حالا در استادیومهای کشور ایران هم با مشکل جدیدی روبرو هستیم. فرهنگ زبانی خاصی در ورزشگاهها حاکم شده است و برخی افراد فهمیده و مودب! به این شرایط اعتراض دارند و میگویند باید کار فرهنگی کنیم. این افراد که فهمشان در مورد فرهنگ از همان واژه نادرست فرهنگسازی پیداست، جریمههایی هم برای تماشاگران تعیین میکنند که جای صحبت دارد. شما فرض کنید داوری در یک بازی یک پنالتی برای شما نمیگیرد، بازیکن شما را اخراج میکند، سپس گل آفساید تیم حریف را میپذیرد. با این اشتباهات همان داور هفته بعد دوباره بازی را قضاوت میکند و دوباره اشتباهات مشابهی تکرار میکند. در اینجا تماشاگران میگویند «داور، کُسده نَنَت». من از همه دوستانی که اصرار خاصی به ادب و متانت دارند و ماشاءالله ادب پارسی را هم جویدهاند و احتمالا در محافل روشنفکری اظهار فضل هم میکنند، ملتمسانه خواهش میکنم معادلی برای این جمله پیدا کنند که همین بار معنایی را داشته باشد. عمرا اگر پیدا کنند. فقط یک سری ادعاهای عجیب و پذیرش اخلاق حاکم و همان بحثها که مثلا مادرش چه گناهی کرده است، حالا انگار که با گفتن تماشاگران مادر آن داور سریعا وارد تیمهای فحشا میشود. حتما وقتی منباب دوستی به بچهای بگوید پدرسوخته، پدر آن بچه میسوزد! قبلا هم گفتهام برخی مواقع فحش حالت دوستانه و محبت دارد که من آن را فحش تحبیب مینامم. مثل وقتی علی کریمی همه بازیکنان را دریبل میکند با شادی گفته میشود «مادرجنده چه بازیای میکنه» و این دوستانه است.
من هم میپذیرم که نباید به کسی توهین کرد، اما یک سری مسائل در جامعه به وجود میآید که باید آنها را بررسی کرد. ادبیات استادیومی در یک بازه تاریخی و به دلایل فرهنگی به وجود آمده است. میشود رفت سراغ دلایل و علتها بدون آن که به فکر سانسور افتاد یا صورت مسأله را پاک کرد. کسانی که خیلی ادعا دارند خوب است لحظهای به این فکر کنند که قوانین در جامعه چگونه شکل میگیرد، چگونه اجرا میشود و چگونه از آن حفاظت میشود؟ قوانین به نفع چه کسانی است و بسیاری مسائل دیگر. آنها هر وقت توانستند احساس خودشان را بدین شکل بدون سانسور بیان کنند برای دیگران فتوا دهند.
