در گل زدن به تيم هاي ضعيف و همچنين گلزني در جام جهاني دارد! به هر حال كلوزه شانس زيادي براي كسب توپ طلايي ندارد و بايد به همان كفش طلا بسنده كند
582 دقيقه بازي كرده، 5 گل زده،1 پاس گل،  20 شوت كه 12 تاي آن در چارچوب بوده. 15 بار خطا كرده، 19 بار به رويش خطا شده و 15 تكل زده

پست: مهاجم

6 - جان لوئيجي بوفون (ايتاليا). هنگامي كه زير نظر اريكسون بازي مي كرد، وي گفت كه بوفون رونالدوي دروازه بان هاست. شايد كم باشد، بوفون مارادوناي دروازه باني است. با توجه به آن كبوفونه در دوره قبل يك دروازه بان - كان - بهترين بازيكن شد، شانس بوفون زياد است.
570 دقيقه بازي كرده، 1 گل خورده (آن هم از بازيكن خودي!) - دو بار رويش خطا شده

پست: گلر

7 - فابيو كاناوارو (ايتاليا). اگر دست من بود، كاناوارو را به عنوان بهترين بازيكن جام انتخاب مي كردم. او يكي از موثرترين بازيكنان جام است و يكي از دلايل گل نخوردن ايتاليا. افسوس كه در جام جهاني توجهي به بازيكنان دفاعي نمي شود.
570 دقيقه بازي كرده، 0 گل زده،0 پاس گل،  4 شوت كه 0 تاي آن در چارچوب بوده. 9 بار خطا كرده، 8 بار به رويش خطا شده و 24 تكل زده

پست: مدافع

8 - آندرا پيرلو (ايتاليا). خونسرد، دقيق و باحوصله. خصوصياتي كه براي هر توپ پخش كني نياز است. اما فاصله زيادي تا ويرا و زيدان دارد.
547 دقيقه بازي كرده، 1 گل زده،2 پاس گل،  6 شوت كه 4 تاي آن در چارچوب بوده. 5 بار خطا كرده، 12 بار به رويش خطا شده و 20 تكل زده

پست: هافبك

9 - جان لوكا زامبروتا (ايتاليا). آچار فرانسه ايتاليايي !! او در همه پست ها خوب بازي مي كند. از دفاع چپ به راست مي رود و از آنجا به هافبك. در گلزني تيمش شركت مي كند و در كارهاي دفاعي بي نقص است.
480 دقيقه بازي كرده، 1 گل زده،1 پاس گل،  4 شوت كه 2 تاي آن در چارچوب بوده. 13 بار خطا كرده، 6 بار به رويش خطا شده و 14 تكل زده

پست: مدافع

10 - مانيش (پرتغال). بازيكني شوتزن با خصوصيات دفاعي - تهاجمي. اما احتمالا همه ما بازي فيگو و رونالدو را بيشتر از او مي پسنديم.
526 دقيقه بازي كرده، 2 گل زده،0 پاس گل،  18 شوت كه 8 تاي آن در چارچوب بوده. 6 بار خطا كرده، 3 بار به رويش خطا شده و 2 تكل زده

پست: هافبك

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 17:24  توسط سينا انصاری  | 

مستر كارت در هر جام جهاني يك تيم 23 نفره منتخب اعلام مي كند. تيم منتخب جام جهاني 2006 آلمان:

دروازه بان ها: جان لوئيجي بوفون (ايتاليا) - ينس لمان (آلمان) - ريكاردو (پرتغال)

مدافعان: روبرتو آيالا (آرژانتين) - جان تري (انگلستان) - ليليان تورام (فرانسه) - فيليپ لام (آلمان) - فابيو كاناوارو (ايتاليا) - جيان لوكا زامبروتا (ايتاليا) - ريكاردو كارواليو (پرتغال)

هافبك ها: زي روبرتو (برزيل) - پاتريك ويرا (فرانسه) - زين الدين زيدان (فرانسه) - ميشائيل بالاك (آلمان) - آندرا پيرلو (ايتاليا) - گنارو گاتوسو (ايتاليا) - فرانچسكو توتي (ايتاليا) - لوئيس فيگو (پرتغال) - مانيش (پرتغال)

