تبليغاتX
سینا و فوتبال

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

احمدی گوساله       

                             بازم بگو فوتباله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 18:15  توسط سينا انصاری  | 

پس از بازی زیبا، هیجان انگیز و یکطرفه ایران و کره شمالی که ایران 20 بار موقعیت گل داشت و کره ای ها به زحمت یک فرصت گل داشتند، با سرمربی موفق تیم ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در زیر می آید:

 

>< ضمن سلام و خسته نباشید، چرا ایران در این بازی موفق نبود؟

< بچه ها با دل شیر بازی کردند و مانند گرگ به جنگ کره ای ها رفتند که یادشان رفته بود جلوی ما بره باشند و مثل طوطی شدند و ادای تیم های خوب را درآوردند تا پلنگ های ایران نتوانند تیم تمساح را شکست دهند.

 

>< چرا ایران این قدر متفاوت ظاهر شد؟

< بچه ها یک نیمه بین المللی بودند و نیمه دوم نشد. قصد ما این است که برای فینال جام جهانی در هر دو نیمه بین المللی باشیم.

 

>< چرا شما که احتیاج به برد داشتید تنها با یک مهاجم بازی کردید و در پایان هم بدون مهاجم بازی کردید؟

< هدف اصلی ما بازی با امارات است؛ چون رقابت اصلی برای کسب مقام چهارمی در گروه است و در نتیجه نباید دست ما برای امارات رو شود. به همین دلیل با ترکیب اصلی بازی نکردیم و حتی اجازه دادیم که کره به ما پرشر (فشار) وارد کند.

 

>< فکر نمی کنید استفاده از خلیلی مصدوم در سال گذشته اشتباه بود؟

< محسن همیشه دوست دارد که چیز یاد بگیرد و مهم این است که یاد بگیرد.

 

>< آیا هنوز معتقدید که می توانید به کاپ جام جهانی بوسه بزنید؟

< حتما. کسانی که مرا می شناسند می دانند من همیشه امیدوارم و دارم چیزهای جدید یاد می گیرم. حالا اگر به کاپ نشد به کیر شما بوسه می زنم، مهم این است که من مربی باشم!

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 16:43  توسط سينا انصاری  | 

پس از انتخاب دکتر فقیه به عنوان رئیس سازمان بهزیستی کشور مانند تمامی مدیران، تغییرات زیادی در مدیران سازمان به وجود آمد. یکی از این موارد، انتخاب محمد جواد جعفریان به عنوان مدیر کل دفتر ریاست بود. آقای جعفریان پیش از این سمت در روزنامه همشهری کار می کرد و با ساختار سازمان بهزیستی آشنایی نداشت. وی در هنگام انتخاب شدن 26 سال سن داشت. نکته جالب این که هیچ یک از این دو مدیر سابقه ای در سازمان بهزیستی نداشتند. تمام اینها به کنار رفتار آقای جعفریان کاملا با رفتار مدیریتی فاصله داشت. به عنوان مثال، پس از آن که سازمان بهزیستی در سال جدید پول من رو نداد، با دستور مستقیم رئیس سازمان قرار شد تا در ماه دهم سال پول من پرداخت شد. ظاهرا این خبر به آقای جعفریان رسیده بود که ممکن است من در مورد مدیران سازمان بهزیستی بنویسم، گفته بود که اگر این کار را می کند، پولش را ندهیم! یا جریان دیگر این که اگر از کسی خوشش نمی آمد فکر می کرد که نباید با وی سلام کند. خلاصه برای خودش مدیریتی می کرد.

مدیر جوان دیگر مهدی کاظمیان نام داشت که به عنوان مدیر کل روابط بین الملل انتخاب شد. شاهد بودم که وی در سفر دکتر فقیه به هندوستان برای ساده ترین کارها به دفتر ما زنگ می زد و سوال میکرد، انگار که دفتر ما روابط بین الملل است و آنها ... .

خاطرم هست که مرحوم دکتر حسین عظیمی یک بار در سخنرانی خود گفت، عمر مفید مدیران جمهوری اسلامی یک سال است، من در ابتدا باور نمی کردم. اما در سازمان بهزیستی حاج آقای شاکر را دیدم. وی در شش ماه دوره ای که در سازمان بودم، سه پست مدیریتی داشت. در ابتدا مدیر بهزیستی استان اصفهان بود، سپس معاون مشارکت های مردمی و در پایان هم معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور. جالب است که یک فرد در سه بتواند در سه بخش سازمان مدیریت کند. فرد دیگری که با دکتر فقیه آمد و دکتر (پزشک عمومی) مهدی عبدوس بود که به عنوان معاون پشتیبانی در سازمان بهزیستی کار کرد و پس از مدتی برکنار شد (شایعاتی در این مورد وجود دارد که می توانید از کارکنان سازمان بپرسید)

این خلاصه کوتاهی بود از جوان گرایی مدل احمدی نژاد که من دیدم. شاید جا داشته باشد بیشتر در این مورد گفتگو کرد، اما فعلا به دلیل ضیق وقت از آن می گذریم، با این امید که دوستان دیگر از تجربیات خود بنویسند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 18:6  توسط سينا انصاری  |