تبليغاتX
سینا و فوتبال

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

روز 19 نوامبر، 33 هزار تماشاگر ورزشگاه لا روزالدا ی شهر مالاگا شاهد برگزاری مسابقه فوتبال بین تیم‌های رونالدو و زیدان بودند. رونالدو و زیدان سفیران صلح برنامه عمرانی سازمان ملل متحد (یو ان دی رونالدو و زیدانپی) هستند که پنج مسابقه فوتبال برای مبارزه با فقر و حساس‌سازی مردم نسبت به این موضوع در نظر گرفته است.

رونالدو و زیدان زمانی در تیم رئال مادرید در کنار یکدیگر بازی می‌کردند، ولی هر یک به دلیلی مدت‌هاست که در اسپانیا نیستند. زیدان یک سال و نیم پیش اعلام بازنشستگی کرد و رونالدو هم به تیم میلان ایتالیا پیوست، گرچه در سال جاری به دلیل آسیب‌دیدگی هنوز در هیچ مسابقه رسمی بازی نکرده است. طی این بازی مهیج زیدان در دقیقه 11 با یک ضربه آزاد دقیق تیمش را پیش انداخت، هم‌چنین در دقیقه 44 توپ را به دیرک دروازه کوبید که توپ برگشتی را روکه جونیور تبدیل به گل کرد. زیدان در دقیقه 57 تعویض شد و به شوخی اعلام کرد «بسیار احساس خستگی می‌کنم!». در مقابل رونالدو 30 دقیقه بازی کرد و هنگام تعویض گفت «خیلی خوشحال هستم». تیم رونالدو دو بار به وسیله خولیوس دوس‌سانتوس و نگردو در دقایق 61 و 65 به گل رسید. از نکات قابل توجه بازی حضور مایکل شوماخر – قهرمان سابق فرمول 1 – و گارسیا –قهرمان گلف – در بازی بود. پیر لوییجی کولینا داور بازنشسته ایتالیایی هم قضاوت بازی را بر عهده داشت.

در نهایت بازی با نتیجه 2 – 2 مساوی به پایان رسید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 10:5  توسط سينا انصاری  | 

مجموعه اتفاقاتی باعث شد تا این مبحث قر و قاطی را بنویسم. اول گران شدن نفت و مشکلات تاریخی ما، دوم این که وقت آن رسیده تا در مورد افشین قطبی اظهار نظر کنم و سوم شرایط علی دایی.
در اوایل دهه 1350 قیمت نفت جهش ناگهانی کرد. آن موقع هم بسیاری آدم‌ها اظهار نظرهای عجیبی می‌کردند و به گونه‌ای جلوه می‌دادند انگار که مشکلات کشور رو به اتمام است و مسؤولان خود را به راحتی پشت دلارهای نفتی پنهان می‌کردند. اما اقتصاد ناآماده ایران نه تنها از آنها دلارهای نفتی سودی نبرد که تورم مهارنشده‌ای گریبانگیر مردم شد که تا مدت‌ها نتوانستند از آن رهایی پیدا کنند. ظاهرا در مناطقی از تهران قیمت منازل مسکونی تا چهار برابر افزایش یافت. برخی از سیاسیون افزایش خواسته‌های مردمی و برآورده نشدن مطالبات و گرانی ناشی از تورم آن زمان را یکی از عوامل انقلاب 1357 می‌دانند. بنابراین بالا رفتن قیمت نفت به خودی خود خوب نیست، بلکه اگر بتوان به درستی آن را استفاده کرد مهم است. از طرف دیگر، برای قضاوت در مورد یک موضوع باید ورودی‌ها و خروجی‌ها را با هم در نظر گرفت و سپس بر اساس پیامدها و نتایج قضاوت کرد. ورودی‌ها و خروجی‌های آن زمان اقتصاد ایران دلارهای بسیار بوده است و نتیجه آن واردات بسیار زیاد کالاهای غربی بدون ایجاد زمینه توسعه ایران. در شرایط فعلی هم که نفت گران شده است، باز هم مسؤولان دولت ایران نه تنها دلارهای نفتی را به درستی سرمایه‌گذاری نکرده‌اند که خود دست به اعمال تورم‌زا می‌زنند. چنین مسأله‌ای باعث می‌شود که نتیجه‌گیری کنیم آنها (1) تاریخ کشور را مطالعه نکرده‌اند (2) اقتصاد بلد نیستند (3) به حرف کارشناسان بی‌توجهند. جالب اینجاست که این دولت، به انتقاد از خاتمی می‌پردازد. در حالی که دوره خاتمی بودجه با نفت 15 دلاری بسته می‌شد و اکنون با نفت ... دلاری. باید ورودی‌ها را در قضاوت وارد کرد.

