تبليغاتX
سینا و فوتبال

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

پس از وقفه‌ای ناخواسته و طولانی به دنباله‌ی مطلب اهمیت استراتژی دفاعی بازمی‌گردم.

استراتژی‌های دفاعی دو شکل کلی دارند: (1) بازیکنان دفاعی یک بازیکن مهاجم را کنترل می‌کنند و در طول بازی او را رها نمی‌کنند. در اصطلاح به این نوع دفاع «من تو من» می‌گویند. (2) مدافعان سطح زمین را بین خود تقسیم می‌کنند و هر یک در قسمتی از خط دفاع وظایف دفاعی را انجام می‌دهد. به این نوع دفاع، «دفاع منطقه‌ای» می‌گویند.

در استراتژی اول معمولا از دو بازیکن دفاع وسط با عنوان «یارکوب» استفاده می‌شود که دفاع سومی وظیفه‌ی پوشش آن دو را بر عهده دارد. بازیکنان کناری مستقیما درگیر یارگیری نمی‌شوند و آزادی بیشتری در عمل دارند. در مقابل، در استراتژی دوم می‌توان از بازیکن پوششی استفاده کرد یا آن که بدون استفاده از بازیکن سوم گوشه‌های زمین را به دو مدافع کناری سپرد و دو مدافع وسط کار دفاعی در مرکز را بر عهده گیرند.

چگونگی استقرار و استراتژی دفاع تیم بسته به نظریات مربی و توانایی‌های بازیکنان مشخص می‌شد. آریگو ساچیدر میان سیستم‌های دفاعی، کاتاناچیوی ایتالیایی شهرتی همیشگی داشته است، اما در دهه‌ی 1980 شاهد تغییر این دیدگاه هستیم.

در دهه‌ی 1980 تیم‌های اروپایی رو به استفاده از سیستم 3-5-2 آوردند. حتی در جام جهانی 1990 تیم برزیل تحت رهبری سباستیانو لازارونی از این سیستم استفاده کرد و مورد انتقاد فراوان قرار گرفت. اما یک مربی نوگرای ایتالیایی در میلان انقلابی به وجود آورده بود که اثرات آن همچنان بر فوتبال جهان و گرایش تیم‌ها به استفاده از سیستم چهار دفاعه دیده می‌شود. این مربی آریگو ساچی است که موفق شد نظام دفاع منطقه‌ای جدیدی به وجود آورد که در آن همه‌ی بازیکنان در دفاع حضور دارند و با پوشش دادن بازیکن خودی امکان پیشروی را از حریف می‌گیرند. این سیستم دفاعی با نام انگلیسی زونال دیفنس شناخته می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 22:55  توسط سينا انصاری  | 

در سخنرانی که منجر به اخراج من از مدرسه علامه حلی شد بر غیر مردمی بودن حکومت ایران تأکید داشتم. ملاک من برای این ادعا شرایط اعتراض به تغییر نام خلیج فارس بود. بسیار پیشتر از آن که عناصر حکومتی به این موضوع واکنش نشان دهند مردم به معنای عام نسبت به آن اعتراض کرده بودند و خواستار بازگشت نام خلیج عربی به خلیج فارس شده بودند. اما از آنجایی که حکومت‌ها در ایران همواره خواستار مصادره حرکت‌هایی هستند که مردم آغازگر آن هستند، پس از مدتی جریان را این گونه معرفی کردند گویی حکومت خود آغازگر این اعتراض بوده است. این موضوع به سخیف‌ترین شکل ممکن پیش رفت. افرادی که آن روز در سالن آمفی‌تأتر مدرسه علامه حلی حضور داشتند حتما به یاد دارند که چه کلیپ (آوانما) کم‌ارزشی ساخته شده بود تا دانش‌آموزان به ارزش‌های ملی و اهمیت خلیج فارس پی ببرند؛ تعدادی عکس از مناطق مختلف ایران که مشخصا از اینترنت گرفته شده بود و اندازه‌ها و کیفیت‌های تصویری متفاوتی داشت، همراه با تعداد بسیار زیادی از عکس‌های جنگ که در داخل کادرهای صورتی قرار داده شده بود. آهنگ «ای ایران» که در زمان کودکی ما به نوعی ممنوع بود و «ایران من» محمد نوری موسیقی کلیپ را تشکیل می‌داد! همین، مسؤولان مدرسه می‌خواستند این گونه عرق ملی را به وجود بیاورند.

مثال دیگری که زدم به خوشحالی مردم پس از راهیابی به جام جهانی 1998 در آذر 1376 برمی‌گشت. در آن زمان مردم به شکلی خودجوش به خیابان‌ها ریختند و به رقص و پایکوبی پرداختند. خوب طبیعتا حکومت مردمی مجددا احساس نگرانی می‌کند و باید تلاش کند حرکت را مصادره کند. پیشنهاد و برنامه حکومتیان برای خوشحالی‌های آینده چه بود؟ پخش کیک و شیرینی در میدان‌های بزرگ!!!! انگار که مشکل جوانانی که به خیابان‌ها آمده بودند برای خوردن شیرینی آمده باشند.

