پس از این تعریف علمی از گوز کنترل شده با مثالی آن را عینی می کنم. حتما برای همه شما پیش آمده است که در مکانی عمومی دچار دل درد ناشی از دل پیچه ناشی از باد معده شده باشید. در این حالت از یک سو ادب مانع می شود تا باد را به شکلی پرصدا خارج کنید و از سوی دیگر درد معده مانع فعالیت شما می شود. بنابراین در چنین حالتی متوسل به گوز کنترل شده می شوید تا هم آبروی خود را حفظ کنید و هم درد را تخفیف دهید.
انتخاب سرمربی تیم ملی در ایران هم همان داستان گوز کنترل شده است که مسوولان بلندپایه ورزشی تلاش می کنند به آرامی کاری را انجام دهند تا هم درد ناشی از دل پیچه متوقف شود و هم آبروی خودشان حفظ شود، گویی مردم متوجه نمی شوند.
نقل حکایتی از ملانصرالدین خالی از لطف نیست. می گویند روزی ملا با دوستش نشسته بود، ناگهان بادی از ملا در شد. وی با سرعت سنگی از زمین برداشت و برجایی که نشسته بود ضربه زد. دوستش گفت فکری برای صدایش کردی، برای بویش هم فکری کن!
حالا باید توجه کرد که معمولا گوز کنترل شده بی صدا اما به شدت بودار است. حال باید نشست و انتظار بوی سرمربی تیم ملی کشید.
