استراتژیهای دفاعی دو شکل کلی دارند: (1) بازیکنان دفاعی یک بازیکن مهاجم را کنترل میکنند و در طول بازی او را رها نمیکنند. در اصطلاح به این نوع دفاع «من تو من» میگویند. (2) مدافعان سطح زمین را بین خود تقسیم میکنند و هر یک در قسمتی از خط دفاع وظایف دفاعی را انجام میدهد. به این نوع دفاع، «دفاع منطقهای» میگویند.
در استراتژی اول معمولا از دو بازیکن دفاع وسط با عنوان «یارکوب» استفاده میشود که دفاع سومی وظیفهی پوشش آن دو را بر عهده دارد. بازیکنان کناری مستقیما درگیر یارگیری نمیشوند و آزادی بیشتری در عمل دارند. در مقابل، در استراتژی دوم میتوان از بازیکن پوششی استفاده کرد یا آن که بدون استفاده از بازیکن سوم گوشههای زمین را به دو مدافع کناری سپرد و دو مدافع وسط کار دفاعی در مرکز را بر عهده گیرند.
چگونگی استقرار و استراتژی دفاع تیم بسته به نظریات مربی و تواناییهای بازیکنان مشخص میشد.
در میان سیستمهای دفاعی، کاتاناچیوی ایتالیایی شهرتی همیشگی داشته است، اما در دههی 1980 شاهد تغییر این دیدگاه هستیم. در دههی 1980 تیمهای اروپایی رو به استفاده از سیستم 3-5-2 آوردند. حتی در جام جهانی 1990 تیم برزیل تحت رهبری سباستیانو لازارونی از این سیستم استفاده کرد و مورد انتقاد فراوان قرار گرفت. اما یک مربی نوگرای ایتالیایی در میلان انقلابی به وجود آورده بود که اثرات آن همچنان بر فوتبال جهان و گرایش تیمها به استفاده از سیستم چهار دفاعه دیده میشود. این مربی آریگو ساچی است که موفق شد نظام دفاع منطقهای جدیدی به وجود آورد که در آن همهی بازیکنان در دفاع حضور دارند و با پوشش دادن بازیکن خودی امکان پیشروی را از حریف میگیرند. این سیستم دفاعی با نام انگلیسی زونال دیفنس شناخته میشود.

-5-2 هستند که به دلیل نبود مدافعان و هافبکهای کناری تخصصی این دو نقش در یک نقش خلاصه میشود؛ یعنی بازیکن وظیف دارد هم در کارهای دفاعی تیمش شرکت کند و هم در حملات تیم به عنوان گوش کناری تیمش را همراهی کند. بنابراین این بازیکن باید بطور مداوم طول زمین را طی کند و در نتیجه حتماً باید قدرت بدنی خیلی بالایی داشته باشد. علاوه براین، چون در تهاجمات تیم شرکت میکند قدرت پابه توپ بالا و ارسالهای دقیق جزئی لاینفک از بازی اوست. نقش دفاعی پیستون موجب میشود که انتظار داشته باشیم مهارتهای دفاعی تکل زدن را در حد استاندارد داشته باشد. در فوتبال جهان اندی برمه یکی از بازیکنان تکرارنشدن به عنوان پیستون چپ بود. امروزه سرجینیو هم تا حدی به این استاندارد نزدیک میشود. از دیگر پیستونهای مطرح میتوان به مانسینی در تیم رم و گروسو اشاره کرد.