فقط برای مقایسه، میتوان این جریانات را با مشکلاتی که برای برق شیراز به مربیگری اصغر شرفی به وجود آمد، مقایسه کرد. اشتباهات داوری در آن زمان باعث شد برق شیراز در آستانه حضور در دسته دوم قرار بگیرد و اگر برخی تغییرات به شیوه ایرانی نبود برق به دسته دوم میرفت تنها به دلیل این که در 5 بازی داوران اشتباهاتی کرده بودند که 10 امتیاز از این تیم گرفته شده بود. وقتی شرفی داوران را شارلاتان خواند موجی علیه او به وجود آمد که وی را از فوتبال دور کرد. اما برخوردها با این دو موضوع کاملا متفاوت است، اکنون فردی مانند فردوسیپور بارها ذکر میکند درست است که شما از داوریها ضربه خوردهاید .... . در حالی که میبینیم واقعا در بازی با مس چنین نبوده است.
قصد دفاع صرف از داوریها ندارم، من هم میپذیرم که داوریها ضعیفاند اما اشتباهات داوری اجتنابناپذیر است؛ زیرا به دلایل مختلف انسان اشتباه میکند. حق هر تیمی هم هست که به اشتباهات اعتراض کند، کما این که وقتی داور بازی چلسی – منچستر سیتی در مورد اخراج جان تری استباه میکند، سازمان لیگ آن کشور این کارت قرمز را پاک میکند. اما در ایران این اعتراضها بیش از حد زیاد شده است و از سوی دیگر کاملا تبعیضآمیز است؛ رفتارها با تیمهای بزرگ و کوچک متفاوت است. مشکل اینجاست. در مورد مرادی هم باید بگویم که با یک اشتباه کسی را دار نمیزنند. همگان به یاد دارند کولینا در جام جهانی 2002 پنالتی اشتباهی به نفع انگلستان علیه آرژانتین اعلام کرد، اما کولینا برای بازی فینال به عنوان داور انتخاب شد، یعنی اشتباه وی اجتنابناپذیر تلقی شد.
در نهایت باید بگویم که من هم همیشه در مورد داوری به چشم یک خطا یا عامل بیرونی نگاه میکردم. یادم هست در آن بازی ایران – عربستان که با تک گل ماجد عبدالله باختیم کرمانی گلی زد که مردود اعلام شد، من گفتم که داور را خریدهاند، اما یادم هست دوستی به یادم آورد در همان بازی پنالتی عربستان هم بار اول گل شد و داور آن را هم مردود اعلام کرد که اتفاقا بار دوم گل نشد. خلاصه این که اشتباهات داوری وجود دارد، اما باید برخورد با آن را دید.
