تبليغاتX
سینا و فوتبال

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

دوستی از من در مورد بازی جواد نکونام و نقش وی در تیم ملی سؤالی کرده بود، ترجیح دادم به جای تمرکز بر روی بازی نکونام دیدی کلی در مورد نقش هافبک‌های دفاعی مطرح کنم و بر اساس آن به هافبک‌های دفاعی ایران بپردازم.

هافبک‌های دفاعی در فوتبال چند وظیفه مهم دارند و هر بازیکنی با توجه به ویژگی‌های فردی خود در انجام یک یا چند وظیفه خاص تبحر دارد. همان طور که از نام هافبک دفاعی بر می‌آید، مهم‌ترین وظیفه یک هافبک دفاعی ایجاد سد دفاعی در میانه میدان مقابل حملات تیم حریف است. برای این منظور، بازیکن باید بتواند خوب تکل کند، ضربات سر را بزند و قدرت بدنی مناسبی برای شرکت در درگیری‌ها داشته باشد. پاتریک ویرا یکی از بهترین نمونه‌های چنین هافبک‌هایی است. خوب تکل می‌زند، در زدن پاتریک ویراضربات سر تبحر دارد و با قدرت بدنی بالایی که دارد که می‌تواند در مقابل هر تیمی میانه زمین را از آن خود کند.

خاصیت دفاعی مهم‌ترین ویژگی هافبک دفاعی است، اما در فوتبال امروز همه بازیکنان باید در حملات تیم شرکت مؤثر داشته باشند، در غیر این صورت توان تهاجمی تیم کاهش می‌یابد. به همین دلیل، یکی از وظایف مهم هافبک‌های دفاعی کار توپ پخش کردن است. هافبک دفاعی در جلوی مدافعان بازی می‌کند، در نتیجه می‌تواند در انتقال توپ از خط دفاعی به هافبک و حمله نقش‌آفرینی کند. بازیکنی که با دقت بیشتری پاس بدهد و توانایی ارسال پاس‌های کوتاه و بلند داشته باشد، می‌تواند توپ‌پخش کن خوبی باشد. در میان هافبک‌های دفاعی ژابی بازیکن تیم بارسلونا و تیم ملی اسپانیا توانایی ارسال پاس‌های سالم زیادی دارد. در برخی بازی‌ها او بیش از 90 درصد پاس‌هایی که می‌دهد به مقصد می‌رسد. اهمیت پاس‌های طلایی در نقش هافبک دفاعی به حدی است که آندرآ پیرلو که در تیم اینتر در نقش مهاجم و هافبک تهاجمی بازی می‌کرد، وقتی به تیم میلان آمد با توجه به توانایی ارسال پاس‌های دقیق در نقش هافبک دفاعی بکار گرفته شد. این بازیکن در جام جهانی توپ برنزی را از آن خود کرد.

یکی از وظایف فرعی هافبک دفاعی پیشروی به سوی دروازه حریف و گلزنی با استفاده از شوت‌های محکم است. همه بازیکنان دفاعی این ویژگی را ندارند و ممکن است که حتی توانایی شوتزنی ساده را نداشته باشند، مثل حمید استیلی که یکی از هافبک‌های خوب ایران بود، تقریباً می‌شود گفت که اصلاً شوت نمی‌زد. در مقابل، کریم باقری در نقش هافبک دفاعی گل‌های زیادی با شوت به ثمر رساند که شاید گل زیبایش از فاصلة 40 متری به کرده از یادها نرود.

از آنجایی که تعداد معدودی از هافبک‌های دفاعی دنیا همة قابلیت‌های بالا را همزمان دارند؛ مربیان از ترکیب بازیکنان استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، با توجه به ضعف پیرلو در کارهای دفاعی مربیان از گاتوسو در کنار او استفاده می‌کنند. در بارسلونا، ریکارد در کنار ژابی از هافبک‌های دفاعی با قدرت دفاعی بالاتر استفاده می‌کند که در فصل گذشته بیشتر این نقش بر عهده ادمیلسون بود.

