مجموعه اتفاقاتی باعث شد تا این مبحث قر و قاطی را بنویسم. اول گران شدن نفت و مشکلات تاریخی ما، دوم این که وقت آن رسیده تا در مورد افشین قطبی اظهار نظر کنم و سوم شرایط علی دایی.
در اوایل دهه 1350 قیمت نفت جهش ناگهانی کرد. آن موقع هم بسیاری آدمها اظهار نظرهای عجیبی میکردند و به گونهای جلوه میدادند انگار که مشکلات کشور رو به اتمام است و مسؤولان خود را به راحتی پشت دلارهای نفتی پنهان میکردند. اما اقتصاد ناآماده ایران نه تنها از آنها دلارهای نفتی سودی نبرد که تورم مهارنشدهای گریبانگیر مردم شد که تا مدتها نتوانستند از آن رهایی پیدا کنند. ظاهرا در مناطقی از تهران قیمت منازل مسکونی تا چهار برابر افزایش یافت. برخی از سیاسیون افزایش خواستههای مردمی و برآورده نشدن مطالبات و گرانی ناشی از تورم آن زمان را یکی از عوامل انقلاب 1357 میدانند. بنابراین بالا رفتن قیمت نفت به خودی خود خوب نیست، بلکه اگر بتوان به درستی آن را استفاده کرد مهم است. از طرف دیگر، برای قضاوت در مورد یک موضوع باید ورودیها و خروجیها را با هم در نظر گرفت و سپس بر اساس پیامدها و نتایج قضاوت کرد. ورودیها و خروجیهای آن زمان اقتصاد ایران دلارهای بسیار بوده است و نتیجه آن واردات بسیار زیاد کالاهای غربی بدون ایجاد زمینه توسعه ایران. در شرایط فعلی هم که نفت گران شده است، باز هم مسؤولان دولت ایران نه تنها دلارهای نفتی را به درستی سرمایهگذاری نکردهاند که خود دست به اعمال تورمزا میزنند. چنین مسألهای باعث میشود که نتیجهگیری کنیم آنها (1) تاریخ کشور را مطالعه نکردهاند (2) اقتصاد بلد نیستند (3) به حرف کارشناسان بیتوجهند. جالب اینجاست که این دولت، به انتقاد از خاتمی میپردازد. در حالی که دوره خاتمی بودجه با نفت 15 دلاری بسته میشد و اکنون با نفت ... دلاری. باید ورودیها را در قضاوت وارد کرد.
نگاهی به روند قهرمانی تیمها در لیگ برتر ما را با یک مسأله جالب روبهرو میکند، تیمهای قهرمان در لیگ بعدی بسیار بد عمل میکنند. پرسپولیس پس از قهرمانی در لیگ اول تازه امسال با صدر جدول آشتی کرده است، پاس منحل شده است، فولاد خوزستان در دسته اول بازی میکند، استقلال که صحبت در موردش به قدر کافی انجام شده است، سایپا هم با وضعیت نامطلوبش در جدول صحبتهایی در مورد برکناری دایی میشنویم. تنها تیم مدعی مانده سپاهان است که آن هم با از دست دادن نویدکیا در سالهای پس از قهرمانی یک سالی بسیار کمرمق بازی کرد و بعد از دو سال توانست با بازیابی دوباره تیمی مدعی شود. اگر امروز در مورد برکناری دایی صحبتهایی میشود، پارسال در مورد برکناری مرفاوی صحبتهای زیادی میشنیدیم. در حالی که باز بر سر شرایط و ورودیها باید بحث کرد. سایپای فصل گذشته زیر نظر یکی از مطرحترین مربیان خارجی که به ایران آمدهاند، آماده شده بود. بازیکنانی مانند یزدانی، خلیلی، مومنزاده، دایی و یک ابراهیم صادقی آماده داشت و سرپرستی فهمیده به نام دکتر زادمهر. تمامی