تبليغاتX
سینا و فوتبال

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

جام ملت‌های اروپا یکی از زیباترین جام‌های در سطح ملی در 20 سال اخیر بود. فکر می‌کنم پس از جام جهانی 1986 و جام ملت‌های اروپای 1988 مدت‌ها بود فوتبال‌دوستان در انتظار بازی‌هایی این چنین دیدنی بودند؛ زیرا بازی‌های 1990 استراتژی مربیان استفاده از سیستم‌های دفاعی و گرفتن فضاهای حیاتی بود، و روند بازی‌های تدافعی هم‌چنان تا 2004 ادامه داشت؛ بطوری که یونان با اتخاد راهبردهای تدافعی توانست قهرمان یورو 2004 شود. ایتالیای 2006 هم تیم چندان تهاجمی نبود. اما در یورو 2008 راهبردهای جدید جایگزین شیوه‌های قدیمی شد و دستاوردهای مهمی داشت که در زیر می‌آید:

1- تیم‌ها حرکات بدون توپ را بیش از پیش در دستور کار خود قرار دادند. هم‌چنین سرعت و تعداد حرکت رفت و برگشت تیم‌ها افزایش محسوسی داشت. این موضوع با دو مسأله آماری به خوبی دیده می‌شد؛ اول این که وقتی مسافت دویدن بازیکنان در طول بازی را بررسی می‌کنیم به اعدادی مانند 12 کیلومتر برای هافبک‌ها می‌رسیم که بسیار زیاد است. دوم وقتی به آمار شوت به سمت دروازه نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که توپ‌های زیادی به سمت دروازه‌ها زده شده است. برای این که توپ با این تعداد به روی دروازه‌ها بیاید در هر لحظه باید بازیکنان در یکی از نیمه‌های زمین مستقر شوند و این موضوع جز از طریق دویدن زیاد محقق نمی‌شود. بنابراین اصل اول در فوتبال روز دنیا قدرت بدنی زیاد و بدن‌سازی مناسب است.

2- وقتی تیم‌ها در اصطلاح باز بازی می‌کنند؛ یعنی این که فضاهای حیاتی به تیم مقابل می‌دهند. به عنوان مثال، هنگام حمله از جناحین دو مدافع کناری پیش می‌روند و در نتیجه پشت آنها خالی است. هم‌چنین بین دو مدافع میانی با توجه به سیستم چهار دفاع خطی حتما خالی است و در نتیجه مربیان باید توجه بیشتری به این نقاط داشته باشند. در اینجاست که نقش کلیدی هافبک دفاعی تیم‌ها (در اصطلاح بازیکن شماره 6) مشخص می‌شود. برای توضیح این نکته باید بحثی تاریخی داشته باشیم. دهه 70 در اختیار فوتبال کامل هلند و حضور همگانی بازیکنان در دفاع و حمله بود. دهه 1980 دوره سیستم‌های 4-4-2 با دفاع خطی باز بود، اما این سیستم وقتی برزیل 1982 با سه فرار از آفساید پائولو روسی از جام جهانی حذف شد، زیر سؤال رفت. وقتی برزیلی‌ها دوباره در سال 1986 حذف شدند، تیغ انتقادات از گوشت گذشت و به استخوان سیستم‌های تهاجمی 4-4-2 رسید. در مقابل، استفاده از مدافع پوششی در آلمان 1988 و 1990 و موفقیت این تیم و هم‌چنین سیستم سراسر دفاعی و نتیجه‌گرای آرژانتین 1990 موجب شد تا اقبال زیادی به سیستم سه‌دفاعی و پنج‌دفاعی شود. حتی همگان به یاد دارند سباستیانو لازارونی – مربی برزیل 1990 – سیستم 3-5-2 استفاده کرد! در این سیستم یک مدافع پوششی پشت مدافعان را جمع می‌کرد تا فضای حیاتی پشت و بین دو مدافع میانی (جلوزن و یارکوب) پوشش داده شود. در چنین سیستمی مسلما تیم به لحاظ دفاعی در شرایط خوبی قرار می‌گرفت، اما نکته اصلی چگونگی استقرار تیم در هنگام حمله بود تا بیشترین اثربخشی را داشته باشد. آلمان 1990 به رهبری قیصر فرانس بیکن‌بائر زیباترین و کامل‌ترین 3-5-2 را ارائه می‌داد. در تیم آلمان برمه و بتولد دو بال کناری تیم بودند که در هنگام حمله خود را به خط عرضی حریف می‌رساندند و عملا نقش هافبک کناری و گاه گوش را بازی می‌کردند. فرانسه 1998 و 2000 به سیستم چهار دفاعی برگشت و با قهرمانی در جام جهانی و جام ملت‌های اروپا دوباره 4-4-2 را باب کرد. اما نقش مارسل دزایی در آن تیم اهمیت زیادی داشت، زیرا وی مانند مدافع پوششی در کنار دفاع میانی دیگر تیم (لورن بلان یا فرانک لبوف) قرار می‌گرفت و در نتیجه نقش پوششی داشت. از همان موقع نقش هافبک دفاعی و هافبک‌های میانی بسیار پراهمیت شد. هنگام دفاع هافبک‌های میانی باید جلوی بازیکنان دفاع میانی قرار می‌گرفتند تا توپ به میان آنها ارسال نشود و در صورت دریبل خوردن از پشت مهاجم عمل یارگیری را انجام می‌دادند. فرانسه با وجود بازیکنانی چون پتیت، ماکلله و ویرا چنین سیستمی را به خوبی اجرا می‌کرد. جالب اینجاست برزیل 1998 به رهبری زاگالو به بازیکنی چون سزار سامپایو وظیفه مشابهی واگذار کرد تا آن که توپ‌های پشت دفاع را جمع کند. در نتیجه گاه سیستم بازی برزیل با 3-5-2 اشتباه می‌شد. سیستم 4-4-2 با فرانسه 98 شروع و با اسپانیای 2008 کامل شد. در اسپانیای 2008 مارکوس سنا نقش تعیین‌کننده داشت. در اصل، اسپانیایی‌ها باید سال‌ها صبر می‌کردند تا مردی از برزیل بیاید و مشکلات دفاعی تیم آنها را برطرف کند. نقش مارکوس سنا در پوشش دفاعی اسپانیا بسیار کلیدی بود. در ضمن، یکی از موارد کلیدی در سیستم چهاردفاعی جدید، نقش دفاع‌های کناری برای پوشش دفاعی در هنگام لزوم است که بازیکنان کناری در صورت لزوم به وسط می‌آیند و عمل پوشش را انجام می‌دهند.