در مورد نکونام باید گفت که او یکی از بهترین هافبک‌های دفاعی حال حاضر ایران است، گرچه به هیچ وجه نمی‌توان او را با کریم باقری مقایسه کرد، اما می‌توان گفت که او هم درگیرانه در کارهای دفاعی شرکت می‌کند و هم قدرت شوتزنی متوسطی دارد. از آنجایی که دوست خوبم در مورد شوتزنی نکونام پرسیده بود، باید بگویم که نکونام در بازی‌های باشگاهی نشان داده است که بازیکن شوتزنی است، اما نباید انتظار داشت که بتواند در همه بازی‌ها گلزنی کند. بازیکنانی که ما آنها را به عنوان شوتزن می‌شناسیم در همة بازی‌ها نمی‌توانند گل بزنند و تعداد گل‌های ملی آنها با استفاده از شوت محدود است. برای آن که بتوانی مقایسه کنی می‌توانی به بازی و گل‌های فرانک لمپارد، استیون جرارد و جو کُل دقت کنی.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 18:36  توسط سينا انصاری  | 

تساوی ایران با سوریه در شرایطی که فدراسیون پیشین، رییس آن و عملکردش به شدت مورد انتقاد قرار داشت، فرصت خوبی برای دادکان فراهم کرد تا پاسخ تحقیرهای اخیر را بدهد و به نوعی انتقام بگیرد. در اکثر روزنامه‌ها و مجلات در مورد این بازی توضیحاتی داده است که نشان‌دهنده وضعیت نامشخص تیم در شرایط حاضر است. بنابراین تمام توجه خودم را به نقد فنی بازی معطوف می‌کنم و خیلی خلاصه روی نقاط ضعف تیم بحث می‌کنم.

قلعه‌نویی مانند بازی با امارات تیمش را با سیستم 4-4-2 به زمین فرستاد. با این تفاوت که در میانه زمین دو هافبک دفاعی شاغل در اروپا جایگزین کاظمی و مبعلی در میانه زمین شده بودند. مهدوی‌کیا هم در سمت راست هافبک در نقشی ظاهر شد که هفته گذشته کاظمیان بازی می‌کرد. در خط حمله خطیبی به جای اکبرپور وارد زمین شد.

اولین اشتباه قلعه‌نویی این بود که به یک نکته مهم توجه نکرد، یک مربی یا تیمی هماهنگ می‌سازد که ایران و سوریهبا چشم بسته با هم بازی می‌کنند و نیازی به بازی‌ساز تخصصی ندارند یا آن که یک بازی‌ساز تخصصی برای اداره میانه میدان به بازی می‌فرستد. قلعه‌نویی باید بداند که تیمش تیم هماهنگی نیست، تاکتیک‌هایی که استفاده می‌کند، تاکتیک‌های جدید و غافلگبرکننده‌ای نیست و علاوه بر همه این موضوعات روحیه لازم در تیم وجود ندارد. بنابراین حتما باید در میانه میدان تیمش یک بازی‌ساز داشته باشد. در استقلال این نقش بر عهده جباری بود و منصوریان هم گاهی به کمک این بازیکن می‌آمد. اما قلعه‌نویی در تیم ملی این وظیفه بر عهده نکونام و تیموریان گذاشت. بازیکنانی که ذاتا هافبک دفاعی هستند و در نتیجه هنگام حمله نمی‌توانند حمایت لازم را از مهاجمان انجام دهند. تیموریان که نتوانست مانند همیشه بازی کند و در بازی هم دیدیم که نکونام هنگامی مفید و کارامد بود که به عقب برمی‌گشت و با پاس‌های بلند بازیکنان را تغذیه می‌کرد. در نبود بازی‌ساز میانه زمین ایران نتوانست بازی را برای مدت طولانی در دست بگیرد و در نتیجه فشار لازم را بر تیم سوریه وارد کند. در تیم ملی فرانسه اگر مربی تیم با دو هافبک دفاعی بازی می‌کند [که مسلما نباید ویرا و ماکلله را با نکونام و تیموریان مقایسه کرد] دست کم زیدان هم در کنار آنهاست، اتفاقی که با ورود مبعلی به تیم ایران اتفاق افتاد و گل ایران روی همین حرکت بدست آمد.