مهاجمان: هرنان كرسپو (آرژانتين) - تيري هانري (فرانسه) - ميروسلاو كلوزه (آلمان) - لوكا توني (ايتاليا)

همچنين ژيلت هر ساله بهترين بازيكن جوان را انتخاب مي كند كه امسال لوكاس پودولسكي از آلمان انتخاب شد

به نظر شما چه كسي بهترين بازيكن جام مي شود؟ جاي چه كساني در اين فهرست خالي است؟

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 9:53  توسط سينا انصاری  | 

از ميان هشت تيم حاضر در مرحله يك چهارم نهايي جام جهاني، شش تايشان با يك مهاجم بازي كردند. برزيل هم كه با دو مهاجم نوك در جام حاضر شده بود، تنها از يك مهاجم استفاده كرد. در اين ميان آرژانتيني‌ها كه با فوتبال رويايي‌شان در مرحله قبل همه را به وجد آورده بودند، به جاي ساويولا از توز آرژانتين حذف شداستفاده كردند كه در لحظاتي مي‌تواند به عقب برگردد و نقش هافبك تهاجمي به خود بگيرد.

تنها تيمي كه با دو مهاجم بازي كرد، آلمان بود و مزد نگرش مربي خود را گرفت و با شكست دادن بهترين تيم جام به نيمه نهايي رفت. آلمان در ابتداي جام جز شانس‌هاي اصلي قهرماني به حساب نمي‌آمد و از برزيل و ايتاليا و آرژانتين صحبت‌هاي بيشتري مي‌شنيديم، ولي آلمان‌ها با پياده كردن تفكرات مربيان خود توانستند به خواسته‌هاي خود برسند.

آلمان‌ها دفاع وسط قدرتمندي ندارند و خودشان به درستي اين را مي‌دانند، به همين دليل كلينزمن وظايف دفاعي بيشتري به فرينگز (شماره ۸) داده است تا نقش مكمل خط دفاع را داشته باشد. مشابه همين وظيفه در جام ملت‌هاي اروپاي  ۱۹۹۶ بر عهده ديتر آيلتس بود كه هم نقش تخريبي در ميانه ميدان داشت و هم نقش پوششي براي دفاع. هم در جام ۱۹۹۶ آيلتس يكي از بهترين‌ها بود و هم فرينگز در اين جام. بنابراين آلمان‌ها به خوبي از داشته‌هاي خود باخبرند و همين نكته به آنها اجازه مي‌دهد تا همواره خود را به مراحل بالاي جام برسانند.

آلمان‌ها در جناحين قدرت زيادي دارند، دو مدافع سخت‌گير و دونده در دو جناح بازي مي‌كنند كه با هافبك‌هاي كناري هماهنگي لازم را دارند، به همين دليل بايد جناحين آلمان را كور كرد. دو بازيكن مكملي كه كلينزمن براي خط حمله پيدا كرده، تلفيق مناسب دوندگي، قدرت بدني، ضربات سر و شوتزني است. در ميانه ميدان هم حضور دو هافبك شوتزن امكان گلزني آلمان‌ها را افزايش داده است.

اما علاوه بر شناخت صحيح خود، آنچه فوتبال بي‌ستاره آلمان را موفق كرده است، ساختار تيمي و فدراسيون قدرتمند اين كشور است. آلمان‌ها همواره منطقي بوده‌اند، حتي به شكلي بي‌رحم منطقي هستند؛ به همين دليل تحليل مي‌كنند، نقاط ضعف خود را شناسايي مي‌كنند، براي رفع آن برنامه‌ريزي مي‌كنند و در نهايت به هم فحش نمي‌دهند. آلمان‌ها از چند سال پيش پي بردند كه ستاره‌هايشان رو به افول هستند، بنابراين كارشناسان انتقادات خود را مطرح كردند و اين جسارت به وجود آمد كه جوانگرايي كنند. آنها فردريش و لام جوان را به تيم ملي آوردند تا امروز به مرحله نيمه نهايي بروند. آنها نقطه ضعف خود را در ميانه دفاع مشخص كردند و بازيكني تاكتيك‌پذير را براي پوشش و تكميل تاكتيك‌هاي دفاعي خود بكار بردند. در مقابل مقايسه كنيد با ما كه در طول چهار سال نتوانستيم يك دفاع چپ تخصصي داشته باشيم!

