تبليغاتX
سینا و فوتبال - خاطرات من از جوان گرایی در ایران / 1

سینا و فوتبال

بررسی بازی‌های فوتبال

همیشه این سوال وجود دارد که کشورهای در حال توسعه چگونه می توانند راه توسعه را طی کنند. پاسخ به این سوال همواره یکسان نیست و احتمالا هر کشوری باید پاسخ را خود بیابد. انتقاد و نگاه موشکافانه در نقد شرایط موجود راهگشای دیگرانی خواهد بود که تلاش می کنند راه های مناسب برای توسعه بیابند. به واسطه مکان های مختلفی که کار کرده ام، تجربه های زیادی از شرایط کار در ایران و عدم امکان توسعه (چه در بخش خصوصی و دولتی) یافته ام که فکر می کنم نقل آن می تواند بخشی از دین من به کشوری باشد که در آن تحصیل کرده ام و به نظرم می رسد نقد منصفانه شرایط مدیریت در ایران می تواند بخشی از وظیفه من در قبال ایران و سایر کشورهای در حال توسعه باشد. کشورهایی که به اشتباه حل مشکلات خود را در خصوصی سازی احمقانه و بی مهابا جستجو می کنند.

باید این موضوع را اضافه کنم که در نوشتار بسیاری نام ها را عینا آورده ام تا اگر کسی گمان می برد چنین جوان گرایی در ایران وجود دارد با تعقیب آن پی ببرد که رویکرد وجود دارد و همچنان هم ادامه خواهد داشت. برخی از افرادی که نام برده می شوند از دوستان من هستند و نام بردن از آنها به دلایل شخصی نیست، صرفا بر آنم که نقش تصمیم گیری های اشتباه در عدم توسعه را با مثال نشان دهم. بنابراین امیدوارم این دوستان از من خرده نگیرند و نرنجند؛ چرا که قصد من بهبود شرایط موجود و بحث در مورد اسامی تنها برای اطمینان دادن در مورد واقعیت است.

هم چنین اگر کسی 10 سال بعد به گذشته نگاه کرد و دلیل ناکارآمدی سازمان ها و نظام موجود را دید، بتواند یکی از مشکلات همیشگی کشور را بشناسد و با تحلیل خود به نقد سیستمی بپردازد که چنین رفتار غیرمدیرانه ای در آن دیده می شود. تمامی آنچه در اینجا می نویسم خاطرات شخصی من است و آن را یا مشاهده کرده ام یا آن که از افراد موجود در سیستم شنیده ام.

بحث من در این نوشتار بر دو جنبه مدیریتی استوار است که جوان گرایی در کشورهای توسعه نیافته مبتنی بر روابط است که در آن تخصص ها نادیده گرفته می شود. و دوم این که شایستگی افراد نقشی در مسوولیت آنها ندارد.

پس از انقلاب سال 1357 قانونی به تصویب رسید که تمامی بازیکنان بالای 27 سال تیم ملی بالاجبار بازنشسته شدند. این قانون یکی از عجیب ترین قوانین موجود در تاریخ ورزش جهان است؛ زیرا معمولا بازیکنان فوتبال در این سن به اوج توانایی خود می رسند. هرگز مشخص نشد چه کسانی دست اندر کار این برنامه ریزی بودند و چرا نظر خود را بعدها عوض کردند.

دولت رئیس جمهور احمدی نژاد هم جوان گرایی کرد و عرصه برای جوانان باز شد، اما دقیقا سوال است که چه جوانانی. در بخش صنعت جناب آقای مدیرعامل سایپا در سنی کمتر از سی سال به مدیریت رسید تا تحولی در جهان صنعت شد. در ورزش هم محمد آخوندی با کمتر از 30 سال سن گل سرسبد جوان گرایی در ورزش است. محمد آخوندی که هم عضو هیات مدیره پرسپولیس است و هم سخنگوی فدراسیون فوتبال، تا به حال دو سخن چرت گفته است که پس از هر دوی آنها جنجال بپا شد و سازمان به گه خوری افتاد: اولی اتهامات وی به رئیس پیشین سازمان بود و دیگری به برنامه 90 مربوط می شود. معلوم نیست بر چه معنایی چنین جوانی را در سمت سخنگو منصوب کرده اند.

و اما تجربه شخصی من در سازمان بهزیستی با تفصیل بیشتر. رئیس سازمان هنگام انتصاب به پست مدیریت تنها 31 سال سن داشت، تحصیلاتش پزشک عمومی بود و از آن جالب تر تنها سابقه کاری اش 6 ماه فعالیت در سمت مسوول روابط عمومی پزشکی قانونی تهران بود! یعنی علاوه بر جوانی تحصیلاتش با موضوع کار نامربوط بود و تجربه ای هم نداشت. برای آن که مقایسه کنیم، این طور عنوان می کنم: من مرداد ماه 31 ساله می شود، تحصیلاتم فوق لیسانس است (معادل پزشک عمومی) و در زمینه کار بیمارستانی و پزشکی سابقه ندارم؛ بنابراین لطفا من را نمی گویم معاون وزیر بهداشت یا مسوول بهداری استان، مدیر یک بیمارستان کنید. عاقلان چه می گویند؟ دقیقا همین اتفاق برای سازمان بهزیستی افتاد که سازمانی پیچیده در عرصه مسائل و مشکلات اجتماعی است. البته انصافا دکتر فقیه همواره با احترام با همه کارشناسان برخورد کرده و این حسن بزرگ وی علاوه بر هوشش است.

اما نکته جالب در سازمان بهزیستی جوان شدن مدیران دیگر است که در نوشتار بعدی می آید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 18:41  توسط سينا انصاری  |