مضاف به این که در سمت راست استفاده از شکوری و مهدوی‌کیا تجربه ناموفقی به حساب می‌آمد. این دومین اشتباه قلعه‌نویی بود که از یک بازیکن غیرتخصصی در دفاع راست یعنی شکوری استفاده کرد و در کنار وی از مهدوی‌کیا به عنوان هافبک راستی بهره گرفت که تنها دو سه روز است در تمرینات تیم شرکت کرده است و در نتیجه اصلا آشنایی با بازی شکوری ندارد. این موضوع موجب شد تا سمت راست ایران عملا فلج باشد.

سومین اشتباه قلعه‌نویی تعویض‌های او بود. همان طور که در نقد قلعه‌نویی گفته بودم، قلعه نویی در تعویض کردن اشتباهاتی می‌کند که باید روی آنها توجه بیشتری بکند. ورود مبعلی و کاظمیان لازم بود، اما قلعه‌نویی باید ترکیب تیم را تهاجمی‌تر می‌کرد و نه این که با خارج کردن معدنچی سمت چپ ایران را بسیار خوب بازی می‌کرد فلج کند. علاوه بر این، به نظر می‌رسد مربیان تیم ملی – چه ایوانکویچ و چه قلعه‌نویی – فراموش کرده‌اند که مهدوی‌کیا بازی‌های بسیار خوبی در دفاع راست هامبورگ انجام داده است و گاهی می‌توان از او در این پست استفاده کرد.

در نهایت این سؤال را باید از قلعه‌نویی پرسید که با وجود دو هافبک دفاعی یعنی تیموریان و نکونام، چرا کاظمی را وارد زمین کرد؟ سه هافبک دفاعی در مقابل سوریه؟ این قدر حقیر شده‌ایم؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 13:9  توسط سينا انصاری  | 

تیم ملی برای اولین بار پس از جام جهانی در یک دیدار رسمی و با هدایت کادر فنی جدید به میدان رفت. همان طور که از قبل مشخص بود بازیکنان شاغل در لیگ‌های اروپایی در بازی حضور نداشتند و همین موضوع اجازه می‌داد تا بازیکنانی که پیش‌تر در تیم ملی امکان بازی نداشتند، به میدان بروند.

در مقابل، امارات تیمی بود که بر خلاف دهه 1990 قدرت چندانی ندارد و در سال‌های اخیر کاملا سیر نزولی داشته است. تنها نکته مثبت در تیم امارات حضور برونو متسو یا جادوگر سفید به عنوان مربی بود که باعث شده است در چند بازی اخیرش نتایج بهتری بگیرد. متسو به خصوص در نیمه دوم با شناسایی نقاط قوت ایران و بی‌اثر کردن حملات جناح چپ نشان داد که بی‌جهت جادوگر نشده است.