3- تعداد پاس‌های سالم در بازی‌های جام بیش از 350 برای هر تیم بود. یعنی ارسال پاس‌های کوتاه و صحیح به جای پاس‌های بلند و یلخی در دستور کار تیم‌ها قرار داشت. بازیکنانی در فوتبال امروز جا دارند که بتوانند با تیم هماهنگ باشند و تیم را راه بیندازند؛ بنابراین بی‌دلیل نیست که ژاوی هرناندز بهترین بازیکن جام می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 22:22  توسط سينا انصاری  | 

امشب بازی‌های یورو 2008 با بازی تیم‌های اسپانیا و آلمان به پایان می‌رسد. بازی‌های امسال دستاوردهای فنی زیادی برای علاقه‌مندان داشت که در پست آینده به آن خواهم پرداخت. اما تحلیل تقابل فینال پیش از شروع آن لذت خاصی دارد؛ چرا که ما با دو خطر هافبک قدرتمند روبرو هستیم و برنده بازی را خط میانی دو تیم تعیین خواهد کرد. اسپانیایی‌ها به اجبار به سیستم 4-2-3-1 روی خواهند آورد؛ زیرا داوید ویا مصدوم است و نمی‌تواند در بازی امشب به میدان برود. آلمان‌ها هم در بازی‌های امسال 4-2-3-1 بازی کردند. اتفاقا با آمدن شوان‌اشتاینگر جنس آنها کاملا جور شد و توانستند بازی‌های خوبی ارائه دهند. نکته مهم این که پیش از بازی شوان‌اشتاینگر حناح راست آلمان در حملات تیم بسیار کم‌اثر بود، در حالی که آمدن وی امکان حرکت از سمت راست و از آن مهم‌تر تشکیل مثلث‌های بزرگ در سطح تیم و حرکات ترکیبی پودولسکی-شوان‌اشتاینگر را فراهم کرد. این حرکات ترکیبی که یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های مسابقات امسال بود، چندین بار موجبات موفقیت آلمان‌ها را فراهم کرد. به خصوص با توجه به آن که بالاک بازیکن شناخته و همه کاره آلمان‌ها در بازی‌های پسا گروهی شناسایی شده و با یارگیری شدید مهار شده است، این حرکات گروهی راه‌گشای آلمان‌ها است. بنابراین ماتادورها اگر می‌خواهند موفق شوند، باید علاوه بر مهار بالاک (که حضورش در بازی فینال در پرده‌ای از ابهام است) گوش‌های آلمان‌ها را ببندند. برای این منظور حتما باید وظایف جدیدی برای هافبک‌های کناری خود یعنی سیلوا و اینیستا تعریف کنند تا با پوشش مناسب جلوی حرکت پودولسکی – لام از چپ و شوان‌اشتاینگر-آرنه را در راست بگیرند. مسلما زوج مارکوس سنا که یکی از بهترین‌های یورو 2008 است و ژاوی هرناندز به خوبی میانه میدان را از آن خود خواهد کرد و بدین ترتیب اسپانیایی‌ها موفق خواهند شد تا بازی را در دست بگیرند.