چنین حکومتی قطعا نمی‌تواند حضور دو باشگاه پرطرفدار مردمی را تحمل کند. تیم‌های شاهین و دوچرخه‌سواران که بعدها به پرسپولیس و تاج و در نهایت به پیروزی و استقلال تغییر نام دادند، در دهه‌ی 1320 به ترتیب به وسیله عباس اکرامی و پرویز خسروانی تأسیس شدند. از همان ابتدا باشگاه دوچرخه‌سواران که توسط نظامیان اداره می‌شد و خسروانی که مدتی داماد شاه بود ریاست آن را برعهده داشت. به همین دلیل، باشگاه ماهیتی حکومتی داشت؛ تغییر نام باشگاه به تاج خود گویای بسیاری نکات است. در مقابل، باشگاه پرسپولیس ماهیتی مردمی داشت. بسیاری افراد طرفداری از پرسپولیس را نشان از تقابل با حکومت می‌دانستند.

پس از انقلاب 57 تمامی مؤسسات در اختیار دولت قرار داده شد. دو باشگاه هم مطابق معمول در اختیار سازمان تربیت بدنی قرار گرفتند. شاید طنزی نهفته و ناخواسته در واگذاری این دو باشگاه وجود داشته باشد. پرسپولیس که اکنون پیروزی شده بود در اختیار بنیاد مستضعفان قرار داده شد که ما را مجددا به یاد پیش از انقلاب و طرفداری فقرا از باشگاه می‌انداخت و در حال حاضر استقلال در اختیار وزارت رفاه قرار دارد که نشان‌دهنده وضعیت رفاهی بهتر طرفداران باشگاه است.

اما نکته مهم این که در حال حاضر هر دو باشگاه تحت نظارت حکومت هستند و هیچ اثری از مردمی بودن در آنها دیده نمی‌شود. باشگاه‌هایی که می‌توانند بسیار بهتر از این اداره شوند هم اکنون محتاج کمک‌های مالی سازمان تربیت بدنی هستند. باز هم مصادره حکومتی نتایجی زیان‌بار همراه داشته است. به نوعی می‌توان همان مشکل پیشین خرابکاری حکومتی در حرکات مردمی را در اینجا هم دید.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 10:50  توسط سينا انصاری  | 

(3) مدافعان کناری

مدافعان کناری بازیکنانی هستند که در جناحین زمین بازی می‌کنند و مهم‌ترین وظیفة آنها پیشگیری از ارسال توپ بر روی دروازة خودی توسط بازیکنان حریف است. در مواقع حمله نیز در زمین حریف وارد می‌شوند و بر روی دروازه حریف توپ ارسال می‌کنند، گرچه این وظیفة جانبی آنهاست.

در سیستم سنتی و قدیمی 2-3-5 عدد 2 بیانگر همین دو مدفاع کناری بود تا از 3 دفاع وسط متفاوت باشند. اما در فوتبال امروزی مدافعان کناری نقش کلیدی‌تری نسبت به گذشته دارند. حضور و گلزنی تورام در نیمه نهایی جام جهانی 1998 و گلزنی بلتی در فینال لیگ قهرمانان اروپا یادآور همین اهمیت و نقش سرنوشت‌ساز آنهاست.

در فوتبال امروز مدافعان کناری قدرت بدنی بالا، مهارت تکل‌زنی خوب، سانترهای دقیق و قدرت حمل توپ قابل قبول دارند. از مشهورترین مدافعان کناری می‌توان به روبرتو کارلوس، پائولو مالدینی، اشلی کول، کافو، ویلی سانیول و زامبروتا اشاره کرد.

(4) پیستون‌ها یا مدافعان بال

پیستون‌ها مختص سیستم 3مانسینی-5-2 هستند که به دلیل نبود مدافعان و هافبک‌های کناری تخصصی این دو نقش در یک نقش خلاصه می‌شود؛ یعنی بازیکن وظیف دارد هم در کارهای دفاعی تیمش شرکت کند و هم در حملات تیم به عنوان گوش کناری تیمش را همراهی کند. بنابراین این بازیکن باید بطور مداوم طول زمین را طی کند و در نتیجه حتماً باید قدرت بدنی خیلی بالایی داشته باشد. علاوه براین، چون در تهاجمات تیم شرکت می‌کند قدرت پابه توپ بالا و ارسال‌های دقیق جزئی لاینفک از بازی اوست. نقش دفاعی پیستون موجب می‌شود که انتظار داشته باشیم مهارت‌های دفاعی تکل زدن را در حد استاندارد داشته باشد. در فوتبال جهان اندی برمه یکی از بازیکنان تکرارنشدن به عنوان پیستون چپ بود. امروزه سرجینیو هم تا حدی به این استاندارد نزدیک می‌شود. از دیگر پیستون‌های مطرح می‌توان به مانسینی در تیم رم و گروسو اشاره کرد.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 16:56  توسط سينا انصاری  |