قلعه‌نویی در بازی روز سه‌شنبه از سیستم 4-4-2 استفاده کرد که دو مدافع وسط را فکری و صادقی تشکیل می‌دادند. هادی شکوری دفاع راست بود و نیکبخت دفاع چپ. مشکل اصلی تیم ملی در این بازی نبود دفاع‌های کناری تخصصی در بازی بود. جناح راست ایران چندان زهردار نبود و دلیل اصلی آن قدرت پایین شکوری در انجام حرکات پابه‌توپ بود. شکوری ذاتا یک دفاع وسط سخت‌گیر و سرزن است و به همین دلیل اجازه حرکت به بازیکنان امارات از سمت چپ زمین نداد. نیکبخت هم یک دفاع چپ کلاسیک نیست؛ نیکبخت خصوصیات تهاجمی بیشتری دارد و به همین دلیل جناح چپ ایران در حملات مشارکت بیشتری داشت. استفاده از نیکبخت به عنوان مدافع چپ پیشنهادی بود که من پیش از جام جهانی مطرح کرده بودم. با آن که نیکبخت معمولا به عنوان پیستون چپ استفاده می‌شود و به یاد دارم در ابومسلم در نقش مهاجم هم بازی می‌کرد، ولی با توجه به تکل‌های خوب و درک بالای دفاعی توانست نمره قابل قبولی در نقش دفاع چپ بگیرد؛ گرچه با نیکبخت آماده فاصله زیادی دارد. از سوی دیگر قلعه‌نویی همچنان باید به دنبال یافتن یک مدافع چپ تخصصی باشد. در کل با توجه به ضعف امارات دفاع ایران محک جدی نخورد، اما آنچه مشخص بود و جای تذکر دارد، حرکات گاه کودکانه صادقی است که در لیگ موجبات اخراج وی را فراهم کرده است.

در نبود تیموریان و نکونام دو بازیکن اروپایی ایران، حسین کاظمی توانست یک بازی ملی دیگر تجربه کند. از سوی دیگر مبعلی پس از مدت‌ها به ترکیب تیم ملی بازگشت. کاظمی ذاتا خصوصیات دفاعی دارد و در چنین بازی‌هایی نمی‌تواند خود را نشان دهد، به خصوص که فرصت شوتزنی پیدا نکرد. مبعلی هم آن قدر بد بازی کرد که نبودش در جام جهانی را توجیه کند. دو هافبک کناری نیمه اول ایران بازی خوبی ارائه دادند و نشان دادند که می‌توان بیشتر روی آنها حساب کرد. کاظمیان با حضور مهدوی‌کیا احتمالا نیمکت نشین می‌شود، ولی هم می‌تواند یک ذخیره مطمئن باشد و هم در سیستم 4-3-3 یک گوش راست کلاسیک.

خط حمله ایران را زوج موفق استقلال تشکیل می‌داند: اکبرپور و عنایتی. اتفاقا حرکت ترکیبی این دو موجب شد تا تنها گل بازی به ثمر برسد. این ترکیب نیمه اول با توجه به آن که 7 بازیکن فصل پیش استقلال را در ترکیب اصلی داشت، تا حدی هماهنگ ظاهر شد، ولی همچنان ریتم مناسب حرکتی در تیم دیده نمی‌شود. به خصوص که برنامه گلزنی تیم مشخص نیست.

قلعه‌نویی در نیمه دوم تمامی عناصر تهاجمی خود را تعویض کرد، در این مورد با او هم‌عقیده هستم؛ زیرا در مقابل امارات نمی‌توان انتظار داشت که بازیکنان دفاعی تست شوند و در نتیجه منطقی است که عناصر تهاجمی تغییر کنند. همان طور که انتظار می‌رفت ورود بازیکنان جدید نتوانست حرکات تیمی را هماهنگ‌تر کند و در نتیجه می‌توان بر روی این مسأله تأکید کرد که باید برای بازی‌های آینده بیشتر روی مسأله کار گروهی توجه کرد. این موضوع به خصوص با توجه به حرکات انفرادی بیش از حد رجب‌زاده در چند صحنه به خوبی به چشم آمد.