نگاهی به روند قهرمانی تیم‌ها در لیگ برتر ما را با یک مسأله جالب روبه‌رو می‌کند، تیم‌های قهرمان در لیگ بعدی بسیار بد عمل می‌کنند. پرسپولیس پس از قهرمانی در لیگ اول تازه امسال با صدر جدول آشتی کرده است، پاس منحل شده است، فولاد خوزستان در دسته اول بازی می‌کند، استقلال که صحبت در موردش به قدر کافی انجام شده است، سایپا هم با وضعیت نامطلوبش در جدول صحبت‌هایی در مورد برکناری دایی می‌شنویم. تنها تیم مدعی مانده سپاهان است که آن هم با از دست دادن نویدکیا در سال‌های پس از قهرمانی یک سالی بسیار کم‌رمق بازی کرد و بعد از دو سال توانست با بازیابی دوباره تیمی مدعی شود. اگر امروز در مورد برکناری دایی صحبت‌هایی می‌شود، پارسال در مورد برکناری مرفاوی صحبت‌های زیادی می‌شنیدیم. در حالی که باز بر سر شرایط و ورودی‌ها باید بحث کرد. سایپای فصل گذشته زیر نظر یکی از مطرح‌ترین مربیان خارجی که به ایران آمده‌اند، آماده شده بود. بازیکنانی مانند یزدانی، خلیلی، مومن‌زاده، دایی و یک ابراهیم صادقی آماده داشت و سرپرستی فهمیده به نام دکتر زادمهر. تمامی این عوامل امسال از سایپا گرفته شده است. قصد کم‌ارزش کردن کار دایی را ندارم، ولی به هر حال ورنر لورانت هم در قهرمانی سایپا نقش داشت که به راحتی فراموش شد و غرور و نخوت جای آن را گرفت. سایپا هنگام فروش یزدانی، خلیلی و مومن‌زاده باید به سرنوشت فولاد خوزستان فکر می‌کرد که با فروش بازیکنان کلیدی‌اش کم‌کم عقب رفت تا اکنون برای صعود به لیگ برتر تلاش کند. سایپا باید تاریخ می‌خواند تا یادش بیاید که استقلال قهرمان زمان قلعه‌نویی یک مربع تهاجمی بی‌بدیل داشت. عنایتی و اکبرپور در آن تیم 30 گل زدند. جباری 3 یا 4 گل 3 امتیازی زد و نیکبخت بازیکنی پرتلاش بود که با چند پاس گل و یک گل 3 امتیازی به قهرمانی تیم کمک کرد. در حالی که استقلال با فروش عنایتی و نیکبخت و مصدومیت جباری اکبرپور پرخاشگر را تنها گذاشت تا او با محرومیت‌های پی‌درپی قدرت تهاجمی استقلال را صفر کند. چنین شرایطی مرفاوی را در برترین قرار داد، در حالی که قضاوت عادلانه شرایط را در نظر می‌گیرد. بنابراین به نظر می‌رسد باشگاه‌های ایرانی اگر قهرمان شوند، مانند دولت خودمان هستند که نمی‌داند پول نفت را چگونه صرف کند.

