تبليغاتX
سینا و فوتبال

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

12 ژوئن مطابق 23 خرداد روز جهانی مبارزه با کار کودک است.

به من گفته بودی می‌خواهی فوتبالیست بشوی، می خواهی پول زیادی بدست بیاوری تا دیگر واکس نزنی، اما تو فقط کریستیانو رونالدو را دیده بودی، تو فقط فکر می‌کنی که می‌دوی گل می‌زنی تشویقت می‌کنند و قراردادی میلیونی جلویت می‌گذارند و دیگر پولدار شده‌ای.

قاچاق کودکان یکی از کثیف‌ترین مصادیق بهره‌کشی از انسان‌ها در دوره معاصر است. مطابق مقاوله‌نامه‌های 138 و 182 «سازمان جهانی کار» حداقل سن کار در تمامی کشورها باید مشخص باشد و کودکان نباید در کارهای زیان‌بار مورد استفاده قرار بگیرند، اما هم‌چنان در دنیا به منظورهای مختلف کودکان قاچاق می‌شوند: فحشا و سربازی به شدت مورد نکوهش جوامع بین‌المللی قرار دارند، در کنار این موارد بارز استثمار در فوتبال هم کودکان زیر 18 سال مورد جابجایی‌های غیرانسانی قرار می‌گیرند تا موجبات ثروتمندی برخی افراد را تأمین کنند. هم‌اکنون تعداد زیادی استعدادیاب در کشورهای توسعه‌نیافته و به خصوص کشورهای آفریقایی به دنبال بازیکنان مستعد هستند تا با گذرنامه‌های جعلی آنها را به کشورهای توسعه‌یافته و آکادمی‌های ورزشی بیاورند و با فروش آنها ثروتی سرشار کسب کنند. به نظر زیبا می‌رسد، اما در صورتی که این کودکان کم‌سن و سال دچار مشکل و آسیب شوند کسی از آنها حمایت نمی‌کند و به راحتی کنار گذاشته می‌شوند و به خیل عظیم خیابانی‌ها می‌پیوندند. به همین دلیل مطابق بند 4 ماده 19 قوانین فیفا بازیکنان زیر 18 سال آفریقایی نمی‌توانند به باشگاه‌های اروپایی منتقل شوند، مگر آن که والدین وی نیز به آن کشور مهاجرت کنند و این بر عهده باشگاه است تا مقدمات کار را فراهم کند. با وجود قوانین فیفا سودجویان در پی ترفندهایی هستند تا روش‌هایی بیابند تا با استفاده از آنها استثمار کودکان را در فوتبال ادامه دهند. مشهورترین مورد آن به تخلف باشگاه دانمارکی «میدتیلاند» بر می‌گردد که در سال 2004 به دلیل انتقال‌های غیرقانونی کودکان از نیجریه مورد شکایت قرار گرفت.

در مقابل چنین حرکات سودجویانه برخی موارد امیدبخش در جهان دیده می‌شود که با استفاده از محبوبیت فوتبال تلاش می‌شود تا با کار کودک مقابله شود. مهم‌ترین جنبش شکل‌گرفته «کمپین کارت قرمز به کار کودک» است که توسط تیم‌های بزرگ فوتبال جهان پیگیری می‌شود. مطابق آن تیم‌ها با پلاکاردهای مبارزه با کار کودک و کودکان وارد زمین می‌شوند. مطرح‌ترین تیم‌هایی که به کمپین پیوسته‌اند و پلاکارد را پیش از بازی به نمایش گذاشته‌اند رئال مادرید و تیم ملی آرژانتین هستند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:21  توسط سينا انصاری  | 

 