اما فوتبال آلمان هنوز بدون نقطه ضعف نيست، با وجود تمهيدات مربيان هنوز ميانه دفاع آلمان آسيب‌پذير است و اين آسيب‌پذيري در حركات سرعتي در عمق دفاع مياني به خوبي ديده مي‌شود. كوستاريكا به خوبي از اين ضعف استفاده كرد و با آن كه پس از آن بازي آلمان‌ها مجبور شدند وظايف دفاعي فرينگز را بيشتر كنند همچنان دفاع آسيب‌پذير است. اشتباه پكرمن - مربي آرژانتين - اين بود كه به جاي استفاده از مهاجمان سرعتي مانند ساويولا و مسي از كرسپو و توز بهره برد و همين نكته حملات آرژانتين را خنثي و بي‌بهره كرد.

آلمان‌ها در اين مرحله به تيمي دفاعي و حرفه‌اي با مربي بزرگ برخورد كرده‌اند، مهاجمان اصلي ايتاليايي‌ها سرعتي نيستند و ليپي اين را به خوبي مي‌داند و براي نتيجه‌گيري ممكن است كه از ياكينتا يا اينتزگي سريع در بازي با آلمان استفاده كند. همچنان كه به كامورانسي اجازه دهد به عمق دفاع بيشتر نفوذ كند و او را در جناحين محبوس نكند. اما بايد ديد كه آيا ليپي "به تركيب تيم برنده دست مي‌زند"؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 9:41  توسط سينا انصاری  | 

برزيل پس از 20 سال باز هم در مرحله يك‌چهارم نهايي به فرانسه رسيد. در سال 1986 تله سانتانا مربي‌گري تيمي را بر عهده داشت كه فوتبال را زيبا بازي مي‌كرد. ميانه زمين در اختيار دكتر سوكراتس بود كه با بازيسازي خود مهاجماني چون كاره‌كا و مولر را تغذيه مي‌كرد. آله‌مائو در نقش هافبك دفاعي بازي محكمي ارائه مي‌داد و گاه تا پشت 18 قدم پيش مي‌آمد و با شوت‌هاي بي‌نظيرش براي تيم گلزني مي‌كرد. بازيكنان دفاعي تيم كم از مهاجمان نداشتند و جوليو سزار و خوسيمار در كار حمله مشاركت داشتند. فرانسه – قهرمان اروپا - هم با تمامي بزرگانش به اين بازي آمده بود؛ ميشل پلاتيني، آلن ژيرس، لوئيس فرناندز و ژان تيگانا. نتيجه آن كه يكي از زيباترين بازي‌هاي تاريخ جام جهاني رقم خورد و نام برزيل سانتانا در تاريخ جاودان شد. تله سانتانا تنها مربي برزيلي است كه با وجود عدم توفيق در يك جام جهاني [1982]، باز هم در جام جهاني مربي برزيل شد.

من هم اولين بار همان برزيل را ديدم، هنوز يادم هست تلويزيون خانه ما در هال كوچك خانه‌مان قرار داشت و من در فاصله نزديك تلويزيون محو گردش توپ برزيلي‌ها شده بودم. من شيفته برزيل شده بودم، براي من قهرماني وجود نداشت، مسخ روح بازي زيبا، دوست‌داشتني و باطراوت برزيلي‌ها شده بودم.