در نهایت این که افت بسیار شدید چند بازیکن امارات رفته باعث نگرانی‌های زیادی می‌شود. مبعلی، مجیدی و خطیبی بازیکنانی هستند که انتظار بیشتری از آنها می‌رود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 19:36  توسط سينا انصاری  | 

يكي از مشخصه‌هاي مهم كشور ما نبود روح نقد عالمانه و منصفانه است. اين مشخصه پيامد همان چيزي است كه همواره دكتر حاج‌يوسفي آن را سانتيمانتاليسم شرقي [احساسي‌گري] مي‌ناميد. اتفاقات سال‌هاي اخير فوتبال ما هم جزئي كوچك از اين دست نگرش بوده است. بيش از آن كه بحث ما يافتن ملاك، معيار و ميزاني كارامد براي سنجش پيشرفت وضعيت فوتبال كشور ما باشد، رؤساي فدراسيون در پي يافتن ملاك‌هايي بودند كه نشان دهند در دوره آنها فوتبال كشور ما پيشرفت كرده است. اگر در زمان يك فدراسيون تيم ملي به جام جهاني رفته باشد، مهم‌ترين ملاك پيشرفت براي فدراسيون راهيابي به جام جهاني است. اگر تيمي قهرمان بازي‌هاي آسيايي شده باشد؛ مهم‌ترين ملاك پيشرفت براي آن رئيس فدراسيون قهرماني بازي‌هاي آسيايي است. اگر در دوره‌اي تيم ملي زيبا بازي كرده باشد؛ براي آن رئيس فدراسيون زيبا بازي كردن به عنوان هدف عمده و نهايي بازي فوتبال مطرح مي‌شود. اگر در نظام امتيازدهي فيفا تيم ايران پيش رفته باشد؛ همان نكته مهم‌ترين ملاك پيشرفت در نظر گرفته مي‌شود. نكته جالب اين كه رئيس فدراسيون كل دستاوردهاي فدراسيون پيشين را زير سؤال مي‌برد تا خود را به عنوان موجِد تغييرات مطرح كند. در چنين حالتي نه تنها يك رئيس فدراسيون منتقد رئيس پيشين مي‌شود كه آن دو به عنوان دو دشمن خوني در مقابل يكديگر قرار مي‌گيرند! چنين روندي سال‌هاست كه در ورزش و مديريت كشور ديده مي‌شود. تاس مك‌لئود در كتاب برنامه‌ريزي در ايران اشاره جالبي به اين موضوع دارد؛ او مي‌گويد در ايران انتقاد از يك مسؤول به عنوان نقد عملكرد او تلقي نمي‌شود و وي گمان مي‌برد كه از شخص وي انتقاد شده، وي به جاي پاسخگويي در مقابل شخص منتقد قرار مي‌گيرد. به نظر من آنچه در حال حاضر در فوتبال ما در حال رخ دادن است، تكرار قصه قديمي است.

براي نقد عملكرد يك سازمان بايد ملاك ارزيابي داشت. ساخت سنجه‌هاي خلق‌الساعه براي بهتر نشان دادن خود و تيم همراه، نه تنها دردي را دوا نمي‌كند كه خود عاملي براي فريب خود و ديگران است. براي اين كه نشان بدهم ساخت چنين سنجه‌هاي خلق‌الساعه‌اي چندان هم مختص فوتبال نيست، به بحث اخير مجلس و دولت اشاره مي‌كنم كه مجلس مدعي است قيمت‌ها افزايش يافته است و در مقابل دولت ادعا مي‌كند كه قيمت‌ها ثابت مانده است و اين درگيري همچنان ادامه دارد. در حالي كه منطقا كافي است با استفاده از شاخص‌هاي متداول قيمت‌هاي كالاهاي اساسي از بازار مشخص و با قيمت‌هاي سال گذشته مقايسه شود؛ همين. فوتبال ما هم نيازمند همين شاخص‌سازي و پيش از آن برنامه‌ريزي براي آينده است. آينده‌اي كه در آن حضور و اهميت ورزش همگاني و تيم‌هاي پايه پررنگ‌تر باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 8:48  توسط سينا انصاری  |