جام ملت‌های اروپای 2008 آغاز شد و چهار تیم پس از انجام اولین دور بازی‌ها بیش از سایر تیم‌ها توجه فوتبال‌دوستان را به خود جلب کردند؛ چهار تیمی که با چهار سبک متفاوت بازی می‌کنند. پرتغال که به برزیل اروپا مشهور است، با بازیکنان تکنیکی‌اش موفق شد تا ترک‌های قدرتی را مغلوب کند. فوتبال منطقی و ماشینی آلمان‌ها دوباره ثابت کرد که همواره باید در تورنمنت‌های بزرگ حساب ویژه‌ای بر روی ژرمن‌ها گشود؛ به خصوص که یکی از تئوریسین‌های بزرگ فوتبال آلمان چهار سالی است با تیم ملی همکاری می‌کند. فوتبال کامل هلندی‌ها باز هم برگشته است. فوتبال کامل که با اندیشه‌های رینولدز آغاز شده و توسط رینوس میشلز (مربی قرن) در دهه 1970 به اوج رسیده بود، دوباره توسط مارکو فان‌باستن – شاگرد میشلز – به تیم ملی برگشت. در این نوع فوتبال تمامی بازیکنان در نقش‌های مختلف ظاهر می‌شوند و به سختی می‌توان مدافعان، هافبک‌ها و مهاجمان را تشخیص داد. در سال 1974 هلندی‌ها به خوبی این سبک فوتبال را ارائه دادند و باعث شدند که تیم‌ها مقابل آنها سردرگم و نامطکئن بازی کنند. یوهان کرویف در کنار هم‌تیمی‌هایش و با رهبری رینوس میشلز نماد فوتبال کامل هستند، اما به نظر می‌رسد همان سیستم شناور در تیم فان‌باستن اجرا می‌شود و در حمله موج نارنجی برمی‌خیزد و در دفاع دیوار نارنجی جلوی پیشرفت حریفان را می‌گیرد. فوتبال موکتی را اتریشی‌ها در دهه 1920 پایه‌گذاری کردند، اما در سال‌های اخیر فرانک ریکارد در بارسلونا چنین سبک زیبایی ارائه می‌دهد. توپ از زمین بلند نمی‌شود و تیم با پاس‌های کوتاه به دروازه حریف نزدیک می‌شود و با یک پاس عمقی دروازه گشوده می‌شود. حالا دیگر آراگونس ابزار کافی برای این سبک بازی را دارد. هافبک‌های تکنیکی و طراحی که می‌توانند توپ را به خوبی روی زمین حرکت دهند. دو هافبک بارسلونا نقش مهمی در چنین بازی دارند، به خصوص سس فابرگاس را باید به این جمع اضافه کرد و هرگز نباید تکنیک دیوید وییا و فرناندو تورس را نادیده گرفت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 18:38  توسط سينا انصاری  | 

تمامی زوایای ذهنم را جستجو می‌کنم شاید خاطره‌ای مشترک از فوتبال با او بیابم. چیزی به یادم امیر یعقوب‌علینمی‌آید؛ شاید همین نقطه اشتراک او با فوتبال و این سایت باشد. او اصلا فوتبال دوست ندارد و چندان علاقه‌ای به هیجان‌های فوتبال ندارد. اما او به آزادی و برابری اهمیت می‌دهد، او تلاش می‌کند که جامعه‌ای بهتر بسازد تا همه انسان‌های کشورش با حقوقی برابر در کنار یکدیگر زندگی کنند، او برای جامعه‌ای تلاش می‌کند که انسان‌های آگاه در آن زندگی می‌کنند به دور از اتش و خشونت. اما گویی حاکمان او را دوست ندارند. در جامعه‌ای که تماشاگری به صورت سربازی نارنجک می‌زند و اکنون آزاد است، در جامعه‌ای که تماشاگران فوتبالش بدترین الفاظ را در مورد داور و تیم حریف بکار می‌برند و اگر هم احیانا محروم شوند، با وساطت مسؤولی بخشیده می‌شوند، در جامعه‌ای که تماشاگرانش وحشیانه خودروهای عمومی و شخصی را نابود می‌کنند، در جامعه‌ای که تماشاگران فنس‌های اطراف را از بین می‌برند و به داخل زمین سرازیر می‌شوند، امیر یعقوب‌علی به جرم جمع‌آوری امضا به یک سال حبس تعزیری محکوم می‌شود.

امیر 20 تیر ماه 1386 هنگامی که در پارک اندیشه مشغول جمع‌آوری امضا برای کمپین یک میلیون امضا بود، دستگیر و 29 روز در زندان اوین بود. هم اکنون با حکم دادگاه باید یک سال در زندان بماند. حاکمان کسی را به آگاهی رسیده است و برای تغییر مبارزه می‌کند دوست ندارند، آنها ترجیح می‌دادند او هم مانند طرفداران افراطی فوتبال به ورزشگاه می‌رفت و هوار می‌کشید و اتوبوس‌ها را تخریب می‌کرد و به داور توهین می‌کرد؛ چرا که افراد آگاه برای حکومت‌های تمامیت‌خواه خطرناک هستند. آری اینجا آگاهی جرم است، نه خشونت.

اما برای ما امیر و امثال امیر افتخار هستند؛ چرا که در شرایط سخت و دشوار از حقوق دیگران دفاع کردند؛ یعنی آنها برای جامعه مبارزه کردند و از خود فراتر رفتند. برای ما افتخار این نیست که با هر قیمتی جامی را بالای سرت ببری، به جام جهانی بروی، آقای گل بشوی، محبوب تماشاگران شوی، برای ما افتخار این است که مانند امیر آگاه باشی.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 20:19  توسط سينا انصاری  |