<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> سینا و فوتبال</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/</link>
<description>بررسی بازی‌های فوتبال</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 27 Oct 2009 22:12:51 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مگر ایران زندان است؟</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-142.aspx</link>
<description>وقتی برنامه این هفته برنامه نود و جریان این بازیکن پدرمرده نیجریه ای پخش شد، خاطرات قدیمی برای من زنده شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اول این که این مادرمرده ته کوچه ما زندگی می کرد. دوم این که برای آنهایی که جریان را نمی دانند باید بگویم این بنده خدا آمد تیم پورا - اواسط دهه ۱۳۷۰ بود فردوسی پور جان - و بعد به تیم های مختلف رفت. چند سال پیش رفت تیم کاوه و از آن زمان مشکلاتش شروع شد. از آنجایی که گذرنامه او در اختیار پلیس امنیت است (احتمالا) و تا موقعی که مالیاتش را ندهد، نمی تواند گذرنامه اش را دریافت کند. &lt;EM&gt;بنابراین عملا محکوم به ماندن در ایران است !!!!!&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند سال پیش محمد خردادیان - معلم رقص ساکن آمریکا - آمد ایران. تصادفا هنگام خروج از ایران دستگیر و در دادگاه به مجازات هایی محکوم شد که جالب ترین آنها این بود که نمی تواند به مدت ده سال از ایران خارج شود. انگار که ایران زندان است و &lt;EM&gt;وی محکوم به ماندن در ایران شد&lt;/EM&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هفته گذشته چند تن از سینماگران ایرانی قصد خروج از ایران داشتند که از خروج شان ممانعت به عمل آمد. در اصطلاح ممنوع الخروج شدند. باز هم تفکر این بود که آنها چون گناهکار هستند (البته در نگاه تعدادی از افراد ابله) ، نباید از کشور خارج شوند. &lt;EM&gt;آنها محکوم به ماندن در ایران هستند&lt;/EM&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به عنوان یک ایرانی هر کس افتخار می کند که در کشورش زندگی می کند، اما عجیب است، افرادی هستند در حاکمیت که ایران را به صورت زندان می بینند و هر کس را محکوم می دانند در ایران نگه می دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من از این آدم ها می ترسم، شما چطور؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 22:12:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=142</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-142.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات فدراسیون فوتبال الگویی برای انتخابات ریاست جمهوری</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-141.aspx</link>
<description>تمام کسانی که اخبار فوتبال ایران را دنبال می کنند، در جریان هستند که در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال ایران تنها یک کاندیدا وجود داشت که همان شخص هم به ریاست رسید. کار انتخاب کنندگان هم بسیار ساده بود، چون فقط یک نفر کاندیدا بود، لازم بود نام او را بر روی کاغذ بنویسند. پس از انتخاب رئیس فدراسیون هم چند نفری اعتراض کردند، اما پس از آن همه چیز عادی شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیشنهاد می کنم برای دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری از همین روش استفاده شود، بدین ترتیب که یک کاندیدا انتخاب شود که مردم در انتخابات به او رأی دهند تا شاهد این اتفاقات اخیر نباشیم. حتی به نظر من می شود که روی برگه رأی نام نامزد مربوط نوشته شود تا وقت مردم برای نوشتن نام وی تلف نشود و برای رأی گیری تنها برگ رأی را بگیرند و در صندوق بیندازند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی یاد یک جریانی افتادم که هر چه فکر می کنم نمی فهمم چه ربطی به جمهوری اسلامی دارد؛ اگر شما فهمیدید به من بگویید. ملا نصرالدین زنش را به قول قدیمی ها برای کلفتی به خانه دیگران می فرستاد. از او پرسیدند چرا زنت را برای کلفتی می فرستی گفت این گونه با درآمدی که زنم می آورد در خرج ها صرفه جویی می کنیم. از طرف دیگر برای کارهای خانه کلفت می آورد. از او پرسیدند که حالا چرا کلفت می آوری؟ گفت این گونه کارها آقامنشانه است؛ به قول امروزی ها با کلاس است. به این می گویند : &quot;آقایی در عین صرفه جویی&quot;. حالا ربط این موضوع به انتخابات و جمهوری اسلامی چیست، من هنوز نفهمیده ام.