به من گفته بودی میخواهی فوتبالیست بشوی، می خواهی پول زیادی بدست بیاوری تا دیگر واکس نزنی، اما تو فقط کریستیانو رونالدو را دیده بودی، تو فقط فکر میکنی که میدوی گل میزنی تشویقت میکنند و قراردادی میلیونی جلویت میگذارند و دیگر پولدار شدهای.
قاچاق کودکان یکی از کثیفترین مصادیق بهرهکشی از انسانها در دوره معاصر است. مطابق مقاولهنامههای 138 و 182 «سازمان جهانی کار» حداقل سن کار در تمامی کشورها باید مشخص باشد
و کودکان نباید در کارهای زیانبار مورد استفاده قرار بگیرند، اما همچنان در دنیا به منظورهای مختلف کودکان قاچاق میشوند: فحشا و سربازی به شدت مورد نکوهش جوامع بینالمللی قرار دارند، در کنار این موارد بارز استثمار در فوتبال هم کودکان زیر 18 سال مورد جابجاییهای غیرانسانی قرار میگیرند تا موجبات ثروتمندی برخی افراد را تأمین کنند. هماکنون تعداد زیادی استعدادیاب در کشورهای توسعهنیافته و به خصوص کشورهای آفریقایی به دنبال بازیکنان مستعد هستند تا با گذرنامههای جعلی آنها را به کشورهای توسعهیافته و آکادمیهای ورزشی بیاورند و با فروش آنها ثروتی سرشار کسب کنند. به نظر زیبا میرسد، اما در صورتی که این کودکان کمسن و سال دچار مشکل و آسیب شوند کسی از آنها حمایت نمیکند و به راحتی کنار گذاشته میشوند و به خیل عظیم خیابانیها میپیوندند. به همین دلیل مطابق بند 4 ماده 19 قوانین فیفا بازیکنان زیر 18 سال آفریقایی نمیتوانند به باشگاههای اروپایی منتقل شوند، مگر آن که والدین وی نیز به آن کشور مهاجرت کنند و این بر عهده باشگاه است تا مقدمات کار را فراهم کند. با وجود قوانین فیفا سودجویان در پی ترفندهایی هستند تا روشهایی بیابند تا با استفاده از آنها استثمار کودکان را در فوتبال ادامه دهند. مشهورترین مورد آن به تخلف باشگاه دانمارکی «میدتیلاند» بر میگردد که در سال 2004 به دلیل انتقالهای غیرقانونی کودکان از نیجریه مورد شکایت قرار گرفت.
در مقابل چنین حرکات سودجویانه برخی موارد امیدبخش در جهان دیده میشود که با استفاده از محبوبیت فوتبال تلاش میشود تا با کار کودک مقابله شود. مهمترین جنبش شکلگرفته «کمپین کارت قرمز به کار کودک» است که توسط تیمهای بزرگ فوتبال جهان پیگیری میشود. مطابق آن تیمها با پلاکاردهای مبارزه با کار کودک و کودکان وارد زمین میشوند. مطرحترین تیمهایی که به کمپین پیوستهاند و پلاکارد را پیش از بازی به نمایش گذاشتهاند رئال مادرید و تیم ملی آرژانتین هستند.

نمیآید؛ شاید همین نقطه اشتراک او با فوتبال و این سایت باشد. او اصلا فوتبال دوست ندارد و چندان علاقهای به هیجانهای فوتبال ندارد. اما او به آزادی و برابری اهمیت میدهد، او تلاش میکند که جامعهای بهتر بسازد تا همه انسانهای کشورش با حقوقی برابر در کنار یکدیگر زندگی کنند، او برای جامعهای تلاش میکند که انسانهای آگاه در آن زندگی میکنند به دور از اتش و خشونت. اما گویی حاکمان او را دوست ندارند. در جامعهای که تماشاگری به صورت سربازی نارنجک میزند و اکنون آزاد است، در جامعهای که تماشاگران فوتبالش بدترین الفاظ را در مورد داور و تیم حریف بکار میبرند و اگر هم احیانا محروم شوند، با وساطت مسؤولی بخشیده میشوند، در جامعهای که تماشاگرانش وحشیانه خودروهای عمومی و شخصی را نابود میکنند، در جامعهای که تماشاگران فنسهای اطراف را از بین میبرند و به داخل زمین سرازیر میشوند، امیر یعقوبعلی به جرم جمعآوری امضا به یک سال حبس تعزیری محکوم میشود.