در مقابل، اسپانیایی‌ها امسال نتیجه چندین سال بازیکن‌سازی در سطح بین‌المللی را دیدند و موفق شدند تیمی یکدست و هماهنگ داشته باشند که با وجود مربی نه چندان فوق‌العاده‌اش بتواند به فینال برسد. اسپانیا با وجود محروم ماندن از بازی ترکیبی ویا-تورس در خط حمله می‌تواند از حرکات ترکیبی و بازی هماهنگ هافبک‌هایش بازی را در دست بگیرد و آلمان‌ها را در زمین خودشان محبوس کند؛ همان نوع بازی که بارسلونای آماده سال‌های پیش انجام می‌داد و به واسطه آن به شهرت رسید. با توجه به بدنه اصلی بارسایی تیم ملی اسپانیا همین روند می‌تواند به دو تیم کمک کند.

به هر حال باید به انتظار نشست و دید که خط هافبک اسپانیا بر آلمان‌ها پیروز خواهد شد یا برعکس.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:35  توسط سينا انصاری  | 

سوم تیر ماه 1384 برای بسیاری از ما یادآور خاطره ارزشمندی است. از یک سو، حماسه بزرگی از شکوه و عظمت جمهوری اسلامی رقم خورد که میلیون‌ها زن و مرد ایرانی به پای صندوق‌های رأی رفتند و رئیس‌جمهور منتخب خود را برگزیدند. انتخابات که نماد دموکراسی و آزادی در ایران اسلامی است. تحلیل‌های گران‌قدری که در مورد آزادی در ایران و انتخابات ارائه شده است، در بسیاری وبلاگ‌ها و مجلات آن دوره وجود دارد و علاقه‌مندان می‌توانند به آنها مراجعه کنند. با توجه به آن که در سومین سالگرد حادثه سوم تیر و پیروزی محمود احمدی‌نژاد بر حریفان پرآوازه‌ای چون مصطفی معین، علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف و محمد کروبی هستیم، بسیاری دوستان علاقه‌مند هستند تا به بررسی عملکرد و علل پیروزی وی بپردازند و برای آنها سوم تیر تاریخ غلبه احمدی‌نژاد است، اما برای من سوم تیر و انتخابات آن زمان یادآور مسأله بسیاری مهمی است و آن هم تشکیل جبهه دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر (چیزی در همین مایه‌ها) از سوی دکتر مصطفی معین و دوستانش است. معین پس از شکست در انتخابات به این نتیجه رسید که حقوق بشر در ایران رعایت نمی‌شود و به همین دلیل با ریزبینی خاصی که داشت این سازمان / جبهه / مؤسسه را به همراه یاران وفاداری چون رضا خاتمی تأسیس کرد که دستاوردهای آن تا کنون بی‌سابقه بوده است. در مورد دستاوردهای بی‌بدیل این سازمان همین بس که هنوز کسی در مورد آنها چیزی نمی‌داند. امیدوارم که این سازمان هم‌چنان به کار خود ادامه دهد تا روزی که حقوق بشر در ایران رعایت شود.

اما حتما این سوال پیش می‌آید که آنچه گفتم چه ربطی به فوتبال دارد. یادم می‌آید وقتی دانشجو بودم – در اسفند ماه 1378 یا 1379 – آقای بریتانیایی به تلویزیون آوردند و چند برنامه ورزشی با وی مصاحبه کردند و وی اعلام داشت که به منظور استعدادیابی در مدارس ایران آمده است. آنها که با ساختار باشگاهی ایران آشنا هستند می‌دانند که یکی از معضلات فوتبال ایران عدم توجه به مدارس است و کسانی که علاقه‌مند به فوتبال هستند گاه در دوراهی مدرسه و تحصیلات دانشگاهی از یک سو و حرفه فوتبال می‌مانند. چنین ساختاری گاه موجب شده است که برخی استعدادهای فوتبال ایران به تحصیلات آکادمیک روی بیاورند و گاه مانند علی دایی دیر به جامعه فوتبال معرفی شوند و گاه مانند فرزدا هرگز چهره نشوند. ورود آقای بریتانیایی امیدهای زیادی در دل فوتبال‌دوستان به وجود آورد، امیدی که با یک انتظار 8 ساله به پوچی گراییده است.

به هر حال این روضه را خواندم که یادآوری کنم حرف زدن خوب است، اما عمل کردن مهم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 0:53  توسط سينا انصاری  |