اما برسیم به افشین قطبی. قطبی کارنامه ارزشمندی با خود دارد. خیلی زود هم در دل مردم جا باز کرد. به خصوص بسیار زیبا حرف می‌زند و فن بیان او نشان از شخصیت قوی و تحصیلاتش دارد. اما اظهار نظرهای او نشان داد که با یک مسأله آشنایی ندارد، آن هم حاشیه‌های فوتبال ایران و به خصوص دو تیم استقلال و پرسپولیس. او نمی‌داند که نتایج بازی‌های تیم او تنها در زمین فوتبال و براساس مسائل فنی تعیین نمی‌شود، بلکه به دعوای نیکبخت و تماشاگران، پول سازمان تربیت بدنی و واریز آن به حساب پرسپولیس، حال و روز بازیکنان و .... بستگی دارد. از طرف دیگر، هم‌چنان که قطبی و تعدادی از کارشناسان معترفند تیم را قطبی آماده نکرده است و در حال حاضر، تیم با تلاش‌های کادر پیشین آماده شده است. اما مهم‌ترین نکته برای مقایسه قطبی و دنیزلی به همان ورودی‌ها برمی‌گردد. دنیزلی بازیکن دفاع وسط نداشت. قطبی حیدری و نصرتی را دارد. دنیزلی بازیکن گلزن نداشت، در حالی که قطبی محسن خلیلی را دارد. گرچه یکی از نکات عجیب قطبی ایمان داشتن بی‌دلیل به یک بازیکن است. قطبی تلاش می‌کند به همگان ثابت کند فراز فاطمی گلزن است، در حالی که همه ما می‌دانیم چنین نیست، اما به هر حال این موضوع به خودش مربوط است. اما به جرأت می‌شود در تفاوت قطبی و دنیزلی به شانس هم اشاره کرد، قطبی کریم باقری را در اختیار دارد (داشت) که دنیزلی خوابش را هم نمی‌دید. امسال ریتم تیمی پرسپولیس با کریم تنظیم می‌شود و او علاوه بر گل‌هایی که می‌زند در بازی‌سازی هم فوق‌العاده است. بنابراین، یک کلام در قضاوت نه تنها نباید عجله کرد که باید تمامی عوامل را در نظر گرفت، ورودی‌ها اهمیت زیادی دارند.

نابراین در کشوری مانند ایران باید امیدوار بود که باشگاه‌ها قهرمان نشوند، نفت گران نشود، مربی در سال اول موفق نشود و ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 22:5  توسط سينا انصاری  | 