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Jun 2009 15:11:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=141</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-141.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک دو سه</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-140.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;یادته بچه بودیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خونه مادربزرگ جمع می شدیم، قایم موشک بازی می کردیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می گفتیم 1 2 3 ... باید چشمات رو ببندی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یادته تقلب می کردی، چشماتو باز نگه می داشتی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاشکی دوباره بچه می شدیم ، دوباره قایم موشک بازی می کردیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوباره تقلب می کردی ، چشماتو باز نیگه می داشتی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این دفعه چشماتو با تقلب باز نکردی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این دفعه چشماتو به تقلب باز کردی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاشکی دوباره می شمردی 1 2 3 ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما نشد که نشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاش دوباره بچه می شدیم و میشمردیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دو سه / دیگه دیکتاتوری بسه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دو سه / دیگه کشتن آدما بسه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دو سه / دیگه تقلب بسه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما همه اینا بازی بچه هاست. یک دو سه مارو کسی نمی فهمه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاشکی می شد بشمریم برای تو و کاسپین ، تو عروسی تون. سه دو یک، داماد عروس رو ببوس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما نشد که نشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دو سه / آدم کشی بسه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دو سه / برادرکشی بسه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک دو سه / خواهرکشی بسه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما یک دو سه چهار پنج شش هفت هشت نه ده یازده دوازده سیزده چهارده پونزده شونزده هفده هجده نوزده بیست ... بازم باید بشمریم، چون باز هم آدما کشته میشن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 16:46:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=140</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-140.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احمدی گوساله        بازم بگو فوتباله</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-139.aspx</link>
<description>احمدی گوساله        &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                             بازم بگو فوتباله&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Jun 2009 14:45:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=139</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-139.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطبی در مصاحبه با سینا و فوتبال: اصلا جای نگرانی نیست.</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-138.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;پس از بازی زیبا، هیجان انگیز و یکطرفه ایران و کره شمالی که ایران 20 بار موقعیت گل داشت و کره ای ها به زحمت یک فرصت گل داشتند، با سرمربی موفق تیم ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در زیر می آید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&gt;&lt; ضمن سلام و خسته نباشید، چرا ایران در این بازی موفق نبود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt; بچه ها با دل شیر بازی کردند و مانند گرگ به جنگ کره ای ها رفتند که یادشان رفته بود جلوی ما بره باشند و مثل طوطی شدند و ادای