در جام 1990 سباستيانو لازاروني با تغيير شيوه بازي برزيلي‌ها به سيستم اروپايي‌ها انتقادها را به جان خريد تا شايد بتواند براي برزيلي‌ها مقام قهرماني به ارمغان آورد. اما شكست دردناك برزيل در مقابل مارادونا و يارانش در مرحله يك‌هشتم نهايي نه از لازاروني اثري باقي گذاشت و نه از سيستم اروپايي‌اش. برزيل 1994 با مربي‌گري كارلوس آلبرتو پاريرا را براي بازي نسبتا دفاعي‌اش مي‌شناسيم كه روي نبوغ و همكاري روماريو و به‌به‌تو قهرمان جهان شد. برزيلي‌ها در فينال مقابل ايتاليا آن قدر خسته‌كننده بازي كردند كه قهرماني در ضربات پنالتي فقط و فقط يك قهرماني ساده بود. سال 1998، همگان منتظر بودند ماريو زاگالو مانند جام جهاني 1970 تيم باطراوت را رهبري كند. اما برزيلِ دفاعي تنها با نبوغ رونالدو به فينال رسيد تا در مقابل فرانسه ميزبان سنگين‌ترين باخت تاريخ جام جهاني‌اش را تجربه كند. برزيل اسكولاري در سال 2002 قهرمان جهان شد. با آن كه اسكولاري سيستمي كاملا شناور ارائه مي‌داد [همچنان كه در پرتغال فعلي چنين است]، اما هدف اصلي تيمش گل نخوردن بود تا گل زدن. در سال 2006، ديگر بايد منتظر تيمي جديد مي‌نشستيم تا شايد با ستارگاني چون رونالدينيو، رونالدو، كاكا، آدريانو، روبينيو و جونينيو فوتبال زيبا ارائه دهد. اما ...

اما برزيل تيمي خسته‌كننده، بي‌روح و بي‌طراوت بود كه مانند ايتاليايي‌ها روي يك حركت به گل مي‌رسيدند و در باقي دقايق بازي را اداره مي‌كردند. برزيل آن چنان بي‌روح بود كه حتي پس از دريافت گل از فرانسه و ترس از خذف باز هم توپ را آرام و بي‌آزار به گردش بياورد و مانند يك تيم معمولي از جام خداحافظي كند. برزيل رفت تا هواداران بي‌شمارش در جهان دست‌ها را به نشانه اعتراض بالا ببرند و بگويند ما ديگر قهرماني حرفه‌اي نمي‌خواهيم، ما بازي زيبا مي‌خواهيم.

برزيل باخت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در پايان از همه دوستاني كه همدردي خود را از طريق نامه، تلفن، SMS و تلگراف به اين بنده حقير اعلام داشتند تشكر مي‌كنم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 9:29  توسط سينا انصاری  | 


بازيكن اخلاق جام:
آسيايي‌هر چند از نظر فني چيزي براي ارائه نداشتند، ولي در حوزه اخلاق پيروزي‌هايي بدست آوردند. بازيكن اخلاق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مربي برتر

 

مربي برتر جام:

فكر نمي‌كنم به جز اين دوست آلماني‌مون شخص ديگه‌اي توانايي و صلاحيت هدايت و حمايت تيم من رو داشته باشه.

 

 

 

بدنساز برگزيده

 

 

مربي بدنساز برگزيده:

در فوتبال امروز بدنسازي اهميت زيادي داره. ايران به دليل فقدان مربي بدنساز دچار مشكلات زيادي شد. فقط فرض كنيد اين مربي، بين دو نيمه بدنسازي مي‌كرد؛ تيم با روحيه بالا نيمه دوم رو شروع مي‌كرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توپ

 

توپ منتخب جام:

خوب، بايد گفت كه توپ چهل تكه اينجا، دو تيكه شده. احتمالا براي بازي بهتر بايد بايد دو تيكه رو به هم چسبوند. آب دهان در اين موارد چسب خوبيه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پديده جام:

بهترين بازيكن جوان، مسي بهتر است يا روني؟

 

 

 

 

 

 

دعا

 

دعاي برتر جام:

با همت بچه‌ها، دعاي خير مردم و ... قهرمان ... !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به روي تخم چشم، گل مي‌زنم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مامان، مامان، مكزيك كجاست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سو استفاده ممنوع مارادونا

 

 

 

 

 

           بدون شرح ......