به دلیل رشته تحصیلی فوق لیسانسم، اهمیت زیادی برای آمار صحیح و استفاده از آمار قائلم. چندی قبل به دلیل پروژه‌ای که در دست دارم، روی آمار خام هزینه – درآمد خانوار که مرکز آمار ایران تهیه می‌کند و می‌فروشد کار می‌کردم. دیدم که ورود داده‌ها به بدترین شکل ممکن انجام شده است. درآمد خانوار در برخی موارد منفی است. هر سال نام فایل‌ها تغییر داده شده است. بانک داده‌ها ریلیشنال نیست و ... . نکته مهم این که قرار است در برنامه‌ریزی کشور، در بودجه‌بندی و کارهای تحقیقاتی از این آمار استفاده شود. سوی دیگر ماجرا این که به نظر می‌رسد در برخی موارد مردمی که از آنها پرسش شده است به این سؤالات به درستی پاسخ نداده‌اند. همان مشکلی که سیستم آموزشی آن همواره با آن دست به گریبان است. در مدارس ما یاد می‌دهند که بچه‌ها سه معادله سه مجهول حل کنند، اما به آنها زندگی در اجتماعی آموزش داده نمی‌شود. به بچه‌ها آموزش داده نمی‌شود که اگر شما در مورد هزینه – درآمد خود دروغ بگویید، بر اساس آن برنامه ریزی می‌شود و در نهایت همه مردم متضرر می‌شوند. به بچه‌ها یاد داده نمی‌شود که اگر در کار بیمه تقلب شود، ضرردهی بیمه موجب می‌شود تا قیمت بیمه برای همه مردم افزایش یابد. در مدارس آموزش داده نمی‌شود که اگر در کار ورود داده‌ها اهمال شود، تمام مردم از برنامه ریزی نامناسب متضرر می‌شوند.
در فوتبال علمی روز دنیا، آمار اهمیت زیادی دارد. این روزها بحث استقلال بسیار جدی است. با مثالی وضعیت این تیم را بررسی می‌کنم. کسانی که آمار این تیم در بازی با پیکان را دنبال می‌کردند، متوجه می‌شوند که این تیم در این بازی 39 بار توپ را سانتر کرده است. در اصل، تاکتیک گل‌زنی این تیم سانتر کردن بوده است. اما جالب اینجاست که دو گل این تیم یکی از شوت بدست آمد و دیگری از حرکت در عمق. به بازیکنان این تیم نگاه می‌کنیم. سه بازیکن سرزن دارد، قربانی، صادقی و منتظری که هر سه دفاع هستند. در مقابل، بازیکنان تهاجمی این تیم در ضربه زدن با سر ضعیف‌ترین‌ها هستند. به عنوان مثال، علاقه‌مندان فوتبال به یاد دارند، وقتی در لحظات پایانی بازی سپاهان – استقلال از جناح چپ توپ بسیار خوبی برای مجیدی سانتر شد و او نتوانست به توپ ضربه بزندة همان جا ماند و جالب اینجاست که همان توپ گل شد. بنابراین مطابق آمار استقلال روشی برای گل زدن انتخاب کرده است که ابزار لازم برای اجرای آن را ندارد. دیوید بکهام که خیلی قشنگ سانتر می‌کند، در زمانی که آلن شیرر در تیم ملی انگلستان بازی می‌کرد بیشتر از زمانی که مایکل اوون در تیم بود، سانتر می‌کرد؛ این یعنی درک فوتبال.
آمار دیگر، بررسی نحوه گل خوردن این تیم است. استقلال تقریبا به تمامی شیوه‌های ممکن گل خورده است، شوت از راه دور، سانتر از جناحین، ریباند توپ‌های برگشتی و ... . چنین آماری نشان می‌دهد که ساختار دفاعی تیم مشکل دارد و نه بازیکنان دفاع این تیم. منوظر چیست، این که وقتی میثم خسروی از سمت چپ حرکت می‌کند نوازی به سمت بازیکن نمی‌رود و در نتیجه او بدون مزاحم شوت می‌کند و گل. وقتی پیروز قربانی توپ را دفع می‌کند، هافبک دفاعی استقلال روی خط هجده قدم نیست و توپ به بازیکن حریف می‌رسد و گل. منیعی نمی‌تواند جلوی سانتر کردن شیث رضایی را بگیرد و او به راحتی و بدون فشار سانتر می‌کند و گل.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 7:59  توسط سينا انصاری  | 

پست قبلی را که نوشته بودم، دوستی گمان برده بود که من استقلالی‌ام، لازم دیدم که توضیح دهم من نه استقلالی هستم و نه پرسپولیسی، طرفدار تراکتورسازی تبریز هستم. کلا از فوتبال دوقطبی خوشم نمی‌آید، چون جایگاه دیگر تیم‌ها مشخص نیست. استقلال و پرسپولیس را مردم اداره نمی‌کنند، در نتیجه هر موقع سازمان تربیت بدنی بخواهد آنها را تقویت یا تضعیف می‌کند. مشخص نیست هزینه‌های آنها چگونه تأمین می‌شود. معلوم نیست وقتی هزاران طرفدار به استادیوم می‌روند پول بلیت آنها به چه کسی تعلق می‌گیرد و از همه جالب‌تر این که اصلا مشخص نیست آیا طرفداران این تیم‌ها حق دارند در مورد تیم خودشان اظهار نظر کنند یا خیر.