تیم های خوب را درآوردند تا پلنگ های ایران نتوانند تیم تمساح را شکست دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&gt;&lt; چرا ایران این قدر متفاوت ظاهر شد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt; بچه ها یک نیمه بین المللی بودند و نیمه دوم نشد. قصد ما این است که برای فینال جام جهانی در هر دو نیمه بین المللی باشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&gt;&lt; چرا شما که احتیاج به برد داشتید تنها با یک مهاجم بازی کردید و در پایان هم بدون مهاجم بازی کردید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt; هدف اصلی ما بازی با امارات است؛ چون رقابت اصلی برای کسب مقام چهارمی در گروه است و در نتیجه نباید دست ما برای امارات رو شود. به همین دلیل با ترکیب اصلی بازی نکردیم و حتی اجازه دادیم که کره به ما پرشر (فشار) وارد کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&gt;&lt; فکر نمی کنید استفاده از خلیلی مصدوم در سال گذشته اشتباه بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt; محسن همیشه دوست دارد که چیز یاد بگیرد و مهم این است که یاد بگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&gt;&lt; آیا هنوز معتقدید که می توانید به کاپ جام جهانی بوسه بزنید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt; حتما. کسانی که مرا می شناسند می دانند من همیشه امیدوارم و دارم چیزهای جدید یاد می گیرم. حالا اگر به کاپ نشد به کیر شما بوسه می زنم، مهم این است که من مربی باشم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Jun 2009 13:12:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=138</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-138.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تجربه من از جوان گرایی / 2</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;پس از انتخاب دکتر فقیه به عنوان رئیس سازمان بهزیستی کشور مانند تمامی مدیران، تغییرات زیادی در مدیران سازمان به وجود آمد. یکی از این موارد، انتخاب محمد جواد جعفریان به عنوان مدیر کل دفتر ریاست بود. آقای جعفریان پیش از این سمت در روزنامه همشهری کار می کرد و با ساختار سازمان بهزیستی آشنایی نداشت. وی در هنگام انتخاب شدن 26 سال سن داشت. نکته جالب این که هیچ یک از این دو مدیر سابقه ای در سازمان بهزیستی نداشتند. تمام اینها به کنار رفتار آقای جعفریان کاملا با رفتار مدیریتی فاصله داشت. به عنوان مثال، پس از آن که سازمان بهزیستی در سال جدید پول من رو نداد، با دستور مستقیم رئیس سازمان قرار شد تا در ماه دهم سال پول من پرداخت شد. ظاهرا این خبر به آقای جعفریان رسیده بود که ممکن است من در مورد مدیران سازمان بهزیستی بنویسم، گفته بود که اگر این کار را می کند، پولش را ندهیم! یا جریان دیگر این که اگر از کسی خوشش نمی آمد فکر می کرد که نباید با وی سلام کند. خلاصه برای خودش مدیریتی می کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیر جوان دیگر مهدی کاظمیان نام داشت که به عنوان مدیر کل روابط بین الملل انتخاب شد. شاهد بودم که وی در سفر دکتر فقیه به هندوستان برای ساده ترین کارها به دفتر ما زنگ می زد و سوال میکرد، انگار که دفتر ما روابط بین الملل است و آنها ... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خاطرم هست که مرحوم دکتر حسین عظیمی یک بار در سخنرانی خود گفت، عمر مفید مدیران جمهوری اسلامی یک سال است، من در ابتدا باور نمی کردم. اما در سازمان بهزیستی حاج آقای شاکر را دیدم. وی در شش ماه دوره ای که در سازمان بودم، سه پست مدیریتی داشت. در ابتدا مدیر بهزیستی استان اصفهان بود، سپس معاون مشارکت های مردمی و در پایان هم معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور. جالب است که یک فرد در سه بتواند در سه بخش سازمان مدیریت کند. فرد دیگری که با دکتر فقیه آمد و دکتر (پزشک عمومی) مهدی عبدوس بود که به عنوان معاون پشتیبانی در سازمان بهزیستی کار کرد و پس از مدتی برکنار شد (شایعاتی در این مورد وجود دارد که می توانید از کارکنان سازمان بپرسید)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این خلاصه کوتاهی بود از جوان گرایی مدل احمدی نژاد که من دیدم. شاید جا داشته باشد بیشتر در این مورد گفتگو کرد، اما فعلا به دلیل