 

 

 

 

 

 

براي سيناي عزيز، منبع تصاوير سايت رسمي مسابقات است:

fifaworldcup.com

در ضمن سؤال قبلي‌ات را تلاش كردم در متن بعد از آن كامنت جواب دهم، نمي‌دانم درست بود يا نه.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 9:9  توسط سينا انصاری  | 



كتمان نمي‌كنم كه طرفدار برزيل هستم، وگرنه جاي خانم روي نيمكت ذخيره‌هاست!

 

 


 







هماهننگي هافبك‌هاي وسط اهميت زيادي دارد









 

 

 

بايد بپذيريم كه فوتبال آمريكا پيشرفت كرده است، پس مهاجمان تيم من آمريكايي هستند












 

 

 

 

 

اين هم براي يادآوري كه ايران در جام جهاني حضور داشت



 

 

 

 


 











خوشگلا بايد برقصن ! فوتبال چيه؟؟؟؟










ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 18:59  توسط سينا انصاری  | 

در سال 1994، وقتي تيم ملي كلمبيا به مربي‌گري هرنان گومز و بازي والدراما، آسپريلا و رينكون به جام جهاني مي‌رفت همگان از ورود قهرمان صحبت مي‌كردند، گويي تيمي جديد به مسابقات مي‌رود. تيمي متفاوت از كلمبياي بي‌آزار جام‌هاي جهاني پيشين. رسانه‌هاي گروهي هم اين نگرش را دامن مي‌زدند، گروه بازيكنان قهرمانان ملي بودند كه به دنبال كسب افتخار براي كشور فقير و بي‌افتخار خود بودند؛ اما سرنوشت به گونه ديگري رقم خورد.

اواسط بازي با آمريكا توپي از جناح راست كلمبيا سانتر شد، آندرياس اسكوبار براي قطع توپ ارسالي تكل رفت، اما توپ را به اشتباه در دروازه خودي جاي داد. كلمبيا آن تيمي نبود كه آرژانتين را 5 بر 0 شكست داده بود، تيمي بود كه 3 بر 1 از روماني شكست خورد، 2 بر 1 مغلوب آمريكا شد و با يك برد 2 بر 0 مقابل سوئيس تنها زخم‌هاي كهنه‌اش را التيام بخشيد. مدت‌هاست در علوم اجتماعي به ما مي‌گويند ديگر اصطلاح جهان سوم را بكار نبريد؛ چون ديگر شوروي وجود ندارد، اما من به كاستلز تأسي مي‌كنم كه آندرياس اسكوبارجهان چهارم را بكار مي‌برد؛ كلمبيا مصداق كشور جهان سومي بود با همه مشكلات و مسائل مبتلا به. مطبوعات يا در حال بزرگ كردن آدم‌ها هستند يا در حال كوبيدن آنها، سياست‌مداران تنها در پي استفاده از چهره ورزشكاران براي رسيدن به قدرت هستند و مافيا در پي حق سهم خود از افتخارات و سود مالي. در اين ميان مردم تحت تأثير مطبوعات، مسؤولان حراف و مافياي پشت پرده تصويري غيرواقعي از تيم خود مي‌سازد. نتيجه آن كه كلمبيا با يك برد مقابل آرژانتين به عنوان شانس قهرماني معرفي مي‌شود؛ اما قربانيان اصلي سيستم انسان‌ها هستند.

تيم به كلمبيا بازمي‌گردد، آندرياس اسكوبار به رستوران مي‌رود، مردي وارد رستوران مي‌شود، به سمت اسكوبار مي‌رود، مي‌گويد: "از گلي كه به خودمان متشكريم" و با مسلسل اسكوبار را مي‌كشد. ما بايد به چشم‌هاي گريان فرزند خردسال اندرياس اسكوبار 27 ساله خو كنيم كه تلاش مي‌كند جاني در پيكر آبكش‌شده پدرش بدمد و به دنبال سنگ قبر باشيم، نه براي گور اَندي اسكوبار، براي فوتبال حرفه‌اي كه چه ساده جان انسان‌ها را به بازي مي‌گيرد. امروز روز شرم فوتبال است.

