هافبکهای دفاعی در فوتبال چند وظیفه مهم دارند و هر بازیکنی با توجه به ویژگیهای فردی خود در انجام یک یا چند وظیفه خاص تبحر دارد. همان طور که از نام هافبک دفاعی بر میآید، مهمترین وظیفه یک هافبک دفاعی ایجاد سد دفاعی در میانه میدان مقابل حملات تیم حریف است. برای این منظور، بازیکن باید بتواند خوب تکل کند، ضربات سر را بزند و قدرت بدنی مناسبی برای شرکت در درگیریها داشته باشد. پاتریک ویرا یکی از بهترین نمونههای چنین هافبکهایی است. خوب تکل میزند، در زدن
ضربات سر تبحر دارد و با قدرت بدنی بالایی که دارد که میتواند در مقابل هر تیمی میانه زمین را از آن خود کند.
خاصیت دفاعی مهمترین ویژگی هافبک دفاعی است، اما در فوتبال امروز همه بازیکنان باید در حملات تیم شرکت مؤثر داشته باشند، در غیر این صورت توان تهاجمی تیم کاهش مییابد. به همین دلیل، یکی از وظایف مهم هافبکهای دفاعی کار توپ پخش کردن است. هافبک دفاعی در جلوی مدافعان بازی میکند، در نتیجه میتواند در انتقال توپ از خط دفاعی به هافبک و حمله نقشآفرینی کند. بازیکنی که با دقت بیشتری پاس بدهد و توانایی ارسال پاسهای کوتاه و بلند داشته باشد، میتواند توپپخش کن خوبی باشد. در میان هافبکهای دفاعی ژابی بازیکن تیم بارسلونا و تیم ملی اسپانیا توانایی ارسال پاسهای سالم زیادی دارد. در برخی بازیها او بیش از 90 درصد پاسهایی که میدهد به مقصد میرسد. اهمیت پاسهای طلایی در نقش هافبک دفاعی به حدی است که آندرآ پیرلو که در تیم اینتر در نقش مهاجم و هافبک تهاجمی بازی میکرد، وقتی به تیم میلان آمد با توجه به توانایی ارسال پاسهای دقیق در نقش هافبک دفاعی بکار گرفته شد. این بازیکن در جام جهانی توپ برنزی را از آن خود کرد.
یکی از وظایف فرعی هافبک دفاعی پیشروی به سوی دروازه حریف و گلزنی با استفاده از شوتهای محکم است. همه بازیکنان دفاعی این ویژگی را ندارند و ممکن است که حتی توانایی شوتزنی ساده را نداشته باشند، مثل حمید استیلی که یکی از هافبکهای خوب ایران بود، تقریباً میشود گفت که اصلاً شوت نمیزد. در مقابل، کریم باقری در نقش هافبک دفاعی گلهای زیادی با شوت به ثمر رساند که شاید گل زیبایش از فاصلة 40 متری به کرده از یادها نرود.
از آنجایی که تعداد معدودی از هافبکهای دفاعی دنیا همة قابلیتهای بالا را همزمان دارند؛ مربیان از ترکیب بازیکنان استفاده میکنند. به عنوان مثال، با توجه به ضعف پیرلو در کارهای دفاعی مربیان از گاتوسو در کنار او استفاده میکنند. در بارسلونا، ریکارد در کنار ژابی از هافبکهای دفاعی با قدرت دفاعی بالاتر استفاده میکند که در فصل گذشته بیشتر این نقش بر عهده ادمیلسون بود.
در مورد نکونام باید گفت که او یکی از بهترین هافبکهای دفاعی حال حاضر ایران است، گرچه به هیچ وجه نمیتوان او را با کریم باقری مقایسه کرد، اما میتوان گفت که او هم درگیرانه در کارهای دفاعی شرکت میکند و هم قدرت شوتزنی متوسطی دارد. از آنجایی که دوست خوبم در مورد شوتزنی نکونام پرسیده بود، باید بگویم که نکونام در بازیهای باشگاهی نشان داده است که بازیکن شوتزنی است، اما نباید انتظار داشت که بتواند در همه بازیها گلزنی کند. بازیکنانی که ما آنها را به عنوان شوتزن میشناسیم در همة بازیها نمیتوانند گل بزنند و تعداد گلهای ملی آنها با استفاده از شوت محدود است. برای آن که بتوانی مقایسه کنی میتوانی به بازی و گلهای فرانک لمپارد، استیون جرارد و جو کُل دقت کنی.

با چشم بسته با هم بازی میکنند و نیازی به بازیساز تخصصی ندارند یا آن که یک بازیساز تخصصی برای اداره میانه میدان به بازی میفرستد. قلعهنویی باید بداند که تیمش تیم هماهنگی نیست، تاکتیکهایی که استفاده میکند، تاکتیکهای جدید و غافلگبرکنندهای نیست و علاوه بر همه این موضوعات روحیه لازم در تیم وجود ندارد. بنابراین حتما باید در میانه میدان تیمش یک بازیساز داشته باشد. در استقلال این نقش بر عهده جباری بود و منصوریان هم گاهی به کمک این بازیکن میآمد. اما قلعهنویی در تیم ملی این وظیفه بر عهده نکونام و تیموریان گذاشت. بازیکنانی که ذاتا هافبک دفاعی هستند و در نتیجه هنگام حمله نمیتوانند حمایت لازم را از مهاجمان انجام دهند. تیموریان که نتوانست مانند همیشه بازی کند و در بازی هم دیدیم که نکونام هنگامی مفید و کارامد بود که به عقب برمیگشت و با پاسهای بلند بازیکنان را تغذیه میکرد. در نبود بازیساز میانه زمین ایران نتوانست بازی را برای مدت طولانی در دست بگیرد و در نتیجه فشار لازم را بر تیم سوریه وارد کند. در تیم ملی فرانسه اگر مربی تیم با دو هافبک دفاعی بازی میکند [که مسلما نباید ویرا و ماکلله را با نکونام و تیموریان مقایسه کرد] دست کم زیدان هم در کنار آنهاست، اتفاقی که با ورود مبعلی به تیم ایران اتفاق افتاد و گل ایران روی همین حرکت بدست آمد.