ضیق وقت از آن می گذریم، با این امید که دوستان دیگر از تجربیات خود بنویسند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 May 2009 14:35:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=137</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاطرات من از جوان گرایی در ایران / 1</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;همیشه این سوال وجود دارد که کشورهای در حال توسعه چگونه می توانند راه توسعه را طی کنند. پاسخ به این سوال همواره یکسان نیست و احتمالا هر کشوری باید پاسخ را خود بیابد. انتقاد و نگاه موشکافانه در نقد شرایط موجود راهگشای دیگرانی خواهد بود که تلاش می کنند راه های مناسب برای توسعه بیابند. به واسطه مکان های مختلفی که کار کرده ام، تجربه های زیادی از شرایط کار در ایران و عدم امکان توسعه (چه در بخش خصوصی و دولتی) یافته ام که فکر می کنم نقل آن می تواند بخشی از دین من به کشوری باشد که در آن تحصیل کرده ام و به نظرم می رسد نقد منصفانه شرایط مدیریت در ایران می تواند بخشی از وظیفه من در قبال ایران و سایر کشورهای در حال توسعه باشد. کشورهایی که به اشتباه حل مشکلات خود را در خصوصی سازی احمقانه و بی مهابا جستجو می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید این موضوع را اضافه کنم که در نوشتار بسیاری نام ها را عینا آورده ام تا اگر کسی گمان می برد چنین جوان گرایی در ایران وجود دارد با تعقیب آن پی ببرد که رویکرد وجود دارد و همچنان هم ادامه خواهد داشت. برخی از افرادی که نام برده می شوند از دوستان من هستند و نام بردن از آنها به دلایل شخصی نیست، صرفا بر آنم که نقش تصمیم گیری های اشتباه در عدم توسعه را با مثال نشان دهم. بنابراین امیدوارم این دوستان از من خرده نگیرند و نرنجند؛ چرا که قصد من بهبود شرایط موجود و بحث در مورد اسامی تنها برای اطمینان دادن در مورد واقعیت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هم چنین اگر کسی 10 سال بعد به گذشته نگاه کرد و دلیل ناکارآمدی سازمان ها و نظام موجود را دید، بتواند یکی از مشکلات همیشگی کشور را بشناسد و با تحلیل خود به نقد سیستمی بپردازد که چنین رفتار غیرمدیرانه ای در آن دیده می شود. تمامی آنچه در اینجا می نویسم خاطرات شخصی من است و آن را یا مشاهده کرده ام یا آن که از افراد موجود در سیستم شنیده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بحث من در این نوشتار بر دو جنبه مدیریتی استوار است که جوان گرایی در کشورهای توسعه نیافته مبتنی بر روابط است که در آن تخصص ها نادیده گرفته می شود. و دوم این که شایستگی افراد نقشی در مسوولیت آنها ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از انقلاب سال 1357 قانونی به تصویب رسید که تمامی بازیکنان بالای 27 سال تیم ملی بالاجبار بازنشسته شدند. این قانون یکی از عجیب ترین قوانین موجود در تاریخ ورزش جهان است؛ زیرا معمولا بازیکنان فوتبال در این سن به اوج توانایی خود می رسند. هرگز مشخص نشد چه کسانی دست اندر کار این برنامه ریزی بودند و چرا نظر خود را بعدها عوض کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دولت رئیس جمهور احمدی نژاد هم جوان گرایی کرد و عرصه برای جوانان باز شد، اما دقیقا سوال است که چه جوانانی. در بخش صنعت جناب آقای مدیرعامل سایپا در سنی کمتر از سی سال به مدیریت رسید تا تحولی در جهان صنعت شد. در ورزش هم محمد آخوندی با کمتر از 30 سال سن گل سرسبد جوان گرایی در ورزش است. محمد آخوندی که هم عضو هیات مدیره پرسپولیس است و هم سخنگوی فدراسیون فوتبال، تا به حال دو سخن چرت گفته است که پس از هر دوی آنها جنجال بپا شد و سازمان به گه خوری افتاد: اولی اتهامات وی به رئیس پیشین سازمان بود و دیگری به برنامه 90 مربوط می شود. معلوم نیست بر چه معنایی چنین جوانی را در سمت سخنگو منصوب کرده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اما تجربه شخصی من در سازمان بهزیستی با تفصیل بیشتر. رئیس سازمان هنگام انتصاب به پست مدیریت تنها 31 سال سن داشت، تحصیلاتش پزشک عمومی بود و از آن جالب تر تنها سابقه کاری اش 6 ماه فعالیت در سمت مسوول روابط عمومی پزشکی قانونی تهران بود! یعنی علاوه بر جوانی تحصیلاتش با موضوع کار نامربوط بود و تجربه ای هم نداشت. برای آن که مقایسه کنیم، این طور عنوان می کنم: من مرداد ماه 31 ساله می شود، تحصیلاتم فوق لیسانس است (معادل پزشک عمومی) و در زمینه کار بیمارستانی و پزشکی سابقه ندارم؛ بنابراین لطفا من را نمی گویم معاون وزیر بهداشت یا مسوول بهداری استان، مدیر یک بیمارستان کنید. عاقلان چه می گویند؟ دقیقا همین اتفاق برای سازمان بهزیستی افتاد که سازمانی پیچیده در عرصه مسائل و مشکلات اجتماعی است. البته انصافا دکتر فقیه همواره با احترام با همه کارشناسان برخورد کرده و این حسن بزرگ وی علاوه بر هوشش است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما نکته جالب در سازمان بهزیستی جوان شدن مدیران دیگر است که در نوشتار بعدی می آید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 May 2009 15:10:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مایلی کهن آدم نظام نیست، خود نظام است!</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>بارها مایلی کهن را متهم کرده اند که آدم نظام است، اطلاعاتی است یا این که وابستگی هایی نزدیک به مسوولان نظام جمهوری اسلامی دارد. پس از اتفاقات اخیر در فوتبال ما خود محمد مایلی کهن که در زمان بازیگری تا آنجا که من می دانم شیطنت هایی داشت و با خودداری از تعویض مواردی به وجود آورده بود، رسما اعلام کرد که آدم نظام نیستم بلکه دلسوخته نظام هستم. با توجه به شواهدی که بنده حقیر از وی دیده ام به نظرم می رسد باید گفت که مایلی آدم نظام نیست بلکه خود نظام جمهوری اسلامی است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای آن که به قول خود حاج مایلی «متوجه عرایض من بشوید» چند مثال می زنم تا مشخص شود. نظام جمهوری اسلامی و افرادی که به آن وابستگی دارند فکر می کنند چون مقدس و خالی از اشتباه هستند می توانند هر چه می خواند بگویند و از هر واژه و ادبیاتی استفاده کنند. خاطرم هست در جریان تدفین شهدا در دانشگاه صنعتی شریف و اعتراض دانشجویان، یکی از برادران دلسوز بسیج به ستاره گفت هی جنده! به همین راحتی. یا مثال جالب تر مقام عظمای ولایت بودند که در سخنان خود در مورد مادلین آلبرایت فرمودند «وزیر امور خارجه آمریکا با آن چهره کریهش» و با این کار چهره مادلین آلبرایت را به سخره گرفتند. مایلی کهن هم همین وضعیت را دارد، فکر می کند که هر چه خواست می تواند بگوید، از کوتوله گرفته تا حاجی فیروز.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بحث دیگر دشمن تراشی است. همه با نظام مقدس جمهوری اسلامی دشمن هستند و می خواهند دستاوردهای نظام را نادیده بگیرند. بنابراین ما باید به آمریکا فحش بدهیم، به انگلستان فحش بدهیم، به فلان کاریکاتوریست فحش بدهیم. هم چنان که مایلی باید به قلعه نویی و دایی و قطبی و کفاشیان و کریمی و ... فحش بدهد. نظام جمهوری اسلامی دستاوردهایی دارد که همه نادیده می گیرند، ما بهترین کشور دنیا هستیم با آزادی کامل و عدالت و برابری و هر کس اینها را نبیند دشمن ماست (و البته به قول هانس کریستین اندرسون حرامزاده). مایلی کهن با تیم ملی سوم آسیا شد و با فوتسال چهارم جهان. قبول، اما هرکس این وقایع دهه گذشته را نادیده گرفت و انتقاد کرد دشمن است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استفاده از روش های زورمدار برای مقابله با انتقادات موجود و پناه بردن به جو احساسی در هر موضوعی یکی دیگر از راهکارهای نظام و مایلی کهن است. نظام جمهوری اسلامی به محض این که احساس می کند ممکن است جریانی به ضررش باشد خیلی سریع به خون شهدا ارجاع می کنند و خود را پشت آن پنهان می کنند و اصلا کل موضوع را دگرگون می سازند. در اینجا باید یادی از دوستان بسیار عزیزم بکنم که بیگناه و تنها به دلیل شرکت در مراسم روز کارگر دستگیر شدند و چون بی دلیل دستگیر شده اند، مسوولان نظام در پی دگرگون کردن واقعیت هستند. مایلی هم هر کاری بخواهد می کند و همیشه به این موضوع ارجاع می دهد که در ورزشگاه به ناموس من توهین شد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تهمت زدن که دیگر خوراک مسوولان نظام است. یادم نمی رود گروهی تشکیل دادیم در دانشگاه به نام آفتابکاران و دو همایش گونه در دانشگاه داشتیم؛ یکی به مناسبت روز زن. دو روز بعد کار برخی دوستان به کمیته انضباطی کشید و داستان ها درآمد. رفته بودیم پیش رئیس دانشکده به ما می گفت اعضای بسیج گفته اند که در جلسه شما زنان کشف حجاب کرده اند! حالا توضیح می دهیم که بابا آن که تهمت زده باید مدرک