كشورهاي جهان سوم چنين مشخصه‌اي دارند، بزرگ كردن بيش از حد خود، فراموش كردن منطق و گريز از واقعيت. با يك برد بازيكنان به سطح قهرمانان مي‌رسند و با پله و مارادونا مقايسه مي‌شوند و با يك باخت مادر و خواهرشان به باد مي‌رود. چقدر ساده است كه بازيكني را جادوگر بناميم و توپ طلا را از آن او بدانيم و فراموش كنيم با اين كار چه فشاري بر او وارد مي‌كنيم، به همين دليل جادوگر وقتي تعويض مي‌شود تبديل به كودك لجبازي مي‌شود كه تنها مي‌تواند به كلمن آب ضربه بزند. قهرمان فوتبال ما مرد 37 ساله‌اي است كه ركوردهاي پله و پوشكاش را پشت سر گذاشته است؛ آن قدر از او تعريف كرده‌ايم تا فراموش كند كه 37 ساله است، شايد بد نباشد كمي هم به شناسنامه‌اش نگاه كند. ما آقاي برانكو ايوانكويج را «برانكو» و «پروفسور» مي‌ناميم تا خودش هم فكر كند كه صميمي‌ترين مرد فوتبال ايران است و با دانش پرفسوري‌اش مي‌تواند هر تيمي را شكست دهد. مردي رئيس فدراسيون فوتبال ايران مي‌شود كه انتقاد را تحمل نمي‌كند، با يك قهرماني گمان مي‌كند كه مديرترين رئيس دنياست، اما جالب اينجاست كه در يك شب رئيس سازمان تربيت بدني به اين نتيجه مي‌رسد كه او نامدبرترين فرد ممكن بوده است؛ همه اين‌ها در يك شب اتفاق مي‌افتد. آدم‌ها يك به يك قرباني مي‌شوند تا ساختارها ثابت و بدون تغيير باقي بمانند. ما هيچ وقت نمي‌فهميم چرا ايران در مسابقات 2000 لبنان در مقابل عمان مي‌بازد، همچنان كه مسائل حاشيه‌اي جام جهاني را هرگز خواهيم فهميد. ما هرگز نخواهيم دانست كه آيا واقعا علي دايي در بازي هاي لبنان براي الواتي بيرون رفته بود؛ همچنان كه هرگز نخواهيم دانست آيا واقعا علي كريمي در جام جهاني آلمان 2006 كودتا كرده بود. ما در سال 1997 به دليل لجبازي محمد مايلي‌كهن مربي بدنساز را كنار مي‌گذاريم تا در مقابل ژاپن بازيكنانمان در وقت اضافه قدم بزنند و با باخت مقابل ژاپن به بازي با استراليا بروند؛ همچنان كه در جام جهاني 2006 به دليل لجبازي برانكو ايوانكويچ بدون مربي بدنساز به جام جهاني برويم و از 6 گلي كه مي‌خوريم، 5 تايش در نيمه دوم باشد. ما آنچنان فضاي نقد را مي‌بنديم كه رئيس فدراسيون به راحتي اعلام كند كه منتقدان دشمنان شخصي وي هستند.

اين يك كشور جهان سوم است: فضاي نقد منطقي و عالمانه بسته است، آماده حركات قهري و ناگهاني با چاشني احساسات، به دنبال يافتن افراد مقصر و نه نظام مقصر. روزگاري آندرياس اسكوبار مي‌ميرد، بدون آن كه بداند چرا؟ برانكو و دادكان هم مي‌روند بدون آن كه بدانند چرا؟ فردا ديگران هم خواهد رفت اما جاي آدمي كه بيايد و اعلام كند «من اشتباه كردم، ببخشيد» خاليست.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 12:8  توسط سينا انصاری  |