تبليغاتX
سینا و فوتبال

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

فکر می‌کنم هرچقدر در مورد خصوصی‌سازی در ایران نوشته شود، کم است. لیبرالیسم نو که به جای آگاهی دادن در مورد روش‌های توسعه پیشنهادی خود با تبلیغات آنها را به جوامع حقنه می‌کند، امروز با ارائه راه‌کار خصوصی‌سازی و آزادسازی بسیاری کشورها (و انسان‌ها) را ترغیب کرده است تا برای رسیدن به دروازه‌های توسعه خصوصی‌سازی را در دستور کار خود قرار دهند. در کشورهای توسعه‌یافته با توجه به آگاهی موجود اعتراضات گسترده‌ای دیده می‌شود که تا حدی اثرات خصوصی‌سازی را تعدیل می‌کند؛ زیرا آن آدم‌ها می‌دانند که با خصوصی‌سازی گسترده بسیاری از امکانات دریافتی خود را از دست می‌دهند، به همین دلیل اعتراض می‌کنند و گاه اعتصاب و راه‌پیمایی. اما در ایران چنین نیست. کمتر کسی از بلایی که بر سر شیلی و شرکت‌های خصوصی‌اش آمد صحبت می‌شود، از آدم‌هایی که در روسیه مردند در مطبوعات یادی نمی‌شود، در مورد سهام‌های شرکت‌های کره‌ای که در اختیار آمریکایی‌ها قرار دارد اطلاعاتی در اختیار مردم قرار نمی‌گیرد. جالب اینجاست بر اثر تبلیغات برخی مردم قیافه‌ای روشنفکرمأبانه می‌گیرند و می‌گویند «تا موقعی که اقتصاد ما دولتی است وضعیت همین است»، انگار که خصوصی‌سازی مانند معجونی است که رقابت آزاد به وجود می‌آورد. این افراد غافلند که دولت فاسد هرگز شرایط اقتصاد آزاد فراهم نمی‌کند و نخواهد کرد، هم‌چنین خصوصی‌سازی در ذات خود افزاینده نابرابری است. به این افراد باید گفت که در چنین شرایط رقابتی تنها قیمت کس ننه تو به تعادل می‌رسد و سایر کالاها در انحصار افرادی خاص قرار می‌گیرند. فکر می‌کنم جالب باشد که در اینجا بیان شود که تحقیقات اجتماعی نشان می‌دهد قیمت فحشا در ایران دچار تورم افسارگسیخته نشده است و احتمالا دلیل آن هم عرضه پایان‌ناپذیر مادر همین بزرگواران به بازار رقابت آزاد فعلی است.

فوتبال کا و خصوصی‌سازی آن هم جریانی مشابه دارد. اول این که معلوم نیست طبق چه ملاکی و برچهمبنایی تیم‌ها خصوصی شده‌اند و چرا تیم‌ها به اشخاص واگذار می‌شوند. مگر قرار نیست که تیم‌ها وارد بورس شوند و در آنجا ارزش‌گذاری شوند و سپس به فروش برسند، پس چرا بدون هیچ کارشناسی‌ای تیم‌ها واگذار می‌شوند و آدم‌هایی می‌آیند و تیم را می‌خرند. (دست کم مناقصه‌ای صوری برگزار کنید). عجیب‌تر این که تیم‌های خصوصی‌سازی شده چرا مدیرعاملانی نظامی دارد. حالم بد می‌شود وقتی می‌بینم سردار صلاحی و سردار جعفری و سردار فلانی به عنوان مدیرعامل در مورد فوتبال و سریعا پشت آن در مورد اخلاق و فرهنگ‌سازی در ورزش صحبت می‌کنند.