بیاورد نه ما. کسی قبول نمی کرد. در نهایت، فیلم برنامه را دادیم تا کوتاه بیایند. روزنامه کیهان که وابستگی آن نظام مشهود است، بارها به هر که خواست اتهام زد و هر چه خواست گفت. مایلی هم هر کس را بخواهد متهم می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این تفکر که به تنهایی باید همه جهان را نجات داد و در عمل هیچ کاری نکرد، هم در نظام وجود دارد و هم در مایلی کهن. جمهوری اسلامی قرار است جهان را نجات دهد، اما در عمل هنوز موفق نشده است. مایلی کهن هم به تنهایی قرار است فوتبال ایران را پاک کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هم نظام و هم مایلی کهن نوچه پروری خاص خود را دارند. یعنی نوچه های نظام افرادی بودند که واقعه میکونوس یا ترور حجاریان را رقم زدند و نوچه مایلی کهن که از او حمایت کرده است کسی نیست جز مهرداد میناوند. مهرداد میناوند همان کسی است که مداح اهل بیت در تیم ملی هم بود و پس از گل زدن به تایلند به آن شکل خاص دعا کرد و سکه بهار آزادی را به جیب زد. اما پس از آن که به اتریش رفت، آدم دیگری شد. وقتی برای مسابقات قهرمانی اروپا به ترکیه رفت برای تلویزیون ترکیه بخشی از آهنگ مصطفی صندل را اجرا کرد. هم چنین روابط میناوند با آن دو دختری که پدرشان کلاهبردار بود، بر کسی پوشیده نیست. لازم است که من مخالفتی با آواز خواندن و روابط عاشقانه ندارم، اما با جانماز کشیدن و دورویی مخالفم. بماند، میناوند بیش از گذشته وارد مسائل حاشیه ای شد و سال گذشته فیلمی از او در یوتوب قرار گرفت که در ویلایی پر از مشروبات الکلی با حضور دو دختر با لباس کم دیده شد. بدین ترتیب آقای مداح اهل بیت در تلویزیون های دوبی به تبلیغ می پردازد. باز هم می گویم مشکلی با این کارها ندارم، اما زور دارد که میناوند از مایلی حمایت می کند و می گوید در اینجا عده ای با او دشمن هستند و باعث شده اند که موهای سرش بریزد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا با توجه به این تشابهات فکر نمی کنید مایلی کهن و نظام جمهوری اسلامی مثل سیبی هستند که از وسط دو نیم شده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 May 2009 10:53:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گوز کنترل شده و تغییر سرمربی</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description>گوز کنترل شده آن باشد که با دقت از مقعد گوزنده صادر شود، چنان که نه از آن صدا خیزد و نه گمان خروج مدفوع رود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از این تعریف علمی از گوز کنترل شده با مثالی آن را عینی می کنم. حتما برای همه شما پیش آمده است که در مکانی عمومی دچار دل درد ناشی از دل پیچه ناشی از باد معده شده باشید. در این حالت از یک سو ادب مانع می شود تا باد را به شکلی پرصدا خارج کنید و از سوی دیگر درد معده مانع فعالیت شما می شود. بنابراین در چنین حالتی متوسل به گوز کنترل شده می شوید تا هم آبروی خود را حفظ کنید و هم درد را تخفیف دهید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انتخاب سرمربی تیم ملی در ایران هم همان داستان گوز کنترل شده است که مسوولان بلندپایه ورزشی تلاش می کنند به آرامی کاری را انجام دهند تا هم درد ناشی از دل پیچه متوقف شود و هم آبروی خودشان حفظ شود، گویی مردم متوجه نمی شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نقل حکایتی از ملانصرالدین خالی از لطف نیست. می گویند روزی ملا با دوستش نشسته بود، ناگهان بادی از ملا در شد. وی با سرعت سنگی از زمین برداشت و برجایی که نشسته بود ضربه زد. دوستش گفت فکری برای صدایش کردی، برای بویش هم فکری کن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا باید توجه کرد که معمولا گوز کنترل شده بی صدا اما به شدت بودار است. حال باید نشست و انتظار بوی سرمربی تیم ملی کشید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Apr 2009 22:03:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=134</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کره ها و ضعف ها و قوتشان</title>