این عوامل امسال از سایپا گرفته شده است. قصد کمارزش کردن کار دایی را ندارم، ولی به هر حال ورنر لورانت هم در قهرمانی سایپا نقش داشت که به راحتی فراموش شد و غرور و نخوت جای آن را گرفت. سایپا هنگام فروش یزدانی، خلیلی و مومنزاده باید به سرنوشت فولاد خوزستان فکر میکرد که با فروش بازیکنان کلیدیاش کمکم عقب رفت تا اکنون برای صعود به لیگ برتر تلاش کند. سایپا باید تاریخ میخواند تا یادش بیاید که استقلال قهرمان زمان قلعهنویی یک مربع تهاجمی بیبدیل داشت. عنایتی و اکبرپور در آن تیم 30 گل زدند. جباری 3 یا 4 گل 3 امتیازی زد و نیکبخت بازیکنی پرتلاش بود که با چند پاس گل و یک گل 3 امتیازی به قهرمانی تیم کمک کرد. در حالی که استقلال با فروش عنایتی و نیکبخت و مصدومیت جباری اکبرپور پرخاشگر را تنها گذاشت تا او با محرومیتهای پیدرپی قدرت تهاجمی استقلال را صفر کند. چنین شرایطی مرفاوی را در برترین قرار داد، در حالی که قضاوت عادلانه شرایط را در نظر میگیرد. بنابراین به نظر میرسد باشگاههای ایرانی اگر قهرمان شوند، مانند دولت خودمان هستند که نمیداند پول نفت را چگونه صرف کند.
اما برسیم به افشین قطبی. قطبی کارنامه ارزشمندی با خود دارد. خیلی زود هم در دل مردم جا باز کرد. به خصوص بسیار زیبا حرف میزند و فن بیان او نشان از شخصیت قوی و تحصیلاتش دارد. اما اظهار نظرهای او نشان داد که با یک مسأله آشنایی ندارد، آن هم حاشیههای فوتبال ایران و به خصوص دو تیم استقلال و پرسپولیس. او نمیداند که نتایج بازیهای تیم او تنها در زمین فوتبال و براساس مسائل فنی تعیین نمیشود، بلکه به دعوای نیکبخت و تماشاگران، پول سازمان تربیت بدنی و واریز آن به حساب پرسپولیس، حال و روز بازیکنان و .... بستگی دارد. از طرف دیگر، همچنان که قطبی و تعدادی از کارشناسان معترفند تیم را قطبی آماده نکرده است و در حال حاضر، تیم با تلاشهای کادر پیشین آماده شده است. اما مهمترین نکته برای مقایسه قطبی و دنیزلی به همان ورودیها برمیگردد. دنیزلی بازیکن دفاع وسط نداشت. قطبی حیدری و نصرتی را دارد. دنیزلی بازیکن گلزن نداشت، در حالی که قطبی محسن خلیلی را دارد. گرچه یکی از نکات عجیب قطبی ایمان داشتن بیدلیل به یک بازیکن است. قطبی تلاش میکند به همگان ثابت کند فراز فاطمی گلزن است، در حالی که همه ما میدانیم چنین نیست، اما به هر حال این موضوع به خودش مربوط است. اما به جرأت میشود در تفاوت قطبی و دنیزلی به شانس هم اشاره کرد، قطبی کریم باقری را در اختیار دارد (داشت) که دنیزلی خوابش را هم نمیدید. امسال ریتم تیمی پرسپولیس با کریم تنظیم میشود و او علاوه بر گلهایی که میزند در بازیسازی هم فوقالعاده است. بنابراین، یک کلام در قضاوت نه تنها نباید عجله کرد که باید تمامی عوامل را در نظر گرفت، ورودیها اهمیت زیادی دارند.
نابراین در کشوری مانند ایران باید امیدوار بود که باشگاهها قهرمان نشوند، نفت گران نشود، مربی در سال اول موفق نشود و ....