بماند، تحلیل نوشتن من کاملا بستگی به وضعیت زندگی‌ام دارد که کدام بازی‌ها را وقت کنم تماشا کنم. این مدت چند تا از بازی های استقلال را دیدم و نوشتم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 23:40  توسط سينا انصاری  | 

وقتی نظر یکی از مربیان بزرگ را در مورد دیوید بکهام پرسیده بودند، گفته بود «بکهام، نمیتونه خوب هِد بزنه، دفاع کردن بلد نیست، تکل نمیزنه، بازیکن تکنیکی نیست، سرعتش کمه و استارت‌های خوبی نمیزنه، عملا پای چپ نداره، ولی بقیه چیزاش خیلی خوبه!». طرفداران استقلال آگاهانه یا ناآگاهانه به نوازی می‌گویند بکهام؛ چرا که دقیقا مانند بکهام است، تنها سانترهای خوبی انجام می‌دهد، در حالی که برای بازی در خط دفاعی باید بتواند خصوصیات دفاعی مناسبی داشته باشد. در نوشته‌ام در مورد سیستم‌های بازی نوشتم که سیستم 4-4-2 و به خصوص نوع مدرن آن نیازمند ابزار مهمی است که دفاع‌های کناری جزء جدانشدنی آن است. در حالی که استقلال فاقد آن است. نوازی به راحتی در حرکات سرعتی تیم مقابل جا می‌ماند و مشکل جاگیری دارد. از طرف دیگر، منیعی هم مشکل مشابهی دارد. منیعی مسلما یکی از هافبک‌های چپ خوب ایران است. از معدود بازیکنانی است که پاس رو به جلو و سانترهای کات‌دار ارسال می‌کند، اما در کارهای دفاعی فوق‌العاده ضعیف است. ضعف دفاعی بازیکنان کناری استقلال فشار زیادی بر روی دفاع میانی و دروازه‌بان تیم به وجود آورده است و عملا این دو پست که از نقاط قوت استقلال در سال‌های اخیر بوده‌اند، چندین اشتباه جبران‌نشدنی در سال‌های اخیر انجام داده‌اند که همین موضوع باعث شده است تا عملکرد آنها زیر سؤال برود. بازی‌های اخیر استقلال هم تأییدکننده همین موضوع است که تیم حریف از جناحین حرکت می‌کند، دفاع‌های کناری جا می‌مانند و آشفتگی دفاعی باعث می‌شود مدافعان میانی جای‌گیری درستی نداشته باشند و گلر هم اشتباه کندتا گل به ثمر برسد. بازی با پرسپولیس و ابومسلم همین اتفاق افتاد.

پرسپولیس هم همین مشکل را در جناح چپ دارد؛ گرچه نفس و توان و غیرت نوری باعث شده است که مشکل کم‌تر به چشم بیاید، اما آنالیزورهای تیم ها اگر دقت کنند متوجه می‌شوند که چند بازی پرسپولیس از سمت چپ خود گل خورده است. به خصوص که در پرسپولیس، نصرتی متمایل به چپ بازی می‌کند که آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به حیدری دارد. به هر حال مشکل دفاع چپ چند سالی است که تیم‌های ما را اذیت می‌کند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 18:9  توسط سينا انصاری  | 

یک حکایت قدیمی بود که آن قدر شنیدیم که در برخی موارد فکر می‌کنیم برای خودمان اتفاق افتاده است؛ می‌گویند یک بچه قهر کرده بود، شام نمی‌خورد. مادرش برایش شام کنار گذاشت. او هم که کنار سفره نشسته بود، گفت: «من که شام نمی‌خورم، اما برای اونی که غذا رو کشیدین کمه».

حالا در اخبار آمده است که علی‌آبادی مجددا برای انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال ثبت‌نام کرده و گفته است که کمیته انتقالی سریع‌تر یک مربی معتبر خارجی یا داخلی برای تیم ملی انتخاب کنند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 19:10  توسط سينا انصاری  |