<link>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>بازی کره شمالی و جنوبی بیانگر تقابل فوتبال منظم و ماشینی اما آماتور شمالی ها در مقابل فوتبال حرفه ای شده و قدرتی جنوبی ها بود.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه اشتباهات و نقاط ضعف فنی و اداری ایران مدت هاست قابل مشاهده است و احتمالا در نوشتار بعدی به آن می پردازم، اما لازم می دانم که نکاتی در مورد بازی کره ها بیان کنم تا دوستانی که بازی را ندیدند و ناامید از پیروزی در مقابل کره هستند امیدوار شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کره شمالی مانند چین فوتبال را بسیار منظم بازی می کند و نقطه قوت اصلی آنها پاسکاری مداوم و پرهیز از اضافه کاری با توپ است. شاید دلیل اصلی آن نبود بازیکنان مطرح در تیم باشد. شاید هم ذات کشورهای کمونیستی کار گروهی و جمعی است که این را باید تحقیق کرد و دید. این تیم چند بازیکن سرزن در نقاط مختلف زمین دارد و همین نکته اجازه می دهد تا هم در خط حمله از ضربات سر استفاده کند و هم در خط دفاع نتوان به راحتی به آنها گل زد. آنها با استفاده از همین حربه به گل رسیدند که با اشتباه کمک داور قبول نشد. جالب اینجاست که دفاع این تیم در جاگیری ضربات آزاد مشکل دارد و به راحتی گل می خورد، آنها در بازی با ایران، کره جنوبی و عربستان به همین شکل گل خورده اند؛ یعنی یک نقطه ضفف آشکار برای گل زدن به این تیم. هم چنین نظم تیمی و پاسکاری کره شمالی باعث  می شود تا در ضدحملات فوق العاده خطرناک باشند. با وجود این نقاط قوت کره شمالی ضعف های آشکار زیادی دارد. اول از همه این که بازیکنان این تیم تجربه و توان فیزیکی مقابله با تیم های بزرگ را ندارند. تیم های فاقد بازیکن کارگردان (شماره 10) همواره در تنظیم زمان بازی دچار مشکل می شوند؛ یعنی دیده می شود که در 20 دقیقه پایانی کاملا تحت بازی حریف قرار می گیرند؛ هم چنین نمی توانند در زمانی که باید و لازم است به تیم حریف فشار بیاورند یا برعکس بازی را آرام کنند. کره شمالی در ایران و در کره جنوبی دچار همین مشکل شد و بازی را از دست داد. باید اضافه کنم که تیم ایران هم همین مشکل را دارد و هنوز نوانسته ایم چنین بازیکنی داشته باشیم. مصدومیت های پیاپی محرم نویدکیا و مجتبی جباری این فرصت را از ما گرفته است و در نتیجه باید این وظیفه را به نکونام واگذار کنیم. نبود تجربه باعث شد تا کره شمالی در دقایق پایانی نتواند بازی برتر نیمه اول را ادامه دهد و تحت فشار کاپیتان و شماره 10 آنها اشتباهی کرد که احتمالا اطفال هم انجام نمی دهند و در نتیجه این بازی مساوی نشد. بنابراین بهترین استراتژی مقابل این تیم کنترل بازی در میانه زمین و افزایش فشار بر روی دروازه کره ای ها در نیمه دوم است. این روش نیاز به تمرین و استفاده از بازیکنان طراح در میانه زمین دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کره جنوبی تیم متحول شده است. آنها دیگر مانند سابق یک تیم تمام سرعتی نیست. برعکس آنها قدرت بدنی را هم محور کار خود قرار داده اند. به همین دلیل می بینیم در بازی رفت مقابل کره شمالی و ایران توانستند نتایج را تغییر دهند و در زمین حریف مساوی بگیرند. هم چنین بازی برگشت با کره شمالی را ببرند. تیم کره بازیکنان حرفه ای و بدور از بازی احساسی را در تیم خود دارد که بسیار جالب است؛ زیرا حتی زمانی که این تیم عقب می افتد بازی این تیم تغییر نمی کند. با وجود این نقاط قوت آنها در تهران کاملا تحت تأثیر بازی تیم ما قرار داشتند و اگر کادر فنی ما اشتباهات فراوان آن بازی را نداشت می شد آن تیم را شکست داد. کره جنوبی در دفاع و ساختار دفاعی مشکل دارد. دفاع این تیم نمی تواند توپ های مورب ارسالی جناحین را به درستی دفع کند. البته دروازه بان خوب این تیم با وجود قدرت فوق العاده در شوت ها در خروج ها مشکل دارد. بنابراین استفاده از ارسال جناحین می تواند یکی از روش های گل زنی به این تیم باشد. از سوی دیگر دفاع این تیم به راحتی عمق می دهد و در نتیجه می توان به پاس های کوتاه هم به دروازه این تیم نزدیک شد. کاری که علی کریمی در آن استاد است. به هر حال درست است که کره جنوبی صدرنشین و امید اول صعود از گروه است، اما فراموش نکنیم که تا حد زیادی مرهون اشتباهات داوری در مقابل کره شمالی (رفت و برگشت) و عربستان است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Apr 2009 10:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinaandfootball&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>sinaandfootball</dc:creator>
<guid>http://sinaandfootball.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
