یادته بچه بودیم
خونه مادربزرگ جمع می شدیم، قایم موشک بازی می کردیم
می گفتیم 1 2 3 ... باید چشمات رو ببندی
یادته تقلب می کردی، چشماتو باز نگه می داشتی
کاشکی دوباره بچه می شدیم ، دوباره قایم موشک بازی می کردیم
دوباره تقلب می کردی ، چشماتو باز نیگه می داشتی
این دفعه چشماتو با تقلب باز نکردی
این دفعه چشماتو به تقلب باز کردی
کاشکی دوباره می شمردی 1 2 3 ...
اما نشد که نشد
کاش دوباره بچه می شدیم و میشمردیم
یک دو سه / دیگه دیکتاتوری بسه
یک دو سه / دیگه کشتن آدما بسه
یک دو سه / دیگه تقلب بسه
اما همه اینا بازی بچه هاست. یک دو سه مارو کسی نمی فهمه
کاشکی می شد بشمریم برای تو و کاسپین ، تو عروسی تون. سه دو یک، داماد عروس رو ببوس
اما نشد که نشد.
یک دو سه / آدم کشی بسه
یک دو سه / برادرکشی بسه
یک دو سه / خواهرکشی بسه
اما یک دو سه چهار پنج شش هفت هشت نه ده یازده دوازده سیزده چهارده پونزده شونزده هفده هجده نوزده بیست ... بازم باید بشمریم، چون باز هم آدما کشته میشن