منظور من از حذف جوانمردانه در این نوشتار، وجود شرایط برابر برای طرفین یک چالش است. در چالش حضور در مسابقات المپیک 2008، شرایط برای همه تیمها یکسان بود؛ یعنی مسابقات به صورت رفت و برگشت برگزار شد و هر تیمی یک بار مهمان بود و یک بار میزبان تیم دیگر. قوانین برای همه تیمها به یک شکل اجرا میشد. تیمها از مدتها قبل از نحوه صعود و قوانین اجرایی مسابقات آگاه بودند. بنابراین شرایط یکسان بود و شایستگی تیمها موجب میشد تا بتوانند به دور بعد صعود کنند. اما برسیم به حذف ناجوانمردانه ...
آدمهای بسیار کمی هستند که با آنها سلام و علیک دارم. آدمهای بسیار بسیار کمی هستند که با آنها دوست هستم و آدمهای بسیار بسیار بسیار بسیار کمی هستند که با آنها دوست صمیمی هستم. آدمهای کمی هستند که در زندگی من تأثیر کمی گذاشتهاند. آدمهای بسیار بسیار کمی هستند که در زندگی من تأثیر گذاشتهاند و آدمهای بسیار بسیار بسیار بسیار کمی هستند که در زندگی من تأثیر زیادی گذاشتهاند. جادی یکی از همین بسیار بسیار بسیار بسیار کمهاست که هم دوست صمیمی من است و هم در زندگی من تأثیر زیادی گذاشته است. بنابراین طبیعی به نظر میرسد که وبلاگ ارزشمندش را بخوانم. اما اتفاقی که میافتد این است که وبلاگهایش یکی پس از دیگری فیلتر میشود. جادی در ابتدا در جادی دات نت مینوشت. سال گذشته فیلتر شد. سپس فیریکیبرد دات نت را راهاندازی کرد. بعد هم در جادی دات وورد پرس دات کام نوشت. از هفته گذشته هر دوی این وبلاگها را نمیتوانم ببینم زیرا با خط آبی یکی برای من مینویسد «مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد». برخی از دوستان به سادگی میگویند «خوب از فیلترشکن استفاده کن». من خیلی با فیلترشکن موافق نیستم چون وقتی از آن استفاده میکنم، یادم میرود که در چه شرایطی زندگی میکنیم و بدین ترتیب یادم میرود در مورد آن بنویسم. بماند. من اسم این فیلتر را حذف ناجوانمردانه میگذارم. برای این که طبق تعریف من شرایط برای طرفین به هیچ وجه یکسان نیست. آن طرف کسانی قرار دارند که هر موقع هر چه بخواهند مینویسند، اما در این طرف سایتهای بسیاری فیلتر میشوند. آن طرف با یک احساس ساده میتواند در مورد یک سایت و فیلتر آن تصمیمگیری کند بدون آن که به کسی یا جایی پاسخگو باشد. آن طرف میتواند هر نویسندهای را که میخواهد به دادگاه بکشد، اما این طرف حتی نمیتواند به فیلتر سایت خود اعتراض کند و ....
کمتر تماشاگر آماتوری این تغییرات را احساس کرد. تنها تغییر محل بازی ادگار داویدز و پست تخصصی بازیکنان اجازة تشخیص میداد. چنین عملکردی نشان از تمرینات بیوقفة یوونتوسیها و تغییرات پی در پی آنها در زمان تمرین داشت. همچنین توانانیی مربی در تشخیص تاکتیکپذیری بازیکنان و مهارتهای آنها موجب شده بود تا لیپی بداند که میتواند از داویدز در پستهای هافبک دفاعی، هافبک چپ و دفاع چپ استفاده کند.