نتیجه خصوصی‌سازی تیم‌های ما چه بوده است: تیم‌های ورشکسته‌ای چون پیام، ابومسلم، ملوان و ... . چرا می‌خواهیم نسخه‌هایی بپیچیم که در جاهای دیگر دنیا شکست خورده است و چرا می‌خواهیم آنچه را که می‌بینیم کاربردی نیست یا دست کم ما بلد نیستیم به زور اجرا کنیم؟ و عجیب‌تر این که چرا مطبوعات سکوت کرده‌اند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 12:42  توسط سينا انصاری  | 


در ادامه نوشتار قبلی باید بیفزایم که نمونه کامل فوتبال با مهاجمان سرعتی غیرقابل مهار تیم بارسلونا است که امسال با رفتن رونالدینیو دقیقا سه مهاجم دارد که همه آنها بسیار سرعتی هستند و دفاع مستقیم آنها در یارگیری با مشکلات زیادی روبرو است؛ یعنی مدافع نمی‌تواند یک جا بایستد و مهاجم را کنترل کند. از طرف دیگر چون مهاجمان هم ایستا نیستند و نمی‌شود جای ثابتی برای آنها در نظر گرفت، مدافعان نمی‌توانند وظایف خود را مانند حالت ایستای فوتبال ایران به راحتی انجام دهند. به همین دلیل بارسلونا هر گاه اراده کند به تیم حریف گل می‌زند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 7:49  توسط سينا انصاری  | 

با دوستی (که طرفدار استقلال بود) بازی تیم‌های استقلال و فولاد را می‌دیدم. فولاد در همان ابتدای بازی به گل رسید و پس از آن بیش از 80 دقیقه با دفاع منطقی تمام فضای مفید بازی استقلال را بست تا استقلال تنها 2 یا 3 موقعیت گل بدست آورد و در نتیجه فولاد با همان یک گل بازی را ببرد. دوست من می‌پرسید که خوب، چطوری می‌شود به این فولاد گل زد که 11 نفره دفاع می‌کند و اصلا نمی‌ذاره توپ بیاد رو زمین. به او گفتم اول این که درست دفاع کردن و جایگیری درست دفاع خودش هنری است که استقلال نداشت. دوم این که گل زدن به این تیم دفاعی راه دارد؛ راهکار آن در تمرینات و تفکرات مربیان مشخص می‌شود. در زیر به بررسی این راه‌کارها می‌پردازیم.

تقریبا تمامی تیم‌هایی که بازیکنان ضعیف‌تری نسبت به تیم مقابل خود دارند تلاش می‌کنند با دفاع فشرده و بستن فضای حیاتی و افزایش تعداد مدافعان و یارگیری فشرده تیم قوی‌تر را زمین‌گیر کنند و اجازه نفوذ به تیم مقابل ندهند؛ درست مانند زمان گذشته و جنگ‌های کلاسیک که سپاه ضعیف در قلعه‌ها مستقر می‌شد تا در پس برج‌ها و باروها سپاه مهاجم را پس بزند و از قلعه خود دفاع کند. در صورت ایجاد فرصت مناسب شبیخون هم می‌زد تا مهاجمان را آزاد دهد. در فوتبال هم تیم مدافع در قلعه خود می‌ماند و با ضدحمله تیم مقابل را آزار می‌دهد و گاه گل می‌زند.

وقتی تیم مدافع بد دفاع می‌کند، چیزی مانند مالدیو در برابر ایران که وضع مشخص است؛ مدافعان زرت زرت گل می‌خورند. در صورتی که تیم مدافع درست دفاع می‌کند معمولا این شرایط را دارد: پرسینگ در زمین خودی توسط مهاجمان عقب برگشته، هافبک‌ها میانی و پوشش این دو توسط مدافعان وسط یا هافبک دفاعی، حضور دفاع‌های سخت‌گیر و قدبلند برای زدن ضربات سر، پوشش صحیح پشت بازیکن دریبل‌خورده، بستن کناره‌های زمین با هافبک‌های کنار و مدافعان دو جناح، جایگیری صحیح در 18قدم هنگام ارسال‌های کنار و ضربات آزاد، اختصاص دو بازیکن برای بستن بازیکنان خلاق تیم مقابل و اجتناب از یارگیری‌های سه نفره و بیشتر که باعث آزاد شدن بازیکنان تیم مهاجم می‌شود؛ زیرا وقتی سه بازیکن یک بازیکن را تحت فشار قرار می‌دهند، آن سوی میدان دو بازیکن آزاد می‌شوند. آنچه معمول است این که مربیان ایرانی در این مواقع در اقدامی احساسی تعداد مهاجمان خود را افزایش می‌دهند و با ارسال توپ‌های بلند بدون ضرب از زمین خودی یا کناره‌ها می‌خواهند به گل برسند. یا برخی مربیان اصرار دارند که با شوت به گل برسند (که روشی مفید است به شرطها و شروطها).

