«ساده است ستایش گلی
چیدنش
و از یاد بردن که آبش باید داد»
مارگوت بیکل
تیم ملی پس از یک سال و نیم صاحب سرمربی شد. اصلاحطلبان موفق شدند چند فهرست انتخاباتی منتشر کنند و مظلومانه در انتخابات مجلس شرکت کنند. پسر کمرو هم موفق شد که باز هم اظهار عشق کند.
انتخاب مربی تیم ملی یک موضوع است، حمایت از او و هموار کردن راه پرمشکل جام جهانی موضوعی دیگر. به شیوه انتخاب رونالدینیویی و مضحک علی دایی برای تیم ملی و شخص علی دایی کاری ندارم، اما یادمان باشد که ما تجربههای زیادی داریم که یا با شخصی مخالفیم و در کار او کارشکنی میکنیم یا
به شیوهی دوستی خاله خرسه به جای کمک به او ضربه میزنیم. در مورد علی دایی هم نباید فراموش کنیم که او همچون همان گلی است که مارگوت بیکل میگوید الان مشغول ستایشش هستیم، ولی مسلما به او آب نخواهیم داد و از بین میرود. من به شخصه از منتقدان علی بودهام و تلاش میکنم تا همچنان با نقد منصفانه این روند را ادامه دهم.
سید محمد خاتمی سال 1376 پیشقراول اصلاحات شد و اصطلاح جدیدی وارد ادبیات سیاسی ایران شد. اصلاحات و خاتمی ستایش و چیده شدند، اما فراموش شد که باید به گلها آب داد. نتیجه آن که اصلاحات پژمرده شد، همچنان که خاتمی. خاتمی باید گاهی به اصلاحات آب میداد و ما هم باید گاهی به خاتمی آب میدادیم. خاتمی باید در جریان کوی دانشگاه وقتی که تمامی دانشجویان او را صدا میکردند وارد عمل میشد و دست کم اظهار نظر قویتری میکرد. کسی از او انتظار انقلاب نداشت، اما اصلاح چرا. خاتمی با تفکر ارزشمندش در جامعه مدنی باید تمامی نیروهای موجود از چپ سکولار تا راست افراطی را وارد بازی مدنی میکرد تا امروز شاهد آن نباشیم که برخی همفکران خاتمی خود موجبات حذف چپهای سکولار را فراهم میکنند و در دامان حذف روانی و فیزیکی افتادهاند. خاتمی اصلاحات را باید در کابینه دومش ادامه میداد، اما این کار را نکرد. خاتمی در آخرین حضورش در دانشگاه تیر خلاص را زد و اصلاحات پژمرد تا امروز خاتمی و دوستانش (دوستان و نه همفکران خاتمی) مظلومانه در انتخابات شرکت کنند؛ چرا که عقبه مردمی آنان به شدت سست شده است. ما هم باید نهال خاتمی را آبیاری میکردیم؛ هنگامی که شجاعانه تحولات در وزارت اطلاعات به وجود آمد و خاتمی یک تنه به جنگ حاکمیت تمامیتخواه رفت، هنگامی که وزرای خاتمی یک به یک حذف شدند و هنگامی که خاتمی بدون دوست و همفکر باقی ماند.
اظهار عشق در مقابل آبیاری نهال نوپای عاشقان کار کوچکی است. خیلی ساده میتوان به کسی گفت که او را دوست داریم، ولی باید این را در عمل نشان دهیم، که اگر این کار را فراموش کنیم عملا عشق ما خواهد پژمرد همچنان که دوستیمان در رابطه با دوستان. فکر نکنید دوستی فرق میکند؛ آن هم آبیاری میخواهد.