اما برای باز کردن دفاع حریف این راه‌کار جواب نمی‌دهد یا اگر تیم مقابل اشتباه کند می‌تواند به گل برسد. راه چاره در چنین بازی‌هایی ایجاد فضا است. گفتیم که تیم مدافع تمام فضاهای حیاتی حمله را گرفته است، مربی باید نقطه ضعف حریف را شناسایی کرده باشد (مانند راه مخفی در قلعه‌های قدیمی!) یا آن که بازیکنان این فضا را ایجاد کنند. نقش مهم بازیکنان در این فضاسازی (1) حرکت بدون توپ و (2) حرکات ترکیبی است؛ دو موضوعی که فوتبال ایران با آن بیگانه است. هنگامی که بازیکنی توپ در اختیار ندارند (بیش از 95 درصد زمان بازی) باید با جابجایی مداوم مدافعان حریف را به کناره‌ها یا به فضای غیرمفید بکشاند. هم‌چنین آنها را با این کار خسته کند تا بازیکنان صاحب توپ راحت حرکت کنند. هم‌چنین در فوتبال و بسکتبال گفته می‌شود که وقتی مثلث بازیکنان مهاجم شکل می‌گیرد که با یکدیگر به درستی پاسکاری می‌کنند، هر تعداد مدافع نمی‌تواند توپ را از آنها بگیرد. متأسفانه در فوتبال ما این‌گونه برداشت می‌شود که باید یک بازیکن پاسور (مانند جباری یا جان‌واریو) داشته باشیم که تمام توپ‌ها را پخش کند، اما این روش منسوخ اشکال دارد؛ زیرا این بازیکن هر چقدر خلاق و تکنیکی باید توپ را نگه دارد و به بازیکنان ساکن که توسط مدافعان سخت‌گیر گرفته شده‌اند پاس بدهد و پاس وی هدر می‌رود. علاوه بر این، عنصر بسیار کلیدی زمان در این دوره از دست می‌رود، در حالی که گفتیم باید با حرکات مداوم مدافعان را از حالت استقرار خارج کرد و در بازه زمانی که مدافع مستقر نیست پاس نهایی را داد. بنابراین حرکات سریع ترکیبی سه‌چهار نفره دفاع مقابل را باز می‌کند. اضافه بر این موارد ارسال جناحین هم تیم را به گل می‌رساند، اما در مواردی که دفاع حریف فشرده، سرزن و با جایگیری صحیح است، ارسال بلند دیمی (مانند سانترهای خسرو حیدری) چاره‌ساز نیست، زیرا این ارسال‌ها زمان را می‌کشد و اجازه می‌دهد دفاع ضربه سر بزند، سانتر در این موارد باید کوتاه، با ارتفاع پایین و ضرب زیاد باشد. چنین ارسال‌هایی زمان استقرار و تفکر را از مدافع می‌گیرد و حتی ممکن است وی گل به خودی بزند. نمونه آن ارسال کوتاه و تند علیزاده برای مجیدی بود که گل نشد. راه‌کار دیگر گل‌زنی شوت از راه دور است به شرطی که سایر بازیکنان فضای مناسب برای شوت‌زنی را فراهم کنند. در غیر این صورت شوت‌ها با دفاع فشرده و یارگیری شدید تنها مضحکه‌ای خواهد بود برای تماشاگران تیم مقابل.

تمامی این روش‌ها باید در تمرینات و کلاس‌های تئوری برای بازکنان مطرح شده باشد. فوتبال ما حرکات بدون توپ ندارد، حرکات ترکیبی ندارد و درک صحیح بازیکن – بازیکن هم ندارد، از همه مهم‌تر سرعت ندارد؛ بنابراین یک فوتبال مدرن نیست و تیم‌های ما به راحتی در مقابل دفاع‌های بسته متوقف می‌شوند. متأسفانه توهمی در فوتبال ما به وجود آمده است که تا دفاع اشتباه نکند نمی‌شود گل زد، اما فراموش می‌شود که باید دفاع حریف را وادار به اشتباه کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:46  توسط سينا انصاری  |